Menu


روانشناسی خطوط مقاومت و حمایت در نمودارهای تکنیکال – درس ۳


تحلیل تکنیکال و روانشناسی خطوط حمایت و مقامت

بیایید به یک داستان فرضی فکر کنیم. فرض کنید گروه متمم یک خودرو به نام MOT530 تولید کرده و در روزهای نخست، آن را به قیمت یکصد میلیون تومان می‌فروشد. عده‌ی کمی این خودرو را می‌شناسند و بعد از مدتی که مشخص شد کیفیت این خودرو خوب است، به دیگران توصیه می‌کنند و نهایتاً پس از چند ماه، تعداد زیادی از مردم، خودرو MOT530 سوار می‌شوند.

حالا فرض کنیم که ما تصمیم بگیریم به دلیل وجود تقاضا، خودرو خودمان را گران کنیم. از همان شیوه رایج قیمت گذاری خودرو در کشور هم استفاده می‌کنیم. چند موتورسوار به نمایشگاه‌ها و خیابان‌ها می‌فرستیم و می‌بینیم که قیمت معاملات خیابانی چقدر است و تا چه حد می‌توان قیمت این خودرو را افزایش داد. فعلاً هم که از همه به صورت علی‌الحساب پیش پرداخت می‌گیریم و اینجا خیلی هم رایج نیست که قیمت نهایی را در هنگام فروش اعلام کنیم. پس دستمان در تعیین قیمت باز است!

به تدریج قیمت خودروی ما، افزایش می‌یابد. هم اکنون قیمت به ۱۴۰ میلیون تومان رسیده و از آنجا که تولید خودرو MOT530 محدود است، مردم تصمیم می‌گیرند برای خرید خودرو سفارش بگذارند و بعداً آن را در بازار آزاد بفروشند. حالا MOT530 وسیله‌ای برای ایاب و ذهاب نیست. بلکه به یک ابزار سرمایه گذاری تبدیل شده.

دوست عزیز دسترسی کامل به مطالب مربوط به این بخش ، از طریق ثبت نام به عنوان کاربرویژه امکانپذیر هست

در درس بعدی، خواهیم دید که خطوط مقاومت و حمایت، همه جا هم مصداق ندارند و از آنها چه چیزهایی را می‌توان آموخت و در چه مواقعی باید از آنها صرف نظر کرد.

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    علی صدر ، سیامک جاوید ، حسین دانش ، محمد احمدی ، علی کاظمی

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری تحلیل تکنیکال به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه تحلیل تکنیکال

قوانین کامنت گذاری در متمم

7 نکته برای روانشناسی خطوط مقاومت و حمایت در نمودارهای تکنیکال – درس ۳

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : سامان کرمپور

    ممنون از توضیح مفهومی خطوط مقاومت و حمایت.

    بحث ارزش ذاتی یک دارایی و اینکه چرا با علم به اینکه دارایی ارزشی بیش از مقدار فعلی خود دارد همیشه وجه تقابل و برتری تحلیل تکنیکال در برابر تحلیل بنیادی بوده است.
    پارامترهای مختلفی در این موارد دخیل هستند که از بعد روانشناسی بازار و مالی رفتاری فرض بر این است که سرمایه گذاران رفتار 100% عقلایی از خود نشون نمیدن و دارای سوگیری های رفتاری مثل سوگیری لنگرانداختن(anchoring bias) و زیان گریزی (loss aversion) و غیره و غیره هستند که در موقعیت های مشابه رفتاری قابل پیشبینی از خود نشان میدن که این اتفاق تئوری اقتصاد کلاسیک که سرمایه گذاران رو عقلایی فرض میکرد نقض کرد و ادعا کرد که روند بازار قابل پیشبینی است و گرفتن سودی بیشتر از متوسط بازار در دراز مدت ممکن است.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .