فایل صوتی معرفی متمم

بررسیهای ما نشان داده که بسیاری از دوستان متممی، در نخستین روزهای همراهی با متمم، سوالها و ابهامهای مشابهی دارند.
این سوالها بسیار متنوع هستند و طیف وسیعی از موضوعاتی، از انگیزهٔ راهاندازی متمم تا شیوهٔ کسب امتیاز در کامنتها و تمرینها را پوشش میدهند.
با وجودی که در بخشهای مختلف متمم، پاسخ این سوالات گفته شده است، اما به نتیجه رسیدیم که پاسخ دادن صوتی به پرتکرارترین سوالها و ابهامها و دغدغهها کمک میکند تا دوستان تازهوارد متممی، زودتر بتوانند با جمع همراه شوند و یادگیری را آغاز کنند.
محمدرضا شعبانعلی در فایل صوتی زیر، به تعدادی از این سوالها پاسخ داده است:
موضوعات مطرح شده در این فایل صوتی
معرفی فایل | تا دقیقهٔ ۲
چرا متمم راهاندازی شد؟ | از دقیقهٔ ۲ تا ۸
متمم برای چه کسانی مناسب است؟ | از دقیقهٔ ۸ تا ۱۴
روش یادگیری بهتر در متمم | از دقیقهٔ ۱۴ تا ۲۸
چرا متمم متنی است؟ | از دقیقهٔ ۲۸ تا ۳۸
چگونه منظمتر مطالعه کنیم؟ | از دقیقهٔ ۳۸ تا ۴۶
با ثبت نام رایگان به عنوان کاربر آزاد متمم (صرفاً با تعیین نام کاربری و کلمهٔ عبور) میتوانید به حدود نیمی از هزاران درس متمم دسترسی داشته باشید.
همچنین در صورت تمایل با پرداخت هزینهٔ عضویت ویژه به همهٔ درسهای متمم از جمله درسهای زیر دسترسی خواهید داشت:
دوره MBA | مذاکره | کوچینگ | توسعه فردی
فنون مذاکره | تصمیم گیری | مشاوره مدیریت
تحلیل رفتار متقابل | تسلط کلامی | افزایش عزت نفس
چگونه شاد باشیم | هوش هیجانی | هدف گذاری
خودشناسی | شخصیت شناسی | فکر کردن با نوشتن
برای خرید محصولات صوتی هم میتوانید به صفحهٔ فروشگاه متمم سر بزنید.
اگر سوال یا ابهامی هست که در این فایل صوتی به آنها پاسخ داده نشده، یا نتوانستهاید توضیح آنها را در متمم پیدا کنید، میتوانید آنها را زیر همین مطلب بنویسید.
لازم به تأکید است که اگر سوال و ابهام ندارید و حرفتان از جنس پیشنهاد است، آن را در اینجا ننویسید و پس از «مطالعهٔ کامل و سطر به سطر» پرسشهای متداول آن را برای بخش پشتیبانی ارسال کنید.
چند مطلب پیشنهادی از متمم:
سوالهای پرتکرار دربارهٔ متمم
متمم مخففِ عبارت «محل توسعه مهارتهای من» است: یک فضای آموزشی آنلاین برای بحثهای مهارتی و مدیریتی.
برای آشنا شدن بیشتر با متمم به صفحهٔ درباره متمم سر بزنید و فایل صوتی معرفی متمم را دانلود کنید و گوش دهید.
فهرست دوره های آموزشی متمم را کجا ببینیم؟
هر یک از دوره های آموزشی متمم یک «نقشه راه» دارد که مسیر یادگیری آن درس را مشخص میکند. با مراجعه به صفحهٔ نقشه راه یادگیری میتوانید نقشه راههای مختلف را ببینید و با دوره های متنوع متمم آشنا شوید.
همچنین در صفحههای دوره MBA و توسعه فردی میتوانید با دوره های آموزشی متمم بیشتر آشنا شوید.
هزینه ثبت نام در متمم چقدر است؟
شما میتوانید بدون پرداخت پول در متمم به عنوان کاربر آزاد عضو شوید. اما به حدود نیمی از درسهای متمم دسترسی خواهید داشت. پیشنهاد ما این است که پس از ثبت نام به عنوان کاربر آزاد، با خرید اعتبار به عضو ویژه تبدیل شوید.
اعتبار را میتوانید به صورت ماهیانه (۱۶۰ هزار تومان)، فصلی (۴۲۰ هزار تومان)، نیمسال (۷۵۰ هزار تومان) و یکساله (یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان) بخرید.
توجه داشته باشید که خرید ششماهه و یکساله بهترتیب معادل ۲۰٪ و ۳۸٪ تخفیف (نسبت به خرید یکماهه) محسوب میشوند.برای اطلاعات بیشتر به صفحه ثبت نام مراجعه کنید.
آیا در متمم فایل های صوتی رایگان برای دانلود وجود دارد؟
مجموعه گسترده و متنوعی از فایلهای صوتی رایگان در رادیو متمم ارائه شده که میتوانید هر یک از آنها را دانلود کرده و گوش دهید.
همچنین دوره های صوتی آموزشی متنوعی هم در متمم وجود دارد که فهرست آنها را میتوانید در فروشگاه متمم ببینید.
با متمم همراه شوید
آیا میدانید که فقط با ثبت ایمیل و تعریف نام کاربری و رمز عبور میتوانید به جمع متممیها بپیوندید؟
توضیحات کامل و مفیدی بود.
جا داره اینجا از دوست و همکار خوبم آقای ابوذر رستمی که من را با سایت متمم آشنا کرد، سپاسگزاری کنم.
و همچنین سپاسگزاری کنم از محمدرضا شعبانعلی عزیز و سایر همکاران متمم، که باعث افتخارم هستند و میتونم بگم جز معدود امیدوارکننده های این روزهای من هستند.
من شرایط استفاده از متمم و روشهای نادرست متمم خوانی رو قبلا مطالعه کرده بودم و با گوش دادن وویس ارزش ماموریت و چشم انداز متمم برای من شفاف تر شد .
به تصمیم خودم جهت همراهی با تیم متمم و محمدرضا شعبانعلی عزیز که با نگرش فوق العاده بر مبنای تفکر سیستمی خود این چنین ارزش ایجاد میکنن افتخار میکنم.
با سلام
بسیار سپاسگزارم از زحمات شما و همکارانتان از بابت آگاهی بخشی که می کنید.
سلام.
مهم ترین معضل من برنامه ریزی نامناسب هست. کلی برنامه ریزی میکنم ولی اون برنامه در توانم نیست و خیلی ایده آله. برای روزی ۸ ساعت کار مفید برنامه ریزی میکنم اما شاید ۲ ساعت مفید فعالیت کنم.
یکی دیگه از مشکلاتم برای بعضی کارها نبود سرفصل مناسب هست، یعنی مثلا میگم به خودم پایتون کار کنم ولی نمیدونم چقدر و چه میزان و چه سرفصلهایی رو برای یک وعده مطالعاتی قراره انجام بدم. این اتفاق بیشتر برای زبان خوندن یا نرم افزاری رو کار کردن میوفته و برای کتاب تا حدی میشه برنامه ریخت که مثلا بیست صفحه کافیه و فلان.
تشکر فراوان از دوستانی که در متمم فعالیت میکنن برای کیفیت آموزشی بهتر و بهینه تر.
درسته که در یادگیری عمیق متنمحور بودن یه عامل اساسیه، اما به نظرم پادکست و ویدیوهای آموزشی هم کاربرد خودشون رو دارن، به ویژه در یادگیری سطحی.
مثلا، اگه یه نفر صرفا به قصد کنجکاوی، یا داشتن یه آگاهی عمومی، تصمیم به یادگیری موضوعی بگیره، اتفاقا پادکست و ویدیو به دلیل امکان اضافه کردن لایههای صوتی یا بصری اضافهی کمککننده به مطلب، مدیومهای خیلی موثرتری نسبت به متنن. یا مثال دیگهاش، ویدیوهای آموزش گام به گامن که صرفاً نیازمند انجام یه سری قدم نسبتا ساده با ترتیب خاصن.
متمم، اما هدفش نوع عمیق یادگیریه و انتخاب متن به عنوان فرم اصلی، احتمالا انتخاب به جاییه.
سلام.
برای من خواندن متن یک چالش جدی شده است. تا قبل از آشنایی با متمم به این باور داشتم که یادگیری از طریق دیدن فیلم سریعترین و مفیدترین حالت ممکن است. شاید هم باشد. اما الان به این فکر میکنم که بهای آن تمرکزی است که از دست دادهام.
امیدوارم با متمم بتونم بار دیگر با متن آشتی کنم.
اشارهٔ شما به دو مفهوم «مفید» و «سریع» کاملاً به جا و مناسب بود.
اجازه بدهید ما هم در تکمیل کامنت شما، چند صفت دیگر را -برای مقایسهٔ ابزارهای یادگیری – اضافه کنیم:
▪️ مفید بودن
▪️ سریع بودن
▪️ عمیق بودن
▪️ ماندگار بودن
▪️ قابل اتصال به دانستههای قبلی
▪️ قابلیت بسط و گسترش
▪️ قابل نقل
▪️ قابل ارجاع
▪️ قابل استناد
و …
در مقایسهٔ روشهای یادگیری لازم است ببینیم خواسته و هدف ما دقیقاً چیست و بر این اساس، معیارهای مناسب برای یادگیری را انتخاب کنیم.
فرض کنید فلاشتانک دستشویی شما خراب است و میخواهید یاد بگیرید آن را تعمیر کنید. در این حالت «مفید بودن» و «نتیجه گرفتن سریع» مهمترین معیار در یادگیری است. گوش دادن به یک «پادکست» دربارهٔ «تعمیر سیفون توالت» قطعاً به شوخی شبیه است. همچنین اگر اصرار متمم بر این که یک درس متنی چندصد یا چندهزار کلمهای دربارهٔ لولهکشی و تعمیر شناور بخوانید، کاری بیمعنا خواهد بود.
اما در مثالی دیگر، فرض کنیم میخواهید با یکی از مفاهیم استراتژی (مثلاً مأموریت، مسئولیت اجتماعی، وابستگی به مسیر و …) آشنا شوید. یادگیری چنین مفاهیمی قرار نیست در چند دقیقه یا چند ساعت نتیجه دهند. بنابراین «یادگیری سریعتر» چندان معنایی ندارد. در عوض، «استناد» یک معیار مهم است. وقتی دهها سازمان بزرگ میلیاد دلاری در جهان، در تشخیص مأموریت یا وفادار ماندن به مأموریت خود، یا اصلاح به موقع مأموریتشان شکست خوردهاند و امروز نامی از آنها نیست (ساختن برای ماندن) فهم مأموریت کسب و کار میتواند چالشی بسیار بزرگ باشد و ماهها و بلکه سالها شما را درگیر کند. در اینجا هر کلمهای را باید با دقت بخوانید و چند دقیقه و شاید چند ساعت روی بعضی جملهها متمرکز شوید. باید مطمئن شوید منبع هر جمله چیست و افراد مختلف دربارهٔ آن چگونه فکر میکنند. در اینجا یادگیری منفعل (تکیه دادن به مبل و نگاه کردن یک ویدئو، یا گوش دادن به پادکست در طول مسیر، یا دیدن یک یا دو اسلاید در یک پست اینستاگرامی) بیشتر به شوخی شبیه است. باید متنی پیش روی شما باشد و با تکتک واژههایش کلنجار بروید و مدام از این منبع به آن منبع سر بزنید و نهایتاً با دوستان و آشنایانتان در این باره حرف بزنید و نظرات دیگران را هم بخوانید تا «شاید» بتوانید ادعا کنید این کلمه را فهمیدهاید.
در مثالی دیگر، فرض کنید میخواهید مطلبی را یاد بگیرید تا در جلسهٔ شرکت مطرح کنید. مثلاً قرار است شاخصهای عملکرد تازهای برای شرکتتان تعریف کنید. در اینجا نمیتوانید در جلسه بگویید «من در فلان پادکست شنیدم که فلانی چنین میگفت.» یا «در فلان ویدئوی یوتیوب، شاخصها را به شکل … تعریف کرده بودند.» لازم است دقیق بدانید به چه کتاب، مقاله و منبعی ارجاع میدهید. و باید آنقدر بر موضوع مسلط شده باشید که بخشی از ذهن و ذهنیتتان باشد. در اینجا روشهای یادگیری را باید بر اساس «قابلیت ارجاع و استناد» مقایسه کرد.
بنابراین ما هم مثل شما قبول داریم که «متن» لزوماً در همهجا و هر شرایطی، فرمت برتر برای یادگیری نیست و بر اساس شاخصهای مختلف، ممکن است برای بعضی اهداف، کارآمد نباشد.
اما بر این باور هستیم که با توجه به هدفی که متمم برگزیده (یادگیری عمیق، کاربردی و با اثر بلندمدت و تغییر در رفتار و نگرش) مناسبتر است.
بازه نویسی زیر فایل صوتی به تنهایی یک کلاس درس ارزشمند بود. متشکرم
نکته دیگری در رابطه با برتری متن به فایل صوتی به ذهنم خطور کرد این بود که ما در مطالعه متن میتوانیم بنا به نیاز یادآوری مطلب مرتبط قبلی یا بررسی کلی موارد یاسرتیتر های گفته شده برگردیم ودر کمترین زمان نگاه بیندازیم، اما این سرعت ، این دید ومقایسه در فایل صوتی یا به درستی بدست نمی آید ویا پرزحمت تر وزمانبرتراست.
سلام و عرض ادب و احترام
نکات بسیار خوب و ارزنده ای در این فایل صوتی توسط آقای مهندس شعبانعلی مطرح گردید
همانطور که ایشان اشاره فرمودند این نکات در درس های مختلف متمم مطرح گردیده بود اما جمعبندی این نکات در یک فایل صوتی بسیار مفید و برای یادگیری بهتر مطالب ، خیلی تاثیر گذار بود
ممنون و سپاس بیکران
ممنون از شما بابت این فایل صوتی باعث شد یه نقشه راه بهم بده و بدونم چرا متن به صوت و تصویر ارجحیت داره و باید چطوری ادامه بدم.
دقیقا حرف درستی بود من تا همین الان همیشه روزانه ساعت میذاشتم و اگر یه روز رو از دست میدادم به مشکل بر می خوردم .
اینم بگم که با شنیدن این صوت متوجه شدم فقط من نیستم که خجالتی هستم .
فکر میکنم اگر کسی علاقمند به یادگیری باشه و به قصد فارغالتحصیلی اومده باشه اینجا وقتی با متمم همراه بشه احتمال تبدیل شدنش به آدم دائمالتحصیل بالا باشه. به دلایل زیادی از جمله: حساسیتهای متمم در مسئولیت یاددهی، تنوع درسها، نظم و ترتیب، پرداختن عمیق و بهروز رسانی دائمی، حضور دوستانی مشتاق و فعال، داشتن تفریحاتی از جنس یادگیری و…
چقدر ارزشمند و انگیزهبخش هست که برای جزیی از جامعهی متمم شدن ملاکهایی وجود داره و صرف ثبتنام در سایت ما رو به اعضای جامعهی متمم تبدیل نمیکنه. ارزشمند چون نشون میده متمم صرفاً به دنبال فراوانی در دیده شدن نیست و انگیزهبخش چون به مخاطب انگیزهی بیشتری برای تلاش و یادگیری عمیق میده.
دوتا نکته از تجربهی کوتاه خودم بگم:
یک: خوندن کامنتهای متمم یکی از تفریحهای منه، توی درسهایی که خودم نظر گذاشتم اول نظر خودم رو میخونم که یادم بیاد چی گفتم بعد نظرات دوستان دیگه رو میخونم برام شبیه به بودن سر یه کلاس حضوری و شنیدن حرفهای همکلاسیهامه. از برکتهای یادگیری آنلاین اینه که میشه نظر دوستی رو خوند که چند سال قبل سر این کلاس بوده مثل همین برکت که من در زمانهای متولد شدم که محمدرضا شعبانعلی معلمم باشه که اگر این شرایط امروز نبود شاید هرگز اتفاق نمیافتاد.
دو: من خیلی از فایلهای صوتی متمم رو توی دفترم مینویسم و خواهم نوشت (عزتنفس، توجه، یادگیری کریستالی) بطور مثال در نوشتن عزتنفس، نه فقط قسمتهایی که تمرین داره بلکه خط به خط رو نوشتم. هرچند که شنیدن، نوشتن و دائم متوقف کردن فایل شاید در ظاهر خیلی یادگیری ایجاد نکنه اما هر سه، چهار خط که نوشتم رو میخونم و وقتی نوشتن تموم شد مجدد میشنوم میبینم خیلی بهتر متوجه شدم جریان چیه و بهتر در خاطرم مونده.
تجربهام به عنوان فردی که ارتباط خوبی با متنها دارم میگه: اگر کسی میخواد اولین درسها رو یاد بگیره نکات مهم رو بنویسه، یا حتی درس رو کامل بنویسه (مثلاً خودم توی درس مدل ذهنی در حال نوشتن کامل هستم.) هرچند زمان بیشتری مصرف میشه اما در بلند مدت سرعت یادگیری بالا میره چون مفاهیم پایه خوب جا افتاده و ذهن با ساختار و شکل متمم بهتر آشنا میشه.
امیدوارم هر کسی به دنبال یادگیری واقعی و عمیقه، خدایگان یاددهنده زودتر متمم، هزارتوی جذاب یادگیری رو سر راهش قرار بدن.
در توضیح متمم ازنظر من :
متمم بیش از هر دانشگاهی به من آموخت و کمک کرد دانشم در زمینه ای که انتخاب کردم عمق پیدا کنه
من موضوعات را انتخاب میکنم و همه دروسش را میخوانم و این بهترین راهه
در ویدیویی که به مناسبت هشتمین سال روز متمم منتشر شده بود در مورد صحبت های محمدرضا راجع به چرایی متن محور بودن متمم و آموزش های آن مقداری گیج شدم و خیلی برایم قانع کننده نبود اما با گوش دادن این فایل دلیل اثربخش تر بودن متن در آموزش برایم روشن تر شد.
ممنون از محمدرضای عزیز و گروه متمم
بعد از شنیدن این فایل صوتی تصمیم گرفتم متممخوانی رو به یک عادت اتمی تبدیل کنم. مدت زیادی از ثبت نام من در متمم میگذره. از تاثیر متمم روی من همینقدر بگم که از رشته مهندسی مکانیک رفتم مدیریت منابع انسانی.
مشکل من اینه که سعی میکنم از طریق متمم فقط کنجکاویهامو سیرآب کنم، اما متمم خودش به سبک زندگی هست. سبکی که قدم به قدم جلو میری و باید پیوسته باشی.
زندگی خیلی از ماها فستفودی شده، همیشه وقت نداریم. به همین خاطرم دنبال راه حل سریع هستیم. متمم خوانی مثل قرمه سبزی میمونه، باید حوصله داشته باشی که جا بیوفته
با یکی از صحبتهای آقای شعبانعلی مخالف هستم، پادکستها و فایلهای صوتی منشا خیلی از یادگیریهای من بوده. به خصوص که ما بخش زیادی از زمانمون رو در حال رفت و آمد هستیم.
اما خوشحالم متمم متن محور بودنش رو به مخاطب دیکته میکنه. حداقل برای من باعث شده بیشتر بنویسم.
"یادگیرنده ی مدام العمر"
اگر بخواهم فقط به یک ویژگی مهم که بعد از آشنایی با متمم آن را در خودم تقویت کردم اشاره کنم همین یادگیرنده بودن همیشگی هست. البته قبل از یادگیرنده بودن باید نادانی مان را بپذیریم و اشتیاق به آموختن و فکر کردن داشته باشیم. موضوعی که در جامعه ی ما چندان متداول نیست و روز به روز بیشتر با مدعیان دانایی و همه چیز دان در عرصه های مختلف مواجه می شویم.
اما باید بدانیم قاره ی آمریکا به نام آمریکو وسپوچی نامیده شد.چرا که به نادانی خود اعتراف کرد و پذیرفت به سرزمین جدیدی قدم گذاشته است.(صفحه ی۳۹۹ کتاب انسان خردمند مترجم: نیک گرگین چاپ ۱۲م)
به عنوان کسی که از متمم همیشه در حال یادگیری هستم در مورد مبحث «نظم درونی» تجربهای رو از خودم میگم شاید برای دوستان جدیدتر کمک کننده باشه.
در ماههای اولی که با متمم آشنا شدم خیلی هیجان زده بودم. چون سرچشمه عظیم و فوقالعادهای پیدا کرده بودم و میتونستم حسابی از اون سیراب بشم. به همین دلیل به خودم گفتم: باید بهطور مرتب و روزانه دستکم روزی یک ساعت وقت بگذاری و مطالعه کنی.
همین یک جمله آفت من شد! چون خیلی از روزها فرصت نمیشد و مشغله کاری زیاد بود متمم خوانی من هم به تعویق میافتاد.
با این کار دو ضربه به خودم زدم؛ یکی اینکه نتونسته بودم به قولی که به خودم داده بودم عمل کنم و این موضوع مدام مغزم رو آزار میداد، دوم اینکه زمان رو از دست داده بودم و هی فکر میکردم عقب افتادم.
خلاصه اینکه این قفل ذهنی رو برداشتم و ذهنم رو طور دیگهای منظم کردم.
قرار گذاشتم آهسته و پیوسته بدون فشار و محدودیت ذهنی به یادگیری بپردازم.
نمیخوام بگم این روش درسته یا نه، فقط تجربهام رو گفتم شاید رستگار شوید :)
سپاس از گروه متمم و استاد شعبانعلی دوستداشتنی
سلام
نگاه من به متن و متن محوری با شنیدن این فایل تغییر کرد.
ممنونم
پایدار باشید
همه میدونیم زبان مهمترین اختراع بشر هست، ویتگنشتاین یکی از عزیزترین و ارجمندترین آدم هایی هست که من میشناسم و در رابطه با این پدیده صحبت کرده یه جمله معروف داره که میگه:
" مرزهای زبان من، مرزهای جهان من است."
یک پرانتز بزرگ در راه است می توانید از روی آن عبور کنید.
( نمی خوام دقیقا بعد از شنیدن این فایل صوتی که در اون به اهمیت ارجاع درست و علمی به عنوان یکی از ارزش های متمم اشاره شد، نقل به مطلوب کنم و این جمله رو از زمینه اصلیش جدا کنم و برای کسی که آشنایی با ویتگنشتاین متقدم و متاخر و دو نگاه و فلسفه کاملا متفاوت و مستقل ولی در عین حال هر دو درست اون، که یکی مربوط به زمان انتشار تراکتاتوس هست که ادعا کرد دستور زبان سخن گفتن معنادار (فلسفه، منطق، حکمت، حقیقت و…) رو کشف کرده و فلسفه رو به پایان رسونده و بعد از اون کسی نمی تونه چیز معناداری به این گفتمان اضافه کنه که نتیجه و پیامد این رویکرد جدید نباشه.
تا ویتگنشتاین متاخر که در پژوهش های فلسفی به زبان ورزی و بازی های زبانی اعتقاد داشت و فرآیند خلق معنا و انتقال اون رو چرخه ای بی پایان از رفت و برگشت ها و آزمون و خطاها میدونست که شباهت های خانوادگی و ساختاری و تکرار و تجربه جزء محدود ابزارهای ما هستند که بتونیم به واسطه اونها گریزی به این هزارتوی زبان داشته باشیم. )
ویتگنشتاین خیلی عمیق تر از اونه که من بتونم توضیحش بدم و نکات فوق العاده و درس های بسیاری داره برای کسی که دنبالش کنه در اینجا می خوام صرفا به مهمترین درسی که من تونستم ازش برداشت کنم اشاره کنم.
اهمیت گفتمان
گفتمان یه چیزی هست شبیه باشگاه برای زبان، جایی هست که در اون زبان ورزیده میشه در یک حوزه خاص، مثلا ما ایرانی ها شعر و کنایه و استعاره رو خیلی خوب می فهمیم چون گفتمان ادب فارسی درزمینه شعر خیلی قوی هست، یکی مثل صائب تبریزی رو داریم که میگه:
یک عمر می شود سخن از زلف یارگفت // در بند آن نباش که مضمون نمانده است.
شاید بشه گفت منظورش اینه که بعد از اینهمه صحبتی که تا به امروز راجب زلف یارشده هنوز میشه از یه زلف یاری صحبت کرد که اون زلف یاری هست که هیچ زلف یاری نیست.
نیوتون میگه اگر من دور دست ها را می بینم برای این است که بر شانه قول ها ایستاده ام.
اگر شما هم مثل من میتونید زلف یاری رو تصورکنید که زلف هیچ یاری نیست، احتمالا یکی از دلایلش به خاطر گنجینه عظیم میراث ادب فارسی هست که بهمون به ارث رسیده، شاید ترجمه این گزاره به هیچ زبان دیگه ای هیچ معنایی نداشته باشه، اگرم معنایی داشته باشه احتمالش خیلی زیاده که اون معنایی که من و شما از اون سراغ داریم با اون دقت نظری که از نگریستن در زلف هزاران یار بدست آوردیم و حالا میگیم "اما تو چیز دیگری" نباشه.
همه اینا رو مقدمه گفتم تا ادای دینی کنم به متمم به عنوان یک دوست تازه وارد متممی.
امیدوارم که همیشه تازه وارد بمونم، چون متمم تازه است هر بار که بهش وارد میشیم.
امیدوارم هزار و یک سال دیگه هم تازه بمونه شبیه هزار و یک شب که یکی از گنجینه های ادب فارسی هست و یکی از سرمایه های ماست که میتونیم بخاطرش سرمون رو بالا بگیریم و ادعا کنیم که ما در این حوزه یه چیزایی می فهمیم.
اجازه میخوام از همه دوستان گروه متمم و متممی های عزیز که سرواژه متتم رو قبل از هزار و یک شب بکار ببرم.
چون حتی هزار و یک روز تعبیر مناسبی نیست و نمیتونه اون مقصود مطلوب من رو برسونه.
همه میدونیم خلاصه داستان هزار و یک شب، داستان دو برادر به نام های شهریار و شاه زمانه که زن هاشون دائما بهشون خیانت می کنند، یکی ترک پادشاهی می کنه و به دیگری پناه میاره و دیگری به انتقام این خیانت هرشب دختری رو به عقد خودش درمیاره و هر صبح دستور قتلش رو صادر میکنه تا اینکه یکی از شبها شهرزاد قصه گو سر میرسه و قصه گویی رو آغاز میکنه. و هزار و یک شب آغاز میشه، شاه هم که مسحور این قصه شده بود هرشب دستور قتل رو به تعویق می اندازه و صبر میکنه تا فردا شب ادامه قصه رو بشنوه، شاید اون زمان اگر شغلی تحت عنوان مشاور مدیریت و رویکردی تحت عنوان تفکر سیستمی وجود داشت و یا زنان از جایگاه درخوری برخوردار بودند که بجای زن شاه می تونستند همسر و همراه شاه باشن و بهش مشاوره بدن و به اصطلاح مستقیم برن سر اصل مطلب و بجای متوصل شدن به روایت های تو در تو میتونستند در نقشه های یادگیری تو در تو و با رفرنس و استنادهای علمی آموزش نکات همسرداری (مهارت های نرم) و کشورداری (مدیریت) رو به شاه آموزش بدن، بجای هزار و یک شب، متمم هزار و یک شب به وجود میومد.
به اندازه کافی دیدگاهم طولانی شده که نگران یه پاراگراف بیشتر نباشم، (عذرخواهی منو بپذیرید) نیچه میگه:
"وای اگر حقیقت زن باشد" اونم باید برید بخونید تا همه جوانب و معانیش رو دریابید ولی یکی از معانیش میتونه این باشه که با توجه به اینکه کل تاریخ اندیشه و فلسفه به اصلاح متمم با مدل ذهنی مردانه روایت شده، نکنه مدل ذهنی مناسب برای کشف حقیقت مدل ذهنی زنانه باشه.
میخوام مهمترین درسی که تا این لحظه از متمم گرفتم رو هم اینجا براتون بگم:
اهمیت توسعه مهارتهای من
همونطور که گفتمان شبیه یه ورزشگاهه برای زبان، متمم شبیه یک ورزشگاهه برای مهارت، و مهارت یعنی قصه گویی شهرزاد یعنی گذشتن از سطح دانش و تکنیک و خلق.
خالق بودن و خلاقیت میتونه مثل حقیقت زن باشه… به این معنا خود من خیلی نگاه مردانه ای داشتم به یادگیری و مدیریت، ولی متمم به من یاد داد که یادگیری میتونه چقدر عشوه گر باشه و مدیریت چقدر زنانه است (زنانه شبیه شهرزاد که پادشاه واقعی اون بود در داستان هزار و یک شب).
برقرار باشید…
من هنگام گوش دادن به این فایل صوتی ، عضو ویژهی متمم شدم و تصمیم گرفتم به عنوان اولین کامنتم ، زیر همین مطلب بنویسم.
همچین فکر میکنم درست باشه از تمامی دستاندرکاران وبسایت متمم تشکر کنم که چنین فضایی رو به وجود آوردن و با توجه به شرایط اقتصادی کشورمون در این مدت ، قیمت عضویت ویژه رو افزایش ندادن (البته میدونم که این حق رو برای افزایش تعرفه دارن).
به عنوان اولین کامنت ، بیشتر از این چیزی نمینویسم.
فایل عالی هست در خصوص شناخت بهتر این فضای آموزشی.
البته ای کاش متمم، برای هر دوره که عزیزان می گذراند، گواهی معتبری صادر می کرد.
ما در متمم بر این باور هستیم که استفاده از صفت «معتبر» برای «گواهینامه» نادرست است. گواهینامهها غالباً نامعتبرند. به این علت که «دانش» را نمیتوان «گواهی» کرد و بهتر است هر فرد خودش با توجه به میزان درک خود از جهان اطراف و دانستههایش دربارهٔ دانش و پختگی خودش قضاوت کند. دیگران هم منطقی است «دستاوردها و خروجیهای شخصی و شغلی» را معیار قرار دهند و نه گواهینامهها.
نگاهی به مجموعهٔ گواهینامههایی که به اسمهای مختلف و از طرف سازمانهای مختلف (حتی وزارت علوم و در قالب مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد و …) صادر شده و سطح پایین دانش و تخصص بسیاری از گواهینامهبهدستان نشان میدهد که اعتنا به گواهینامهها میتواند گمراهکننده باشد.
ضمناً این نکته پیش از این در پرسشهای متداول توضیح داده شده است:
بخش طراحی، ساختار و استراتژی متمم، کد ۹۵۵۰
سلام و ممنون از شما و پاسخ ارزشمندتان.
سوالی که من هنوز پاسخی برایش نگرفتهام، این هست:
فردی که تخصصی دارد، این تخصص را چگونه باید به مخاطب اثبات کند؟ اگر این فرد بخواهد دوره برگزار کند، چطور باید این تخصص را اطلاع رسانی کند تا مخاطب اعتماد نماید؟
من در عدم اعتبار گواهی نامه ها با شما هم نظر هستم و دقیقاً همین هست؛ خصوصاً در شرایط امروز که با پول های کلان، مدرک های کلان هم به دست میاد.
مساله این هست که مثلا یک آموزشگاهی به اسم …، میلیون ها تومان می گیره و گواهی هم صادر می کنه: آیا گواهی … معتبر نیست؟ در حالی که وزارت علوم هم تأییدش می کنه.
کارمند در سیستم دولتی و حتی خصوصی، این گواهی و سرتیفیکیت ها رو برای ارزیابی اش از او می خواهند و اگر نداشته باشد، ادعایش را تأیید نمی کنند و چیزی هم دست آن فرد را نمی گیرد.
گواهینامههای وزارت علوم، «اعتبار قانونی» دارند و نه «اعتبار علمی.»
حتی بسیاری از کسانی که در سطح دکترا از وزارت علوم مدرک گرفتهاند، از خواندن یک مقالهٔ علمی ناتوان هستند (سند هم این که شغل مقالهنویس و مقالهفروشی برای دانشجویان در مقاطع مختلف، شغلی پررونق است). این که خود وزارت علوم است، دیگر حساب کنید مراکز آزادی را که بیرون از وزارت علوم هستند و صرفاً تاییدی از این وزارتخانه دارند. به عنوان یک نمونه، به همایش تخصصی آرایشگری و کراتین و رنگ مو توجه کنید که توسط یکی از موسسات تحت حمایت وزارت علوم» در دانشگاه تهران برگزار شد و اگر حساسیتهای برخی گروههای سیاسی (آن هم به خاطر حجاب و … و نه به خاطر سطح علمی) ایجاد نمیشد، مشکلی در ارائهٔ گواهینامهٔ معتبر وزارت علوم هم نبود.
علاوه بر اینها، مطالبی که در متمم آموزش داده میشوند، غالباً چیزی نیستند که بتوان با گواهینامه آنها را تأیید کرد. چه در حوزههای روانشناختی و چه مهارتی.
مثلاً هیچکس نمیتواند بگوید «من گواهینامهٔ عزت نفس دارم.» یا «من گواهینامهٔ تفکر سیستمی دارم.»
در برخی حوزههای دیگر هم، گواهینامه واقعاً شبیه شوخی است. مثلاً موسسات زیادی گواهینامهٔ «دیجیتال مارکتینگ» صادر میکنند. اما هیچ مجموعهای یک فرد را به استناد گواهینامهٔ دیجیتال مارکتینگ استخدام نمیکند. این نوع مهارتها، در قالب مصاحبه یا با بررسی سوابق عملی هر فرد سنجیده میشود.
به نظر میرسد با توجه به همین موضوع، بسیاری از موسسات داخلی و خارجی، عنوان یا متن گواهینامههای خود را به «گواهی حضور» تغییر دادهاند. یعنی صرفاً تایید میکنند که فرد در جلسه «حضور» داشته است (حتی اگر در تمام دوره خواب بوده باشد).
البته سازمانهای دولتی هنوز تا حدی درگیر گواهینامهها و مدارک هستند، اما به خاطر آنها ما نمیتوانیم از یکی از پایههای اصلی شکلگیری متمم (که نقد سیستم مدرکمحور) بوده فاصله بگیریم.
به نظرم و در تایید دیدگاه متمم بخش مهمی از اعتبار مدرک به برمیگرده به جایگاه موسسه صادر کننده مدرک در نظر جامعه مخاطب.
مثلا ممکنه من مدرکی از موسسه ای داشته باشم که برای بعضی ها بسیار معتبر باشه و برای بعضی ها کم ارزش، اگر این فرض من رو بپذیریم کسانی که متمم را میشناسند و باهاش زندگی کردن و مسیر یادگیری خودشونو با متمم هماهنگ کردن عضویت و همراهی متمم خودش مانند مدرک عمل میکنه و اگر کسی متمم رو نشناسه و با ارزشهاش آشنا نباشه به فرض اینکه مدرکی هم صادر بشه جایگاهی نخواهد داشت
ضمن تشکر از این نگاه و توضیحات مبسوطی که داده شد، اتفاقاً بنده نیز هم دغدغه با شما و سیاستهای متمم هستم و چند مورد را فهرست وار و خلاصه عرض میکنم:
۱٫ اطمینان داشته باشید خیلی از فراگیران خوب و توانای سایت متمم هستند که صرف نداشتن مدرک وزارت علومی و همان مدرک!(که به اعتقاد من حداقل تا ۲۰سال بعد اولویت داره به همه چیز متاسفانه) زیر پای کسانی که با پول مدرک خریدهاند، له میشوند؛ چه در سیستم های اداری و چه بخش خصوصی. آیا عطش افزایش دانشجویان دانشگاه آزاد رو نمی بینید در مقاطع تکمیلی ارشد و دکترا؟
۲٫ فردی بخواهد دوره ای برگزار کند؛ یا خودش را متخصص امری نشان دهد. کاملا درست هست که بسیاری موارد، اساساً قابل اعطای مدرک نیست؛ اما به هر حال وقتی شخصی یا کسی با رزومه یا اطلاعاتی می خواهد خودش را ثابت کند، به چه چیزی باید استناد کند؟
اجازه بدهید واضح تر عرض کنم: فردی ۶سال در متمم زمان گذاشته و ساعات زیادی رو صرف کرده در سایت خوب متمم. این از کجا قابل اثبات هست؟ صرفا پروفایل فرد؟ من تصور می کنم اینطور نیست و متمم میتونه خودش رو متناسب با شرایط روز جامعه و نیازها، به روزتر بکنه.
متمم کاخی از محتوا است که هر اتاقش پر از جزییاتی است که می تواند مخاطب را مدت ها مشغل خود بسازد.