Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Menu


پاتولوژی رنگ‌ها


پاتولوژی رنگها

این بار در پاراگراف فارسی متمم می‌خواهیم به سراغ شعر کوتاهی از دنی آبسه (Dannie Abse) برویم. شاعری که از سال ۱۹۲۳ تا ۲۰۱۴ زندگی کرد و شعرهای بسیاری سرود.

جالب این‌جاست که آبسه حدود سی سال به شغل پزشکی مشغول بود. اما او را در انگلستان و در جهان، بیشتر به خاطر شاعری و نویسندگی‌اش می‌شناسند.

آبسه را معمولاً در کنار مجموعه اشعارش، با کتابی که در فراق همسرش نوشت می‌شناسند. او همسرش را در یک سانحهٔ رانندگی از دست داد و برای تحمل «درد از دست دادن» به نوشتن رو آورد.

اگر چه این نوشته‌ها قرار نبود منتشر شوند، اما بعدها دوستان آبسه او را متقاعد کردند که آن‌ها را در قالب کتابی منتشر کند. کتابی با نام «حضور» یا «Presence.»

زندگی آبسه ترکیب عجیبی از تلخی و امید است. سختی‌ها و تلخی‌های زندگی‌اش کم نبوده،‌ با این حال نور و امید را هم می‌توان در حرف‌ها و نوشته‌هایش یافت.

گویا دوستان آبسه یک بار به او می‌گویند: «تو پزشک هستی، اما هیچ اثر و رنگی از پزشکی در اشعارت نیست. هیچ‌کس با خواندن اشعار تو نمی‌فهمد که جدا از لباس شاعری، لباس پزشکی را هم بر تن داری.»

چنین می‌شود که او شعر پاتولوژی رنگ‌ها را می‌نویسد (+). لحن او در پاتولوژی رنگ‌ها، کمی سخت و تلخ است. اما همین تلخی، نگاه متفاوت او را به دنیا نشان می‌دهد:

من رنگ سرخ را می‌شناسم.

رنگی دوست‌داشتنی است؛ اما نه آن‌ هنگام که در یک تودهٔ سرطانی جلوه می‌کند.

و رنگ سبزِ شفابخشِ برگ‌ها و علف‌ها را دوست دارم؛ رنگ بهار.

اما نه آن رنگ سبزی که در عفونت اندام انسان دیده می‌شود؛ آن‌جا دیگر بهاری نیست.

من سایه‌روشن قرمز و آبی را هم دیده‌ام، آمیخته با بنفش؛ چیزی شبیه پوست آلو،

اما بر چهره‌ٔ یک خودکشی.

و نیز رنگ سفید را، سفید آبرنگ، آمیخته با سایه‌های آبی،

اما بر چهره‌ای که از پشت شیشهٔ خرد شدهٔ یک خودرو نمایان بود.

حتی درخشنده‌ترین و خیره‌کننده‌ترین نورهای رنگارنگ‌ هم می‌توانند جنایتکارانه باشند و و نازیبا،

آن هنگام که در اثر انفجار یک بمب هیدروژنی پدیدار می‌شوند.

به همان نازیبایی صحنهٔ شکمی که برای کالبدشکافی باز شده،

تا اثبات کند که درهای کلیسا برای جنایت باز نشده بوده است.

من حتی در آینه‌ای که نور خورشید بر لبه‌اش با هفت رنگ منعکس می‌شد،

باز هم دست‌ساز‌های مرگ را عیان دیده‌ام:

روبانی که بر یونیفرم یک سرباز دوخته شده بود.

پیشنهاد عضویت در متمم

دوست عزیز.

شما با عضویت رایگان به عنوان کاربر آزاد متمم (صرفاً با تعیین نام کاربری و کلمه‌ی عبور) می‌توانید به حدود نیمی از چند هزار درس متمم دسترسی داشته باشید.

همچنین در صورت تمایل، با پرداخت هزینه عضویت، به همه‌ی درس‌های متمم دسترسی خواهید داشت. فهرست برخی از درس‌های مختص کاربران ویژه متمم را نیز می‌توانید در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های مختص کاربران ویژه متمم

از میان درس‌هایی که در فهرست بالا آمده است، درس‌های زیر از جمله پرطرفدارترین‌ موضوعات هستند:

دوره MBA  |  مذاکره  |  کوچینگ  |  توسعه فردی

فنون مذاکره  |  تصمیم گیری  |  مشاوره مدیریت

تحلیل رفتار متقابل  |  تسلط کلامی  |  افزایش عزت نفس

چگونه شاد باشیم  |  هوش هیجانی  |  رابطه عاطفی

خودشناسی  |  شخصیت شناسی  |  پرورش کودکان هوشمندتر

اگر با فضای متمم آشنا نیستید و دوست دارید درباره‌ی متمم بیشتر بدانید، می‌توانید نظرات دوستان متممی را درباره‌ی متمم بخوانید و ببینید متمم برایتان مناسب است یا نه. این افراد کسانی هستند که برای مدت طولانی با متمم همراه بوده و آن را به خوبی می‌شناسند:

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    شکیبا فریدی ، نوید مهدی زاده طرقبه ، فائقه خطیبی ، سید علی موسوی ، آذین شریفی

 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

۹ نظر برای پاتولوژی رنگ‌ها

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : دانشجوی همیشگی مدیریت

    دوستی داشتم که با نوشتن داستان طلاق و جدایی‌اش را نوشت در یک سال؛ و یک قرص یا داروی ضد افسردگی نخورد که هزار عوارض دارد.

    این درس، مرا یاد آن دوست انداخت.

    طلاق بخش‌های زیادی از زندگیش رو تحت تأثیر قرار داد؛ از جمله اینکه هنوز فرزندی ندارد و تازه یک سال هست ازدواج کرده؛ ضررهای مالی کمی هم نکرد؛ ضررهای زمانی که بسیار متحمل شد.

    ولی آخرین بار که دیدمش، حرفی زد که مضمونش شبیه بخشی از همین درس بود:

    زندگی همینه! مگر قراره برای همه شیرین باشه و به کام؟ ما تو این دنیا اومدیم برای آزمایش شدن؛ نه آسایش!

    خیلی آرامش بخش بود این جمله‌اش؛ خصوصاً قسمت آخرش.

    نگاه به زندگی وقتی عمیق باشد، در کل زندگی یک سفر لذت‌بخش هست؛ به شرطی که دنبال خود زندگی باشیم؛ نه شتاب‌زدگی‌هایی که اسمش هر چیزی هست جز زندگی!

     
    تمرین‌ها و نظرات ثبت شده روی این درس صرفاً برای اعضای متمم نمایش داده می‌شود.
    .