Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Menu


جمله‌های روزانه متمم | بخش چهل‌و‌هفتم


جمله های روزانه متمم

‌در گذشته متمم به صورت روزانه جمله‌هایی را منتشر می‌کرد و در اختیار دوستان متممی قرار می‌داد.

با توجه به این که امکان ذخیره شدن این جمله‌ها و مرور دوبارهٔ آن‌ها فراهم نبود،‌ اکنون بعضی از این جمله‌ها را در قالب #دعوت به گفتگو مطرح می‌کنیم و برخی دیگر را در قالب مجموعه‌هایی از هفت جمله (مربوط به یک هفته) منتشر می‌کنیم.

با مراجعه به #جمله های روزانه متمم می‌توانید جمله‌های قبلی را ببینید و بخوانید.

آن‌چه در ادامه می‌آید بخش چهل‌و‌هفتم آرشیو جمله‌های روزانه است:

پیشنهاد عضویت در متمم

دوست عزیز.

شما با عضویت رایگان به عنوان کاربر آزاد متمم (صرفاً با تعیین نام کاربری و کلمه‌ی عبور) می‌توانید به حدود نیمی از چند هزار درس متمم دسترسی داشته باشید.

همچنین در صورت تمایل، با پرداخت هزینه عضویت، به همه‌ی درس‌های متمم دسترسی خواهید داشت. فهرست برخی از درس‌های مختص کاربران ویژه متمم را نیز می‌توانید در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های مختص کاربران ویژه متمم

از میان درس‌هایی که در فهرست بالا آمده است، درس‌های زیر از جمله پرطرفدارترین‌ موضوعات هستند:

دوره MBA  |  مذاکره  |  کوچینگ  |  توسعه فردی

فنون مذاکره  |  تصمیم گیری  |  مشاوره مدیریت

تحلیل رفتار متقابل  |  تسلط کلامی  |  افزایش عزت نفس

چگونه شاد باشیم  |  هوش هیجانی  |  رابطه عاطفی

خودشناسی  |  شخصیت شناسی  |  پرورش کودکان هوشمندتر

اگر با فضای متمم آشنا نیستید و دوست دارید درباره‌ی متمم بیشتر بدانید، می‌توانید نظرات دوستان متممی را درباره‌ی متمم بخوانید و ببینید متمم برایتان مناسب است یا نه. این افراد کسانی هستند که برای مدت طولانی با متمم همراه بوده و آن را به خوبی می‌شناسند:

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    باران ، مریم زادسر ، دردانه امیری ، سعید رنجبر ، مریم رئیسی

 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

۹ نظر برای جمله‌های روزانه متمم | بخش چهل‌و‌هفتم

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : علی محمد افراسیابی

    خالص ترین عواطف هنگام وداع ، پسا وداع و وصال 
    سال اول راهنمایی ، معلم ریاضی ما 2 ماهی تدریس کرد(مهر و آبان ) و سپس عازم جبهه شد. جلسه آخر که این خبر را به ما اعلام کرد اکثر شاگردان ناراحت بودند و یکی از دوستان خودش را هم به ما معرفی کرد که قرار بود در غیاب ایشان معلم ریاضی ما باشد. اکثر بچه ها خیلی از این موضوع ناراحت بودند و خالص ترین عواطف دوران نوجوانی رو هنگام وداع ابراز میکردند. آقا معلم هم بعدا از جبهه برای هر کلاس نامه  جداگانه می نوشت و به آدرس مدرسه ارسال میکرد( نامه خطاب به دانش آموزان کلاس 1/1 یا 1/2 و ..).مدیر مدرسه هم نامه را به مبصر کلاس میداد و ما زنگ تفریح دقایقی زودتر می آمدیم سر کلاس و یکی از بچه ها نامه را برای بقیه میخواند. محتوای نامه ها توصیه به درس خواندن ، همکاری با معلم جدید و حفظ خودمان از آسیب های اجتماعی از جمله مواد مخدر و... بود.(محله ما از این نظر اوضاع مناسبی نداشت) . در ضمن آدرس  آقا معلم در تابلو اعلانات نصب شده بود و بچه ها میتوانستند در صورت تمایل با آقا معلم جداگانه نامه نگاری کنند.(به اصطلاح امروزی ها بروند تو پی وی ) خاطره ای که میخوام بگم مربوط به یکی از دوستان صمیمی خودم به نام محمد است. محمد کمی شیطنت نوجوانی داشت و گاهی سر به سر معلم ها میذاشت. او تصمیم گرفت نامه ای جداگانه برای آقا معلم بنویسد.(تا اینجا مطلب رو داشته باشید)
    در کتاب فارسی دبستان در دهه 60 درسی بود به نام صحرانورد که شرح حال شتر از زبان خودش بود. مثلا نوشته شده بود: آیا مرا می شناسید ؟ من میتوانم مدتها بدون آب و غذا در بیابان راه بروم و گرد و خاک بیابان مانع دید من نمیشود و .....  و پس از دو صفحه مطلب میفهمیدی این موجودی که  داره  خودش رو  معرفی میکنه همون شتره.
    محمد از این سبک درس، الگو برداری کرد و یک نامه چند صفحه ای برای آقا معلم نوشت.
    آیا مرا می شناسید ؟
    من در کلاس 1/1 هستم.
    اکثر اوقات تمرینها رادوستان برایم حل میکنند.
    من میتوانم مدتها تمریناتم را حل نکنم.
    اکثر اوقات با تقلب نمره قبولی میگیرم .
    و .....
    بعد از چندین صفحه  مطلب که  با اونها مخ معلم رو کار گرفته بود ، نوشته بود:
    بله درست حدس زدید من محمد ..... هستم.
    وقتی آقا معلم بعد از نامه محمد، بنا به قراری که با بچه ها داشت برایمان نامه نوشت، اولین جمله بعد از سلام و احوالپرسی این بود:
    به اون شتر بگید مثل آدم نامه بنویسه و ما بعدا فهمیدیم که داستان چی بوده.
    یادش بخیر چند ماه بعد از طریق مدیر مدرسه فهمیدیم  که آقا معلم اومده مرخصی،  آدرس منزل ایشون رو از مدیر گرفتیم و کل بچه ها یک مینی بوس کرایه کردیم و به دیدن ایشون رفتیم(بدون اطلاع و هماهنگی مدرسه و والدین / شما فکر کنید  حدود 40 تا بچه 12 ساله رفتند با راننده مینی بوس  در خصوص  مبلغ کرایه مذاکره کنند) .تعداد بچه ها زیاد بود و تو کف مینی بوس هم نشسته بودیم. جالب اینکه راننده رو هم با خودمون بردیم خونه آقا معلم  و از ایشون هم پذیرایی کردیم .چون باید ما رو بر میگردوند به محلی که سوار شده بودیم که چهار راهی نزدیک مدرسه بود. خونه آقا معلم سمت میدون گرگان بود.البته سال بعد جنگ تموم شد و آقا معلم هم به مدرسه برگشت و ما ایشون رو میدیدیم اما دیگه معلم ما نبود.
    ببخشید از اینکه طولانی شد.

     
    تمرین‌ها و نظرات ثبت شده روی این درس صرفاً برای اعضای متمم نمایش داده می‌شود.
    .