Menu


کتاب شهریار ماکیاولی از نگاهی دیگر


کتاب شهریار ماکیاولی

کتاب شهریار ماکیاولی را از جمله کتابهای بدنام تاریخ می‌دانند. می‌گویند ماکیاولیسم تنها مکتبی است که پیروان آن، وقتی می‌خواهند مخالف خود را تخریب کنند، او را ماکیاولیست می‌نامند! به احتمال زیاد، مطالعه کتاب شهریار ماکیاولی برای اکثر ما تجربه‌ی شیرینی نیست.کتابی که در آن، اخلاق، حتی در حد تعارفات متداول هم جایگاهی ندارد.

جالب اینجاست که لغت شهریار یا Prince در عنوان دو کتاب کلاسیک به کار رفته است و هر دو هم، از نام آورترین کتابهای تاریخ بشر هستند. یکی کتاب #اگزوپری که ما به نام شازده کوچولو می‌شناسیم (The Little Prince) و دیگری کتاب شهریار ماکیاولی ‌(The Prince). یکی از این دو کتاب، از انسانی‌ترین و احساسی ترین کتابهای جهان است و دیگری را به عنوان نماد رفتار و نگرش غیرانسانی و قدرت محور می‌شناسند.

تیم فیلیپس در کتاب در باب شهریار کوشیده است قرائتی جدید از کتاب شهریار ماکیاولی به دست دهد. البته نه به معنای آنکه روایتی مثبت‌تر و دوست‌داشتنی‌تر ایجاد کند. بلکه تلاش کرده است با مثال‌هایی از حوزه‌ی مدیریت و بازاریابی، همان مفاهیم را برای مخاطب امروزی تفهیم کند. خیلی اغراق نکرده‌ایم اگر بگوییم که ماکیاولی امروز بود و به جای هدیه‌ی کتاب به سیاستمداران زمان خود، می‌خواست آن کتاب را به مدیران زمان خود هدیه کند، احتمالاً‌ چیزی شبیه کتاب در باب شهریار تیم فیلیپس را می‌نوشت!

کتاب در باب شهریار که توسط مریم تقدیسی ترجمه شده و به همت انتشارات ققنوس منتشر شده است، در نخستین صفحه‌ی خود به عنوان کتاب اصلی اشاره دارد:

کتاب شهریار ماکیاولی منبع در باب شهریار است

شاید مروری به فهرست کتاب هم، ایده‌ای از محتویات آن به شما بدهد:

 

محدودیت در دسترسی کامل به این مطلب

نمایش کامل این مطلب برای کاربران آزاد متمم انجام می‌شود.

ثبت نام به عنوان کاربر آزاد متمم، سریع و رایگان است و کافی است برای خودتان نام کاربری و رمز عبور تعریف کنید.

شما با ثبت نام به عنوان کاربر آزاد، به درس‌های مختلفی (از جمله: استعدادیابی، سبک زندگی، پرورش تسلط کلامی، افعال پرکاربرد انگلیسی، مهارتهای ارتباطی و پاراگراف فارسی) دسترسی پیدا خواهید کرد.

نقل قول‌هایی هم که او از #جک ولش انتخاب می‌کند، ظاهراً در راستای همان نگاه است:

کتاب شهریار ماکیاولی و همینطور کتاب در باب شهریار

خواندن کتاب در باب شهریار، چندان ساده نیست. ساده از این جهت که مدام، ذهن ما را به چالش می‌کشد.

شاید خواندن کتاب شهریار ماکیاولی به فرض اینکه اثری کلاسیک و مربوط به پنج قرن قبل است، ساده‌تر باشد.

اما تصور اینکه آنچه در دست دارید و می‌خوانید، حرف‌هایی است که یک نویسنده معاصر شما تدوین و تالیف کرده است، می‌تواند آنها را به چالش جدی‌تری برای ذهن تبدیل کند.

شاید کمتر کسی را بتوان یافت که بتواند یا بخواهد #مدل ذهنی مطرح شده در این کتاب را تمام و کمال بپذیرد. اما به هر حال، قطعاً کتابهایی که با مفروضات دائمی ما در تعارض و تضاد هستند، همیشه فرصتی برای بیشتر فکر کردن و عمیق‌تر شدن فراهم می‌کنند.

 

تمرین

شما در مورد ماکیاولیسم و این نوع تفکر چه فکر می‌کنید؟ آیا این نوع دیدگاه و افرادی با این دید، هیچگاه دغدغه‌ی شما بوده‌اند؟ آیا خود را متعلق به دسته‌ی آنها می‌دانید؟ آیا تجربه‌ی کار در سازمان‌هایی که توسط چنین افرادی اداره می‌شوند را دارید؟ (از دقت نظری که در انتخاب کلمات و نگارش نظرات دارید، ممنونیم).

  شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.

برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند: آرام آخوندی , سارا بنی اقبال , محمد امین رضوانفز , مهدی کیخا , علی کریمی

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری بوی کاغذ به شما پیشنهاد میکند:

سری مطالب حوزه بوی کاغذ
 
برخی از سوالهای متداول درباره متمم
متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

قوانین کامنت گذاری/ چرا دیدگاه من منتشر نشده است؟

49 نکته برای کتاب شهریار ماکیاولی از نگاهی دیگر

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : طاهره خباری

    قسمت اول: با خوندن این مطلب درباره ماکیاولی یاد رمان "دموکراسی یا دموقراضه" سید مهدی شجاعی افتادم. در این رمان داستان 25 برادر رو تعریف می کنه که بعد از مرگ پادشاه (پدر) باید از طریق انتخابات به مدت 2 سال بر مردم حکومت کنند. برادر 25ام که "دمو کافیه" و یا به تعبیر مردم "دموقراضه" آخرین پادشاهی که به تخت سلطنت می نشیند. در سرتاسر رمان از این پادشاه جملاتی نقل می شه که به نظرم تداعی کننده افکار ماکیاولیستی هست و قرابت هایی با این مفهوم داره. به طور مثال در هر بخش اصولی را بدین شکل بیان می کند:

    - کسی که بیشتر می بیند، بیشتر می دزدد. ندیدن هنر است نه دیدن.

    - دزدی کار زشتی است، مگر برای اهداف متعالی

    - ویرانی مقدمه آبادی است. هرکس بیشتر خراب می کند، بهتر می سازد. یا کسی که توان ساخت دارد که جرات خراب کردن داشته باشد.

    - دشمن چیز مفیدی است، اگر کم آوردید خودتان درست کنید. دشمن یعنی که شما می توانید همه ضعفها و کم کاری هایتان را بر گردن او بیاندازید و اگر کاری کردید با وجود او مهم جلوه اش دهید و اگر نکردید او را مقصر جلوه دهید.

    - مردم در صورتی به شما احترام می گذارند یا از شما فرمان می برند که محتاجتان باشند.

    - دروغی که با شهامت و قاطعیت و اعتماد به نفس گفته شود، از هر راستی قابل قبول تر و باورپذیرتر است.

    در بخش 33 کتاب در باب شهریار هم این مطلب به شکل دیگری بیان شده «عزیزم به من دروغ بگو!»: «فریب دادن مردم معمولا از آنچه فکر می کنید ساده تر است، البته به شرطی که آنها هم دلشان بخواهد فریب بخورند.»

    قسمت دوم: "فرانسیس بیکن" از نیکولو ماکیاولی، این‌چنین یاد میکند: «ما به کسانی همچون ماکیاولی مدیونیم، که جهان سیاست و رهبران آن را آن‌طوری که هست به ما نشان می‌دهند، نه آن‌طوری‌که باید باشد.»

    در این سایت می تونید کتاب شهریار نیکولو ماکیاولی را با ترجمه فارسی (داریوش آشوری) و انگلیسی و نسخه اصلی ایتالیایی دانلود کنید.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .