Menu


Policy – تعریف خط مشی و مقایسه با قانون و تفاوت قانون گذاری و سیاستگذاری


تعریف خط مشی چیست و خط مشی گذاری با سیاست گذاری چه تفاوتی دارد؟

در نگاه اول به نظر می‌رسد که Policy مفهوم ساده‌ای است.

بر خلاف بسیاری از کلمات مدیریتی زبان انگلیسی که در ترجمه آنها دشواری و اختلاف نظر وجود دارد، تقریباً همه، Policy را به خط مشی ترجمه می‌کنند.

به همین سبک، Policy Making به خط مشی گذاری و Business Policy‌ به خط مشی کسب و کار ترجمه می‌شود.

اما کمی مطالعه و بررسی دقیق‌تر نشان می‌دهد که اتفاقاً مفهوم Policy از جمله مفاهیم بسیار گنگ است که هر کس به فراخور نیاز و کار خود، تعریف خط مشی را به شکل متفاوتی ارائه کرده است.

با توجه به اینکه لغت مشی در زبان عربی به معنای راه رفتن است، از لحاظ لغوی می‌توان فرض کرد که مفهوم خط مشی، مسیری برای حرکت است.

با رواج مدیریت دولتی در ایران و جهان، بسیاری از دانشگاهیان ترجیح دادند لغت استراتژی را برای کسب و کارها و سازمان‌ها (انتفاعی یا غیرانتفاعی) به کار بگیرند و وقتی از استراتژی کلان دولت‌ها و نهادهای دولتی حرف می‌زنند، به جای واژه‌ی استراتژی از واژه‌ی خط مشی استفاده کنند.

از سوی دیگر، عده‌‌ی دیگری از دانشگاهیان، ترجیح داده‌اند و می‌دهند که هر قانونی را برای قوانین زیرمجموعه‌اش، به عنوان خط مشی در نظر بگیرند.

با این تعریف، قانون اصلی کشور، خط مشی سایر قوانین است. چون همه موظف هستیم که فعالیت‌ها و قوانین خود را در چارچوب آن انجام دهیم.

در درس با مراجعه به دو کتاب Management: A global perspective و Business Policy and Strategic Management کاربرد کلمه Policy را در دو متن متفاوت می‌بینیم:

دوست عزیز دسترسی کامل به مطالب مربوط به این بخش ، از طریق ثبت نام به عنوان کاربرویژه امکانپذیر هست

وایریش و کونتز در کتاب Management: A global perspective، خط مشی را در کنار قانون (Rule) قرار می‌دهند و با آن مقایسه می‌کنند.

آنها می‌گویند قانون دقیق است و حدود و مرز‌های آن مشخص است. اما خط مشی، کلی‌تر است و شامل مصداق‌ها و مرزهای دقیق نیست.

به این مثال‌ها توجه کنید:

خط مشی: تا کار تمام نشده، شرکت را ترک نمی‌کنیم.

قانون: زمانی که کار تمام شد و سرپرست، برگه‌ی گزارش روزانه را مطالعه و امضا و تایید کرد، حق خروج از شرکت داریم.

خط مشی: اگر بدانیم هدیه‌ای مصداق رشوه است، آن را قبول نمی‌کنیم.

قانون: هر هدیه‌ای که قیمت آن از ۲۰ هزار تومان بیشتر باشد، مصداق رشوه محسوب می‌شود.

koontz-policy

با توجه به این توضیح، می‌بینیم که کونتز و وایریش، معتقدند که استفاده بیشتر از خط مشی‌ به جای قانون، با هدف ایجاد اختیار (Discretion) بیشتر و ایجاد فضا برای اقدام کردن فعالانه (Initiative) به جای رفتار منفعل، انجام می‌شود.

همان‌طور که در متن فوق مشاهده می‌کنید، در متن‌های رسمی برای بیان تبعیت از خط مشی یا قانون از فعل Abide (با حرف اضافه‌ی By) استفاده می‌شود:

We abide by your policies

ما تابع خط مشی‌های شما هستیم

در کتاب Business Policy and Strategic Management هم، به بعضی از ویژگی‌های یک خط مشی خوب برای کسب و کارها اشاره شده است:

policy-rules

برخی از مهم‌ترین نکات مطرح شده در این فهرست به شرح زیر هستند:

  • تعریف خط مشی ها بر پایه‌ی اهداف کسب و کار
  • در نظر گرفتن ابهام‌های آتی
  • مطابقت با قوانین دولت
  • قابل درک بودن و به سادگی قابل پیگیری و اجرا بودن
  • ترجیحاً مکتوب بودن
  • منصفانه بودن
  • کمک به توسعه‌ی برنامه ریزی شده و ساختارمند سازمان

تمرین:

یک مثال از بیان یک نگرش در قالب خط مشی و در قالب قانون مطرح کنید.

در مثالی که مطرح کرده‌اید، کدام شیوه بیان و اعمال آن نگرش را اثربخش‌تر می‌دانید؟

  شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.

برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند: مهدی میم , حسین نادعلیزاده , سامان عزیزی , مصطفی اصفهانی , شهرزاد

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری زبان تخصصی مدیریت استراتژیک به شما پیشنهاد میکند:

سری مطالب حوزه زبان تخصصی مدیریت استراتژیک
 
برخی از سوالهای متداول درباره متمم
متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

قوانین کامنت گذاری/ چرا دیدگاه من منتشر نشده است؟

31 نکته برای Policy – تعریف خط مشی و مقایسه با قانون و تفاوت قانون گذاری و سیاستگذاری

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : گروه متمم

    با سلام.

    قطعاً هر واژه‌ای در Context و محیط متفاوت، معنایی متفاوت خواهد داشت.

    چنانکه در حوزه‌ی نرم افزار، Copyright Policy معنای دیگری دارد و در صنعت بیمه (یکی از قدیمی‌ترین کاربردهای واژه‌ی Policy در جهان است) معنایی کاملاً متفاوت از آن اعاده می‌شود.

    طبیعی است که هر فرد هم بنا به تجربه‌ و نیاز خود، معنای متفاوتی را مد نظر قرار می‌دهد.

    اگر چه ما هم مانند شما تجربه‌ی چنان کاربردهایی را داریم اما به دلیل نداشتن دانش و تخصص، از رد یا تایید آن ناتوان هستیم، اما ای کاش به عنوان مرجع، به سایت‌های غیرمعتبر که عموماً Content Farm هستند و با گردآوری اطلاعات پراکنده از مراجع غیرمعتبر و بعضاً کاربران، محتوا تولید می‌کنند اشاره نمی‌کردید.

    استفاده از لغت‌نامه‌ها یا سایت‌هایی که تخصصاً در زمینه‌ی حقوق یا مدیریت یا اتیمولوژی واژه‌ها فعالیت می‌کنند قطعاً اعتبار بیشتری دارد و حتی اظهار نظر به اتکاء تجربه‌ی شخصی، به خودی خود از سطحی از اعتبار برخودار است که با استناد به چنین سایت‌هایی، آن اعتبار اولیه کاهش می‌یابد.

    همان‌طور که واضح است متمم، به کارکرد سیاسی واژگان یا ادبیات رایج سیاسی توجهی ندارد و معیار ما، “فضای مدیریت کسب و کار” است و منبعی هم که استفاده کرده‌ایم مشخصاً هارولد کونتز است که در مدیریت کسب و کار مورد استناد قرار می‌گیرد.

    طبیعتاً وقتی از قانون‌گذاری هم صحبت می‌کنیم نه ناظر به قوای مقننه است و نه نهادهای مدنی کلان.

    بلکه در مورد تفاوت قانون‌گذاری در شرکت یا سازمان و خط مشی‌گذاری در شرکت یا سازمان صحبت می‌کنیم.

    مثال‌ها هم مشخصاً به چنین مسئله‌ای اشاره دارند.

    در سطح مورد بحث ما، اینکه "صبح‌ها چای پررنگ در دفتر مدیریت نیاورید" یک خط مشی است و اینکه "چای و آب جوش را به نسبت یک به چهار مخلوط کنید" یک قانون.

    واژه‌ی سیاست، از قدیم با شهر و شهرداری و اداره‌ی شهر و کشور هم‌راه و هم‌خانواده بوده و حتی واژه‌های لاتین آنها هم، هم ریشه و نزدیک‌هستند.

    در زبان عربی هم، نخستین معنای آن، تربیت اسب بوده است و در واقع، دانش سیاست‌هم، بر خلاف عرف امروز که “سیاس بودن” به معنای “تحلیل گر پیچیده بودن” و گاه “حیله گر بودن” تعبیر می‌شود، به معنای دانشی برای رام کردن و مدیریت جامعه به کار برده می‌شده است.

    اما خط مشی و قانون، در متن فوق، مشخصاً به مجموعه‌ای کوچک در یک سازمان و تیم کاری اشاره دارند و حتی ممکن است یک نفر در زندگی شخصی در ذهن خودش، برای خودش قانون یا خط مشی تعریف کنند.

    بنابراین مستقل از تایید یا تکذیب ترجمه‌ی شما در حوزه‌‌های مد نظر شما (چون خارج از حوزه‌ تخصص و تسلط ماست) تاکید می‌کنیم که تقریباً تمام نهادها و سطوحی از قانون‌گذاری که مورد توجه قرار داده اید (دستگاه‌های اجرایی،‌شورای عالی انقلاب فرهنگی و …)‌ به طرزی ملموس و مشهود، خارج از فضای مورد بحث در کل متمم هستند و هرگز و هیچ‌گاه اشاره‌ای به این سطح از مدیریت در متمم نشده است.

    متمم را هم محل توسعه مهارتهای “من” تعریف کرده‌ایم و نه محل توسعه مهارتهای “ملت” و از همین‌جا، مقیاس نگاه و نگرش ما به شکلی شفاف و واضح، مشخص است.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .