Menu
فایل صوتی آموزشی ویژگی‌‌های انسان تحصیل‌کرده

مسیرِ تبدیل شدن به یک انسان فرهیخته چیست و در این راه، باید به چه نکاتی دقت کنیم؟




تحلیل رفتار متقابل: سازماندهی زمان / ساختار بخشیدن به زمان (۱)


اهداف و انتظارات آموزشی متمم در این درس
کد درس: ۳۵۶۵۶

پیش نیاز مطالعه‌ی درس سازماندهی زمان:

از دوستان عزیز متممی انتظار می‌رود پس از مطالعه این درس:

  • بتوانند مفهوم سازماندهی زمان را به عنوان یکی از عطش‌ها و گرسنگی‌های انسانی در مدل اریک برن، تشریح کنند و توضیح دهند که انگیزه‌ی انسان‌ها از سازمان‌دهی به زمان‌شان - در مدل اریک برن - چیست.
  • بتوانند وقت گذرانی، مراسم‌ها و تنهایی و انزوا را به عنوان سه روش از روش‌های شش‌گانه‌ی سازماندهی زمان شرح دهند.
  • مفهوم ارزیابی اجتماعی یا Social Assessment‌ را به عنوان یکی از کارکردهای وقت گذرانی شرح دهند.
سازماندهی زمان یا ساختار بخشیدن به زمان در تحلیل رفتار متقابل

در درس‌های گذشته، با مفهوم گرسنگی و عطش در ادبیات اریک برن آشنا شدیم.

دیدیم که او، نیازهای اولیه‌ی انسان‌ها را فراتر از رفع گرسنگی و تشنگی فیزیکی می‌داند و موارد متعدد دیگری را هم به عنوان Hunger یا گرسنگی یا نیاز پایه، مطرح می‌کند.

اینجا با نیاز به محرک‌های حسی و نیاز به نوازش آشنا شدیم.

البته دیدیم که بین این نیازها، مرزبندی شفاف هم وجود ندارد. مثلاً بسیاری از مثال‌هایی محرک حسی، عملاً به علت اینکه شکلی از نوازش را تامین می‌کنند، مورد توجه ما قرار می‌گیرند.

در این درس و درس آتی، عطش یا گرسنگی دیگری را مطرح می‌کنیم که اریک برن آن را هم در کنار نیاز به محرک‌های حسی و نیاز به نوازش قرار می‌دهد. نام این مورد جدید، نیاز به سازماندهی زمان یا Structuring Time است.

خواهیم دید که این نیاز هم عموماً در ترکیب با سایر نیازها ارضا می‌شود و حد و مرز آن به شکل کاملاً دقیق، قابل تعریف نیست.

سازماندهی زمان یا ساختار بخشیدن به زمان یعنی چه؟اریک برن، شش روش یا ابزار برای سازمان‌دهی زمان مطرح می‌کند که در این درس با سه مورد از آنها و در درس آتی با سه مورد دیگر آشنا می‌شویم.

سازماندهی زمان از طریق تنهایی و انزوا - وقت گذرانی - رسم‌ها و مراسم‌ها

دوست عزیز دسترسی کامل به مطالب مربوط به این بخش ، از طریق ثبت نام به عنوان کاربرویژه امکانپذیر هست

تمرین (می‌توانید اینجا بنویسید. اما الزام و اصراری وجود ندارد):

به شیوه‌ی سازمان‌دهی زمان در زندگی خودتان در یک ماه گذشته فکر کنید.

احتمالاً بخش قابل توجهی از این زمان، به شکل جبری یا خارج از اختیار شما، سازمان‌دهی شده است. مثلاً ساعات حضور در محل کار از این جنس هستند.

اگر این زمان‌ها را حذف کنید، بخش دیگری از زمان‌های شما می‌ماند که انتخاب لحظه‌ به لحظه‌ی آن تقریباً‌ با شما بوده است.

شاید نمی‌توانستید بدون مقدمه و خبر، یک هفته سر کار نروید، اما احتمالاً می‌توانستید یک هفته به مسافرت نروید یا در مراسم تولد یک دوست شرکت نکنید.

حالا از بین این زمان‌هایی که سازمان‌دهی آنها به شکل مشخص و شفاف در اختیار شما بوده، ببینید که هر یک از سه مورد فوق، چه سهمی را به خود اختصاص می‌دهند و شما از کدامیک بیشتر استفاده می‌کنید؟ چه مصداق‌هایی برای آنها در زندگی خود دارید؟

 

  شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.

برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند: مریم رئیسی , محمودصبوری , آرام آخوندی , داود شاکری , محسن تمدن پور

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری تحلیل رفتار متقابل به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه تحلیل رفتار متقابل
 
برخی از سوالهای متداول درباره متمم
متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

قوانین کامنت گذاری/ چرا دیدگاه من منتشر نشده است؟

56 نکته برای تحلیل رفتار متقابل: سازماندهی زمان / ساختار بخشیدن به زمان (۱)

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : شهرزاد

    اگر یک ماه گذشته ام رو مرور کنم؛ می بینم که هر سه این شیوه ی سازمان دهی زمان در زندگی من، جای داشته؛ اما در کل، فکر میکنم من از "تنهایی و جدا شدن از جمع" بیشتر از دو شیوه ی دیگر استفاده کردم و میکنم.

    (اگرچه، در این موقعیت زمانی خاص و به دلیل تعطیلات نوروزی، "وقت گذرانی" سهم بیشتری از یک ماه گذشته ام رو نسبت به ماه های قبل تر، به خودش اختصاص داده.)

    در مورد شیوه ی تنهایی و جدا شدن از جمع؛ من، هم تجربه ی جداشدن به صورت کاملاً فیزیکی رو دارم و هم صرفاً به صورت ذهنی.

    در برخی موقعیتهای آزاردهنده، این جدا شدن صرفاً به صورت ذهنی، خیلی میتونه نجات دهنده و کمک کننده و تسلی بخش باشه.

    یکی از بارزترین مصداق های شیوه ی "تنهایی و جدا شدن از جمع" برای من (در گذشته)، وقتی بود که توی خوابگاه بودم و با اینکه با هم اتاقیهام هم خیلی صمیمی بودم و دوستشون داشتم؛ اما وقتی بعد از مدتی، موقعیتی پیش میومد که یک شب، خودم توی اتاق تنها بودم، واقعا از تنها بودن با خودم لذت می بردم و آرامش عجیبی رو تجربه میکردم. هر غذایی که خودم دلم میخواست درست می کردم. هر چی دلم میخواست میخوردم. هر وقت دلم میخواست استراحت می کردم. هر موزیکی که دلم میخواست گوش میدادم. خلاصه خیلی خوب بود. اما اگر این تنهایی در خوابگاه، دو یا سه روز بیشتر طول میکشید، کم کم کلافه و بی حوصله می شدم.

    * در مورد شیوه ی دوم، مراسم‌ها و سنت‌ها ‌و آیین‌ها تقریباً زمان کمی از زندگی من رو به خودشون اختصاص میدن، اما به هر حال رسم های متعارف ارتباطی همیشه بین خانواده، دوستان و اقوام کمابیش وجود داره.

    و فکر می کنم نرم افزارهای پیام رسان هم در بیشتر شدن نقش این شیوه در ساختار زمان بندی ما، سهم عمده ای داشته اند و دارند.

    * در مورد شیوه ی وقت گذرانی هم یکی از مصداق هاش برای من، به طور مشخص، از وقتی است که همین درسهای «تحلیل رفتار متقابل» متمم رو خوندم و سعی می کنم در تعاملات ام با دیگران، به چیزهایی که آموختم توجه کنم و در موقعیت های مختلف از این آموخته ها، استفاده کنم.

    پی نوشت:

    اینکه (در درس اشاره شد) که اریک برن وقت گذرانی رو نه فقط با هدف گذراندن وقت، بلکه نوعی ارزیابی اجتماعی میدونه، و اینکه در مثالها به این جمله ی خوب "هم‌زمان با گذراندن وقت..." اشاره شد؛ خیلی برام جالب و تسلی بخش بود.

    چون من هم خیلی اوقات در وقت گذرانی ها - خصوصاً که چاره ی دیگری هم نداشته باشم - مثل همین تعطیلات نوروزی و داشتن مسافرها و مهمان ها؛ به این قانون نانوشته فکر می کنم و سعی می کنم، "هم‌زمان با گذراندن وقت"، به دستاوردهای از نوع "ارزیابی اجتماعی" ای فکر کنم که میشه از این وقت گذرانی حاصل کرد. و خوشحال شدم که اینجا هم این نکته رو با بیانی بسیار زیباتر و شفاف تر از آنچه خود در ذهن داشتم، خواندم و برام یادآوری شد و در توجه به این مسئله مصمم تر شدم.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .