Menu


مهارت پس انداز کردن برای کودکان پنج تا هشت سال


مهارت پس انداز کردن برای کودکان

استیون رایس در کتاب Who am I به نکته‌ی جالبی اشاره می‌کند.

او پس انداز کردن و برای فردا نگه داشتن را یکی از شانزده میل درونی ما انسان‌ها (در مدل پیشنهادی خودش) مطرح می‌کند.

به عبارتی توضیح می‌دهد که اگر چه میل به پس انداز کردن در ما انسان‌ها تا حد زیادی متفاوت است، اما اصل ماجرا که چنین میلی در ما وجود دارد را نمی‌توانیم به سادگی انکار کنیم.

تفاوت کلیدی ما انسان‌ها با یکدیگر، در مصداق‌های پس انداز و الگوهای ذهنی ما در انتخاب گزینه‌های مطلوب پس انداز کردن است.

اما به هر حال، وقتی در مورد کودکان پنج تا هشت ساله صحبت می‌کنیم، بحثمان نمی‌تواند انتخاب‌های پیچیده در پس انداز کردن باشد.

saving-for-kids

موارد زیر، برخی از توصیه‌هایی است که برای آشنایی بیشتر کودکان با مفهوم پس انداز مطرح می‌شود:

دوست عزیز دسترسی کامل به مطالب مربوط به این بخش ، از طریق ثبت نام به عنوان کاربرویژه امکانپذیر هست

تمرین و بحث و گفتگو:

خانواده شما به چه شیوه‌هایی مفهوم پس انداز را به شما آموختند؟

شما چه شیوه‌های دیگری را می‌شناسید که برای آموزش دادن مفهوم پس انداز به کودکان مفید باشد؟

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    زهره حسینی صفت ، روح اله دیداری اردکانی ، محمد حسین منسومی ، عبدالحمید ملایی ، علی حجازی

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری سواد مالی کودکان و نوجوانان به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه سواد مالی کودکان و نوجوانان

قوانین کامنت گذاری در متمم

27 نکته برای مهارت پس انداز کردن برای کودکان پنج تا هشت سال

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : حمید طهماسبی

    "باید روزی از بانکش و وکیلش و پزشک خانوادگی اش صحبت کند"

    خیلی این جمله لذت بخش بود.

    یادم هست کلاس پنجم دبستان بودم، تو اسباب کشی در زمستان با یک آورکت نو جلوی بخاری دیواری ایستادم و پشت آن سوخت. مادرم برای اینکه به من بفهماند که آدم در اسباب کشی لباس نویش را نمی پوشد و همچنین باید مراقب لباس هایت باشی، کلاه آور کت را برداشت، روی آن قسمتی که سوخته بود(که کوچک هم نبود) دوخت. خاطرم هست که من با اتوبوس به مدرسه می رفتم. در تمام طول زمستان آن را به تن کردم و خجالت می کشیدم. ولی باعث شد که همیشه مراقب لباس هایم باشم و کلا قدر و ارزش تمام دارایی هایم را بدانم و از آن ها به خوبی مراقبت کنم.

    به تاخیرانداختن:

    همیشه پدرم بهم نصحیت می کرد که چیز ارزان نخر. دیرتر بخر ولی جنس خوب بخر و یک عمر استفاده کن. دلیل خوبی برای به تاخیر انداختن برای من بود.

    به تاخیر انداختن خواسته باعث بوجودن آمدن اراده نه تنها در فرزندان بلکه در بزرگسالان هم می شود.

    قلک داشتن:

    من بعید می دانم که کسی باشد که لذت داشتن یک قلک را نداند، مخصوصا برای آن روزی که خواهد شکست.(من زمانی قلکم را می شکستم که قرار بود پولم را جای بهتری یا نگه دارم یا سرمایه گذاری کنم)

    حساب پس انداز:

    من هیچ وقت از سمت والدین حساب پس انداز نداشتم. بیشتر اجازه می دادند پول در دستان خودمان باشد و خودمان برای آن تصمیم بگیریم. درست مانند زمانی که برای ما اسباب بازی می خریدند. میخریدند تا ما با آن بازی کنیم نه اینکه وسیله ای تزیینی در ویترین باشد.

    حقیقت هم الان که دارم به خاطر میارم از دوستانی که برایشان حساب پس انداز باز کرده بودند و خود بچه را مستقیما وارد بازی نکردند، موفقیت چشم گیر و احترام و ارزش خاصی برای پول از سمتشان نمی بینم.(صد البته که هیچ گزاره ای در علوم رفتاری نه به ذات درست است نه غلط)

    واژه پس انداز:

    به واسطه اخلاقی که در خانواده به آن رسیده بودم و آن ارزش برای پول و اهمیت پس انداز بود، توانستم چند سال پیش بحران شدیدی را به خوبی بگذرانم.

    اوایل کارم بود و از یک دفتر 14 متری می خواستم بروم به یک واحد 140 متری. درآمد من 5 برابر اجاره آنجا بود و در گوشه تجارتم فعالیت دیگری را آغاز کردم که تخمین می زدم درآمدم 3 برابر شود. براساس بحران های که بوجود آمد شراکتم در کار جدید معلق شد و افت بازار به حدی بر روی کار ما تاثیر گذاشت که درآمد من خیلی کمتر از هزینه اجاره و حقوق کارمندان شد.

    به واسطه آشنایی با واژه پس انداز و انجام به آن در تمام دوران فعالیت کاریم حدود 2 سال را گذراندم. اصلا آسان نبود ولی فکرش را که می کنم اگر پس انداز نبود هرگز نمی توانستم با فکری آزاد باز هم به تبیین استراتژی های کارم بپردازم و همیشه حتما در استرس می بودم. اما آن سال ها را گذراندم بدون اینکه هیچ کس متوجه شود و حتی برای بعضی از دوستان تعریف که می کنم باورشان نمی شودو می گویند تو در آن سال ها مشکل مالی داشتی؟

    من به این واژه علاقه دارم و به آن احترام می گذارم و آن را جدی می گیرم.

    من آنقدر برای پول ارزش قائلم که حتی پرت کردن پول را بد می دانم، و همیشه به دوستانم می گویم که به پولت احترام بگذار تا آن هم برای تو احترام بیاورد.

     

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .