نقش ارزیاب (یا مراقب یا ناظر) در کار تیمی

پس از آشنایی با مردیت بلبین و مدل او در مورد نقش افراد در کار تیمی، بررسی مورد به مورد نقش های ۹ گانه بلبین را آغاز کردیم.
ابتدا به نقش افراد ایده پرداز توجه کردیم و سپس به نقش جستجوگر منابع یا Resource Investigator پرداختیم، اگر چه شما هنوز فرصت نکردهاید تمرین آن را حل کنید .
در این درس به نقش ارزیاب یا Evaluator میپردازیم که گاهی هم از آن تحت عنوان ناظر یا مراقب (Monitor) نام برده میشود.
تمرین
چه تجربهای از مواجهه و تعامل با نقش ناظر و ارزیاب داشتهاید؟
اگر خودتان در محیط کار یا خانه، چنین نقشی را بر عهده داشتهاید یا دارید، چه چالشها و سوء تفاهمهایی را در ارتباط با آن تجربه کردهاید؟
ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری مهارت کار تیمی به شما پیشنهاد میکند:
- دوره تیم سازی و کار تیمی | از کار گروهی تا کار تیمی موفق
- مردیت بلبین | نظریه پرداز کار تیمی و طراح تست بلبین
- جان کاتزن باخ | اصول کار تیمی و تیم سازی
- فعالیت های تیمی ناموفق (تجربههای مردیت بلبین)
- تقسیم کار در تیم | مدل رنگی مردیت بلبین
- کارهای صورتی: یکی مهمترین علل کاهش اثربخشی کار تیمی
- مدل بلبین و نقش افراد در تیم ها
- کار تیمی و نقش ایده پردازی در آن
- کار تیمی و نقش جستجوگر منابع
- نقش ارزیاب (یا مراقب یا ناظر) در کار تیمی
- نقش هماهنگ کننده فعالیت ها در پروژه ها و کار تیمی
- نقش موتور محرک در کار تیمی
- افراد اجرایی یا اجراکارها در کار تیمی
- تمام کننده ها و نقش و اهمیت آنها در کار تیمی
- نقش Teamworker یا گروهی کار در فعالیت تیمی
- متخصصها (Specialists) و نقش آنها در کار تیمی
- هواپیمای کنکورد و سندروم کنکورد در کار تیمی و کسب و کار
- مدل تاکمن و مراحل پنج گانه رشد یک تیم
- موانع کار تیمی اثربخش | تیم هایی که تیم نیستند
- موانع کار تیمی اثربخش | سندرم آپولو در تشکیل تیمها
- مشکلات کار تیمی اثربخش | تفکر گروهی یا گروه اندیشی
- تنبلی گروهی | وقتی اعضای گروه به اندازهی کافی مایه نمیگذارند
- ایدهها را به کمیتهها نسپارید
- اثر تماشاگر | چگونه پخش شدن مسئولیت روی رفتار ما تأثیر میگذارد؟
- کتاب پنج دشمن کار تیمی | آشنایی با چالش های کار تیمی اثربخش
- کتاب بازیکن تیمی ایده آل (پاتریک لنچیونی) | سه ویژگی ضروری برای کار تیمی
- معرفی کتاب تیم سازی و رهبری تیم | ریچارد هکمن
- معرفی چند کتاب تیم سازی و کار تیمی
چند مطلب پیشنهادی از متمم:
سوالهای پرتکرار دربارهٔ متمم
متمم مخففِ عبارت «محل توسعه مهارتهای من» است: یک فضای آموزشی آنلاین برای بحثهای مهارتی و مدیریتی.
برای آشنا شدن بیشتر با متمم به صفحهٔ درباره متمم سر بزنید و فایل صوتی معرفی متمم را دانلود کنید و گوش دهید.
فهرست دوره های آموزشی متمم را کجا ببینیم؟
هر یک از دوره های آموزشی متمم یک «نقشه راه» دارد که مسیر یادگیری آن درس را مشخص میکند. با مراجعه به صفحهٔ نقشه راه یادگیری میتوانید نقشه راههای مختلف را ببینید و با دوره های متنوع متمم آشنا شوید.
همچنین در صفحههای دوره MBA و توسعه فردی میتوانید با دوره های آموزشی متمم بیشتر آشنا شوید.
هزینه ثبت نام در متمم چقدر است؟
شما میتوانید بدون پرداخت پول در متمم به عنوان کاربر آزاد عضو شوید. اما به حدود نیمی از درسهای متمم دسترسی خواهید داشت. پیشنهاد ما این است که پس از ثبت نام به عنوان کاربر آزاد، با خرید اعتبار به عضو ویژه تبدیل شوید.
اعتبار را میتوانید به صورت ماهیانه (۱۶۰ هزار تومان)، فصلی (۴۲۰ هزار تومان)، نیمسال (۷۵۰ هزار تومان) و یکساله (یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان) بخرید.
توجه داشته باشید که خرید ششماهه و یکساله بهترتیب معادل ۲۰٪ و ۳۸٪ تخفیف (نسبت به خرید یکماهه) محسوب میشوند.برای اطلاعات بیشتر به صفحه ثبت نام مراجعه کنید.
آیا در متمم فایل های صوتی رایگان برای دانلود وجود دارد؟
مجموعه گسترده و متنوعی از فایلهای صوتی رایگان در رادیو متمم ارائه شده که میتوانید هر یک از آنها را دانلود کرده و گوش دهید.
همچنین دوره های صوتی آموزشی متنوعی هم در متمم وجود دارد که فهرست آنها را میتوانید در فروشگاه متمم ببینید.
با متمم همراه شوید
آیا میدانید که فقط با ثبت ایمیل و تعریف نام کاربری و رمز عبور میتوانید به جمع متممیها بپیوندید؟
نویسندهی دیدگاه : شاهد اشرفی
من نزدیک به پنج سال در مجموعه ای کار می کردم که تقریبا کار پرسنل به هیچ عنوان ارزیابی نمی شد. من گاهی از اوقات احساس خوبی از تلاش زیاد برای کارم به این دلیل نداشتم. فکر می کنم دیده شدن و مورد ارزیابی قرار گرفتن همونقدر که می تونه تلخ باشه، می تونه شیرین هم باشه. اگر شما کارتون رو خیلی خوب انجام بدید اما احساس کنید که دیده نمی شید احتمالا اثر منفی زیادی روی انگیزه ی شما می گذاره.
خیلی از اوقات در کار تیمی من نگران نرسیدن به موقع کار هستم. اتفاقی که داخل مغز من میوفته اینجوریه: طی فواصل زمانی چند ساعت یک بار من از دور به نقطه ی شروع کار و نقطه ی پایان کار نگاه می کنم و اونرو با فعالیتی که الان داره انجام می شه مقایسه می کنم، اگر به نظرم این روند کند باشه نگرانیم رو بیان می کنم. از ابراز نگرانی هام خیلی بازخورد خوبی نمی گرفتم اما راهکارهای من برای بهینه کردن این نگرانی ها این بوده:
برگزاری جلسات دوره ای
اوایل راه اندازی کسب و کارم بود که به نظرم کارها خیلی کند پیش می رفت و من خیلی نگران آینده کسب و کارم بودم. در محل کار تبدیل به یک آدم نگران از صبح تا شب شده بودم. این نگرانی دو همکار من رو خیلی اذیت می کرد. این بود که به همراه همکارانم تصمیم گرفتیم برای کارها یک برنامه ریزی اولیه انجام دهیم و در جلسات صبح روزهای زوج به بررسی نتیجه کارها بپردازیم. در نتیجه هم من کارها را رصد می کردم و هم ابراز نگرانی هایم محدود به یکی دو ساعت جلسه می شد.
درخواست از همکارانم برای نوشتن گزارش کار
یک سالی که گذشت حجم پروژه ها افزایش زیادی پیدا کرد، نیرو های شرکت کوچک ما دو سه برابر شده بودند و جلسات دوره ای پاسخ گوی حجم نگرانی های من نبود! این بود که وقتی بعد از مطالعه درس گزارش نویسی فهمیدم " اگر گزارشی از کار تنظیم نشود واقعا انگار که کار انجام نشده" ، گزارش کار نویسی رو در شرکت شروع کردیم. طبیعتا من با خوندن گزارش ها از روند پیشرفت کارها مطلع می شدم و نگرانی های من خیلی کنترل شد.
استفاده از ابزارهای کنترل پروژه
بعد از ثبت گزارش کارها در نرم افزار MSP (صرفا به عنوان یک ظرف اطلاعاتی)، حالا وقت اون رسیده بود که برای برنامه ریزی کارهای آتی از این ابزار استفاده کنیم. خوشبختانه تونستیم برنامه ی هفتگی همکارانم رو آماده کنیم و از این طریق بجای نگرانی از این که الآن اوضاعمون توی فلان پروژه چطوره؟ و نداشتن جواب درستی برای اون، به یک برآورد دقیق تر از اوضاع دست پیدا کنیم.
کنترل ورودی ها و خروجی ها
در همون شرکتی که اوایل تمرین صحبتش رو کردم، یکی از بزرگترین مشکلات به نظر من این بود که تقریبا هر کدوم از مدیران شرکت وقتی از نزدیک واحد طراحی رد می شد می تونست به این واحد کار بده و نتیجه رو هم بخواد. مدیر طراحی می گفت روی پروژه x بخش a کار می کنیم و مدیر پروژه تلفنی در مورد بخش b پروژه نقشه اجرایی می خواست. مدیر عامل هم برآورد قیمت بخش c پروژه رو می سپرد به یکی از بچه های دفتر طراحی. درحالیکه بخش a هنوز نیاز به توان همه ی اعضای تیم داشت که به نتیجه برسه. من بعد از کلی کلنجار تونستم مدیرانم رو متقاعد کنم که ورودی و خروجی کار باید در این واحد از یک کانال مشخص باشه. بعد از اجرایی کردن روشی که پیشنهاد داده بودم کارها با آرامش بیشتر و به موقع انجام می شد.