Menu


عوامل و موانع پرورش و شکوفایی استعدادها


پرورش و شکوفایی استعدادها - عوامل و موانع

در آغاز این سلسله مباحث، باید بین دو لغت، تمایز جدی قائل شویم: استعداد و توانمندی.

استعداد، چیزی است که بالقوه در ما وجود دارد و تا زمانی که پرورش پیدا نکند و مورد توجه قرار نگیرد، به توانمندی تبدیل نمی‌شود.

خیلی‌ها استعداد موسیقی دارند. اما همه‌ی کسانی که استعداد موسیقی دارند، موسیقی‌دان نمی‌شوند.

همچنانکه خیلی‌ها استعداد مدیریت دیگران را دارند. اما هر کسی که از چنین استعدادی بهره‌مند است، در نهایت به توانمندی مدیریت دیگران دست پیدا نمی‌کند.

درست همانطور که وجود دانه، برای رشد یک گیاه ضروری است اما قرار نیست هر دانه‌ای، به یک گیاه شاد و سرسبز و زیبا تبدیل شود.

ضمناً دقت داشته باشید که هر استعدادی ممکن است به توانمندی‌های مختلفی تبدیل شود.

به عنوان مثال، استعداد کار با انگشتان، در یک فرد به توانمندی آرایش تبدیل شود.

اما در فرد دیگری، در قالب توانمندی مونتاژ سریع و دقیق قطعات مکانیکی، شکل بگیرد و رشد کند.

همچنانکه پرورش هر استعدادی، می‌تواند به چند توانمندی کاملاً مختلف منتهی شود، هر توانمندی هم ممکن است ریشه در استعدادهای متفاوتی داشته باشد.

وقتی که تلاش می‌کنیم استعدادهای خود را به توانمندی تبدیل کنیم، با واقعیت‌های جدیدی در مورد خودمان روبرو می‌شویم.

ممکن است به نتیجه برسیم که قضاوت ما در مورد استعدادمان اشتباه بوده است. یا اینکه متوجه بشویم که تلاش و وقت و هزینه‌ای که برای پرورش یک استعداد لازم است، فراتر از ظرفیت‌های فعلی ماست و ترجیح بدهیم که از تبدیل آن استعداد به یک توانمندی – لااقل در حال حاضر – صرف نظر کنیم.

همچنین در تلاش برای تبدیل استعدادهای بالقوه به توانمندی‌های واقعی، ممکن است وادار شویم که برخی از استعدادهای خود را کنار بگذاریم و از آنها به نفع سایر استعدادها صرف نظر کنیم.

tallent-motamem-org01

حالا که از استعدادها و تبدیل آنها به توانمندی حرف زدیم و استعدادها را به دانه و توانمندی را به گیاه رشد کرده و بالغ تشبیه کردیم، منطقی است که بگویید:

دانه، برای تبدیل شدن به یک گیاه بالغ، به منابع متعددی نیاز دارد و باید فضا و زمان مناسب در اختیارش قرار گیرد.

همچنین موانع متعددی در راه رشد دانه‌ها وجود دارند که اگر برطرف نشوند، دانه هرگز فرصت رشد و نمو را نخواهد داشت.

با توجه به این مسئله، عواملی که می‌توانند تسهیل کننده یا مانع پرورش استعدادهای ما باشند، کدامند؟

محدودیت در دسترسی به این درس

دوست عزیز.

درس‌های مرتبط با استعدادیابی (هم استعدادیابی مقدماتی و هم مجموعه درس‌های پرورش استعدادها) برای کاربران آزاد متمم طراحی شده است.

البته برای دسترسی به درس‌های پرورش استعدادها (مثل این درس) باید ابتدا درس‌های استعدادیابی مقدماتی را بگذراند.

عضویت به عنوان کاربر آزاد متمم رایگان است و شما صرفاً با تعیین نام کاربری و کلمه‌ی عبور می‌توانید به حدود نیمی از چند هزار درس متمم دسترسی داشته باشید.

همچنین در صورت تمایل، با پرداخت هزینه عضویت، به همه‌ی درس‌های متمم دسترسی خواهید داشت.

فهرست برخی از درس‌های مختص کاربران ویژه متمم را نیز می‌توانید در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های مختص کاربران ویژه متمم

البته از میان درس‌های مطرح شده، شاید بهتر باشد ابتدا مطالعه‌ و بررسی مباحث زیر را در اولویت قرار دهید:

  دوره MBA

  فنون مذاکره

  تحلیل رفتار متقابل

  تصمیم گیری

  پرورش تسلط کلامی

  افزایش عزت نفس

  چگونه شاد باشیم

 

  شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.

برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند: مریم , شراره شیری جیان , بهاره اسماعیلی , سید حمید رضا صحفی , محمد فرازی

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مفاهیم پرورش استعدادها به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه مفاهیم پرورش استعدادها
 
برخی از سوالهای متداول درباره متمم
متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

قوانین کامنت گذاری در متمم

188 نکته برای عوامل و موانع پرورش و شکوفایی استعدادها

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : سکینه شفیعی نژاد

    با سلام
    قوی‌ترین استعدادی که در خود می‌شناسید چیست؟
    همانطور که در پروژه پایانی استعدادیابی نوشته بودم قوی ترین استعدادم " توانایی استقرا یا شهودی بودنم است.ولی شاید اگر توانایی تسلط بر انگشتان دست، حافظه طراحی و تشخیص و تفکیک رنگها و موسیقی در من پرورش می یافت، چه بسا یکی از آنها،قوی ترین استعدادم بودند . اینها را به این خاطر می گویم چون در سنین نوجوانی با کمی تمرین کردن روی دوخت می توانستم چیزهایی را بدوزم که همه فکر می کردند که این کار را با چرخ انجام شده نه با دست، در گلدوزی هم چنین بود. مسئله دیگر در تایید اینکه آن استعداد هنوز هم در من هست، مسئله تمرکز و توجه و دقت است که با انجام تمرینی که در سمینار رفتارشناسی درباره تمرکز پیشنهاد داده شده، توانستم 1372 کلمه از5 صفحه کتاب قوی سیاه راپشت سرهم بخوانم و بشمارم و با این کار متوجه شدم که خوشبختانه هنوز آن تمر کز لازم را دارم.
     
     با پرورش این استعداد، چه توانمندی‌هایی را می‌توانید کسب کنید؟
    من عاشق خلق کردن هستم ، روانشناسی، خود شناسی ، نویسندگی را هم خیلی دوست دارم .
    برای خلق کردن ( مثل نقاشی، طراحی، تزئینات، سفالگری، تراش سنگهای قیمتی، نواختن آهنگ)  نیاز به پرورش استعداد تسلط بر انگشتان، حافظه طراحی، موسیقی است که می تواند به من کمک کند تا در این زمینه توانمند باشم.
    توانمندی در زمینه روانشناسی ، خودشناسی ، نویسندگی هم به گمانم نیازمند پرورش استعداد استقرا باشد. نمی دانم شاید درونگرا بودنم و رویا پرداز بودنم هم بتواند به این موارد کمک کند.
     
     تا به حال در این زمینه چه تلاش‌های موفق و ناموفقی داشته‌اید و از میان عوامل مطرح شده در درس، در مورد خودتان چه مصداق‌ها و مثال‌هایی دارید؟
    اول از همه می خواهم کمی در باره آرزوهایم بگویم و به دنبالپاسخگویی به سوالات باشم چونبرای خودم هم یاد آوری شود که چه کارهایی تا کنون برای رسیدن به آرزوهایم انجام داده ام.
    از کودکی بسیارکنجکاو بودم و دوست داشتم درمورد خودم، خانواده ام، خدا و جهان هستی همه چیز را بدانم ولی متاسفانه پدر و مادرم و اطرافیانم به خاطر مشغله هایی که داشتند هرگز نتوانستند پاسخگوی کنجکاویی هایم باشند و چون بچه درونگرایی بودم و خجالتی ، سوالها در ذهنم می چرخیدند و من جرات پرسیدن از دیگران را نداشتم . در خیالپردازیهای بچه گانه ام فکر می کردم که اگر بزرگ شوم و جهانگرد شوم ، مثل مارکو پلو، می توانم به همه دنیا سفر کنم و پاسخ سوالاتم را بگیرم، اگرچه هنوز هم این یکی از آرزوهایم می باشد.
    از علاقمندیهای دیگرم اینکه خیلی دوست دارم چیزی را خلق کنم ، یعنی با دستانم چیزی بسازم، هرچیزی که می بافم، می دوزم، می کشم و می سازم چنان هیجان زده ام می کند که بیانش برایم وصف ناپذیر است.
    علاوه براینها خیلی دوست دارم انسان اثر گذاری باشم و به دیگران در زندگی شان کمک کنم . چون این یکی از حسرتهای کودکی و نوجوانیم بوده که در موقع نیاز راهنمای دلسوزیی نداشتم .
    حالا حواب سوال:
    به غیر از دوران مدرسه به علت محدودیتهایی که در زندگی داشتم نتوانستم به کارهای هنری مورد علاقه ام برسم . بعدها یک دوره خیاطی را گذراندم ولی باز به خاطر نداشتن بعضی شرایط ( نه مالی) نتوانستم از آن برای کسب در آمد استفاده کنم. از آنجایکه شناختی از استعدادهای دیگرم هم نداشتم . برای کسب درآمد شغل کارمندی را انتخاب کردم. بعد از چند سال کار در اداره فهمیدم که هیچ رضایتی از خودم ندارم و همین امر باعث شد تا بیشتر به خودم بپردازم و ببینم ریشه این نارضایتی در چیست ؟ کتابهای زیاد انگیزشی، کسب و کار، درآمد زایی، خودشناسی، معنا درمانی، هستی شناسی و... خواندم و دیدم که به حوزه روانشناسی گرایش بیشتری دارم.در این زمینه کلاسهاو سمینارها ی زیادی رفتم وcdهای متعددی در این زمینه گوش دادم ( قبلا هم در کامنتهای قبلی گفته بودمدوره های هیپنوتراپی ،NLP، روانشناسی عمقی و تحلیلی شرکت کردم و هزینه های زیادی هم بابت آن پرداختم ) تا جایی که صدای خانواده و دوستان و همکاران درآمد که تو چه مشکلی داری که این قدر از این شاخه به آن شاخه می پری ، تو که درآمد نسبتا خوبی داری ، در شغلت هم که جایگاه خوبی داری و چندین نوبت به خاطر تلاشت کارمند نمونه شدی، تو چه می خواهی ؟ ولی با همه این تفاسیر هیچگاه من از خودم رضایت نداشتم ودوست هم نداشتم که یک کارمند باشم. دوست داشتم برای خودم کارکنم وشغلی ایجاد کنم و دیگران را هم مشغول به کارکنم. دل و احساسم می گفت برو دنبال خواسته هایت و از آنجا استعفا بده ولی عقلم می گفت که هنوز زود است تو باید تمام جوانب را بسنجی بعد دست به چنین کاری بزنی، شاید استعداد تو در چیز دیگری باشد نکند که شکست بخوری؟(عدم همراهی دل و عقل)
    بنابراین تصمیم گرفتم استعداد های دیگری که گمان می کردم، دارم را نیز محک بزنم و ببینم در آن زمینه ها چگونه هستم. خیلی در این مورد به جستجو و تحقیق پرداختمتا فعالیت هنری را پیدا کنم که هم دوستش داشته باشم و هم درآمدی برایم داشته باشد و هم افراد دیگری را مشغول به کار کنم.تا اینکه چندین مطلب در مورد گوهرتراشی یا تراش سنگهای قیمتی (یاقوت، زمرد، مرجان ،عقیق ، فیروزه و..) و سود آور بودنش پیدا کردم و اینکه بسیاری از افراد نمی دانند که چقدر از این منابع در ایران وجود دارد که به علت ندانستن اهمیت آن هدر می رود و بقیه بصورت خام صادر می شود. با داشتن این مهارت می توانستم هم کارآفرین باشم و هم به دیگر خواسته هایم برسم. برای همین تصمیم را گرفتم که با تمام هزینه هایی که برایم دارد دوره را ثبت نام کنم و با اینکه بعد از ساعت کاری از ساعت 4 تا 5/8 شب در کلاس شرکت می کردم وساعت 10 یا11 شب از تهران به کرج می رسیدم وچون کارش را دوست داشتم وهم اینکه فکر می کردم دارم به هدفم می رسم ، احساس خستگی نداشتم تا اینکه با یکی از افرادی که در این زمینه کار کرده بود آشنا شدم و او به من گفت دنبال این کار نرو همه اش دورغ است من تمام این راه را رفته ام و .... با اینکه منبا کسان دیگر هم در این رابطه صحبت کرده بودم، تمام تحقیقاتم را گذاشتم کنار و شنیدن نارضایتی شخصی که شاید به هر دلیلی نتوانسته بود در این کار موفق شود، از تصمیم به اینکارمنصرف شدم (خطا ی تمرکز بر آخرین اطلاعات در تصمیم گیری).
    بعد از چند مدت فکر کردم که به بازار بورس علاقه دارم و شاید بتوانم با شرکت در کلاسها، تحلیلهای درستی در این زمینه داشته باشم. اما با تجربه قبلی ام ابتدا یک کتاب در این مورد خریداری کردم تا با خواندن آن ببینم می توانم از پس آن برآیم و آیا واقعا مورد علاقه ام هست یا نه؟ بعد برای ثبت نام اقدام کنم . در کنار خواندن کتاب از افرادی که در این زمینه فعالیت داشتند نیز تحقیق کردم، کتاب را تمام نکرده متوجه شدم که من توانایی این همه استرس واضطراب در کار را ندارم و با خلق و خوی من سازگار نیست. در اولین فرصت از این کار هم صرف نظر کردم ( داشتن علاقه منطقی ،عدم علاقه احساسی) .
    در ضمن ما بین این تصمیمات به کلاس موسیقی هم رفتم و با اینکه در این زمینه پیشرفت داشتم و حال بسیار خوبی را تجربه کردم ، متوجه شدم این کار برایم یک کار تفریحی و دلی است و الان نباید زمانم را صرف این کار کنم. واجب تر از آن، یافتن استعداد و توانمندی است که در پیشبرد اهداف و زمینه کاریم بتواند به من کمک کند، مطمئنا بعدها زمانهای فراغتم را با این کار پر خواهم کرد( انتخاب هوشمندانه فعالیتها) .
    از زمانیهم که با متمم آشنا شدم به نویسندگی علاقمند شدم و در این زمینه بسیار ضعیف هستم و هیچ کاری هم در این رابطه انجام نداده ام .
    خلاصه اینکه با این کمال طلبی که دارم و محدودیت زمانی که برایم وجود دارد،باید هرچه سریعتر برای اجرایی کردن توانمندیهایم دست به اقدام بزنم . مهلتی که برای خودم تعیین کردم کمترین تا پایان سال بیشترین تا پایان خرداد سال بعد می باشد.دیگر تامل برایم جایز نیست.
    برای همه متممی های عزیز آرزوی رضایت قلبی و حال بهتر را دارم و مشتاقانه منتظر دروس بعدی هستم تا بتوانم به یک جمع بندی کلی برسم .

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .