Menu


کارگاه زندگی شاد (۱۷): مرور درس‌های گذشته


کارگاه زندگی شاد

تا کنون با شانزده درس از سلسله درس‌های #کارگاه زندگی شاد در کنار شما بوده‌ایم.

اما نباید فراموش کنیم که دستاورد جستجوی دائمی شادی، الزاماً شادی نخواهد بود.

شادی و شادمانی، باید در لابه‌لای زندگی روزمره‌ی ما، لابه‌لای تصمیم‌ها و رفتارها و گفتگوهای ما، لابه‌لای تلاش‌ها و خستگی‌های ما، یافته و تجربه شوند.

در این جا، مجموعه درسهای کارگاه زندگی شاد را با یک جمع بندی به پایان می‌بریم.

اما این جمع بندی، به معنای بستن بحث شادی و شادمانی در متمم برای همیشه نیست.

بسیاری از موضوعات دیگری که در متمم مطرح می‌شوند، به صورت مستقیم و غیر مستقیم، این بحث‌ را دنبال می‌کنند که کارگاه عزت نفس که از این بعد شنبه‌ها ارائه می‌شود، تنها یکی از آنهاست.

همچنین در آینده، در قالب محتوای تشویقی و پیام اختصاصی و فضاهای دیگری که در متمم در نظر گرفته‌ایم و می‌گیریم، همچنان کنار شما خواهیم ماند.

امیدواریم هر چند روز یک بار، فرصتی کنید و به جمع بندی زیر که همکاران متمم، با صرف وقت و حوصله، تنظیم و تولید کرده‌اند، سر بزنید:

دوست عزیز دسترسی کامل به مطالب مربوط به این بخش ، از طریق ثبت نام به عنوان کاربرویژه امکانپذیر هست

 

 

 
 

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری کارگاه زندگی شاد به شما پیشنهاد میکند:

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

41 نکته برای کارگاه زندگی شاد (۱۷): مرور درس‌های گذشته

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : زینب دست آویز

    گروه عزیز متمم

    خیلی خیلی ممنونیم که زحمت کشیدید و  وقت ارزشمندتون رو برای تنظیم این درس گذاشتید. خیلی برامون ارزش داره که شاد بودن ما دغدغه تونه.

    من خیلی چیزها از این کارگاه یاد گرفتم. البته اولین جرقه خیلی قبل تر تو ذهن من خورد؛ وقتی که از معلم عزیزمون آقای شعبانعلی یاد گرفتم "زندگی خوش وجود نداره. آن چه وجود دارد لحظات خوش است". راستش تا قبل از این که این جمله رو بشنوم خیلی خیلی دنبال یه زندگی ای بودم که در اون بالاخره سختی ها تموم میشن و الی الابد میشه شادی رو در اون زندگی و در تمام لحظاتش تجربه کرد.  اما بعد از خوندن این پاراگراف (راستش تو دفترم نوشتم ولی یادم نمیاد از روزنوشته هاست یا متمم) و فکر کردن و تمرین کردنش سعی کردم مدل ذهنیم رو تغییر بدم و فقط به نتیجه فکر نکنم و از مسیر هم لذت ببرم:

    " لذت واقعی زندگی پس از قبول کردن آسیب پذیری شکل می گیرد. لحظه ای که وارد یک رابطه می شوند بدون این که بدانند این رابطه سرانجامی خواهد داشت یا نه. لحظه ای که یکی از اسرار خود را با دیگری در میان می گذارند بی آن که بدانند در آینده از آن چه استفاده ای خواهد شد.  لحظه ای که ابهام موجود در زندگی را می پذیرند و تلاش نمی کنند تلخی ابهام را با شیرینی قطعیت جایگزین کنند. انسان ها در جستجو ارتباط هستند، اما نه ارتباطی از جنس زنجیر؛ سخت و صلب. ارتباطی که همیشه نمک آسیب پذیری هم به آن طعم بدهد."

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .