سوزان سانتاگ | درباره سل و سرطان | بیماری به عنوان یک استعاره

نویسنده، نظریه پرداز ادبی، فعال سیاسی، فیلمساز، فیلسوف و معلم، از جمله توصیفهایی است که در نخستین جستجوهای نام سوزان سانتاگ (Susan Sontag) در وب، با آنها مواجه میشوید.
گفتهاند مقالهی علیه تفسیر (Against Interpretation) از جمله معروفترین مقاله های سانتاگ است.
اما اگر آن را هم پیدا کنید و بخوانید، احتمال بالایی دارد که سانتاگ را چندان دوستداشتنی نیابید. این همه پیچیدهگویی فقط بر علیه تفسیر؟
کتاب بیماری به عنوان یک استعاره (Illness as a Metaphor) هم بهسادگی نمیتواند هر مخاطبی را جذب خود کند.
کتابی که دو بیماری سل و سرطان را محور خود قرار داده؛ اما نه از درمانشان میگوید و نه حرفی مستند و علمی دربارهشان مطرح میکند: کند و کاوی در ادبیات، از شرق تا غرب، در جستجوی هر شخصیت داستانی که سل یا سرطان داشته یا هر نویسندهای که این کلمات را در قالب تشبیه یا استعاره مفهومی بهکار برده است.
سوزان سانتاگ کتاب بیماری به عنوان یک استعاره را چنین شروع میکند:
بیماری، بخش تاریک زندگی ماست؛ سرزمینی سختتر و دشوارتر، برای زندگی.
هر یک از ما، از نخستین روز تولد، تابعیت دوگانه داریم و به دو کشور تعلق داریم: کشورِ سلامت و کشور بیماری.
هر چند که همهی ما ترجیح میدهیم همواره گذرنامهی خوبِ سرزمینِ سلامت در دستمان باشد، اما دیر یا زود، حتی اگر برای مدتی کوتاه، وادار میشویم با گذرنامهی سرزمین بیماران تردد کرده و در آنجا اقامت کنیم.
آنچه میخواهم به شرح و بررسیاش بپردازم، مهاجرت و سبک زندگی در هر یک از این قلمروها نیست؛ بلکه بررسی احساسات و تعبیرهای خیالپردازانهای است که با وضعیت بیماری گره خورده است.
… من میدانم که بیماری، یک استعاره نیست و اتفاقاً واقعیترین و سالمترین و خالصترین شکل درک بیماری، به شدت با استعاره فاصله دارد و بیماری برای پوشاندن لباس استعاره بر تن خود، مقاومت میکند.
اما اگر وادار شوید به سرزمین بیماری سفر کنید و به قلمرو آن وارد شوید، ناگزیر خواهید بود با استعارههای تیره و ترسناکی که از سرزمین بیماری برایتان ترسیم میکنند روبرو شوید.
برای مشاهدهٔ کامل این مطلب لازم است عضو آزاد متمم باشید.
با ثبت نام رایگان بهعنوان کاربر آزاد متمم (صرفاً با تعیین نام کاربری و کلمهٔ عبور) میتوانید به حدود نیمی از هزاران درس متمم دسترسی داشته باشید (نمونه درسهای کاربر آزاد).
همچنین در صورت تمایل، با پرداخت هزینهٔ عضویت به همهٔ درسهای متمم از جمله دوره MBA و درسهای توسعه فردی دسترسی خواهید داشت:
چند تذکر دربارهٔ بخش معرفی کتاب متمم
متمم سایت فروش کتاب نیست. و جز کتاب «از کتاب» محمدرضا شعبانعلی - که خود متمم آن را منتشر کرده - صرفاً به معرفی، بررسی و نقد کتاب میپردازد.
صِرف معرفی کتاب در متمم لزوماً به معنای تأیید محتوای آن کتاب نیست. پس حتماً متن معرفی را کامل بخوانید. ممکن است نقاط ضعف برخی کتابها پررنگتر از نقاط قوتشان باشد. ضمن این که معرفی کتاب در متمم لزوماً به این معنا نیست که آن کتاب جزو منابع تدوین درسها بوده است. جز در مواردی که صریحاً به این نکته اشاره، در باقی موارد صرفاً ممکن است با هدف آشنایی کلی با موضوع یا نویسنده و یا نقد کتاب به آن پرداخته شده باشد.
متمم برای معرفی کتابها هیچ نوع هزینهای دریافت نمیکند و صرفاً اهداف آموزشی خود را مد نظر قرار میدهد.









نویسندهی دیدگاه : علی رمضانی
"دوست دارم که زنده بمانم. هر روز که بیدار می شوم از زنده بودنم خوشحالم. این چیزی فراتر از لذت است. از زنده بودنم خیلی خوشحالم."
این جملات را از ابتدای فیلم مستند زندگی سوزان سانتاگ ساخته نانسی کیتس 2014 برداشتم.
چیزی که در مورد خانم سانتاگ برای من جالب است ارزشی است که او روی زندگی می گذارد و بخشی از این ارزش گذاری نتیجه رنج و مهنتی است که از بیماری سرطان کشیده است. تعریف و توصیف او از بیماری نیز بسیار دقیق است "سل، بدن را تسخیر میکند و سرطان مصرف. و این دومی، بیشتر از اولی به طول میانجامد."
می خواهم بگویم که کشف ارزش زندگی و بهبود کیفیت آن و لذت بردن بیشتر از زندگی را شاید بتوان از لابلای گفتار خانم سانتاگ بیرون آورد. از این جهت که او دوبار بیماری را تجربه کرده است که به خاطر ناشناخته بودن انسان را معلق و سرگردان می کند.
اما اینکه هر روز که بیدار می شوی از زنده بودن خود خوشحال باشی و اساسا "فکر به اینکه زنده هستی" را با خود مرور کنی شاید احساس زیباتری نسبت به زندگی در انسان ایجاد کند و قطعا تاثیر عمیق تری بر سبک و شیوه زندگی می گذارد.
لینک مستند زندگی خانم سانتاگ: http://simafekr.tv/video/25670/