Menu
فایل صوتی آموزشی ۶۰ نکته در مذاکره

مجموعه ای از نکات کاربردی مذاکره که می‌توانند کیفیت مذاکره های ما را بهبود داده و دستاوردهای ما را افزایش دهند




قورباغه‌ای که حافظ می‌خواند:‌ یک نکته کلیدی در پرورش کودکان باهوش


اهداف و انتظارات آموزشی متمم در این درس
کد درس: ۳۰۳۳۰

پیش نیاز مطالعه این درس:

از دوستان عزیز متممی انتظار می‌رود پس از مطالعه این درس:
  • با یکی از رایج‌ترین و پذیرفته شده‌ترین تعریف‌های هوش در روانشناسی رشد آشنا شوند.
  • به تفاوت نبوغ و هوشمندی توجه داشته باشند.
  • بتوانند به صورت کوتاه و مختصر، مفهوم شتابزدگی در آموزش و پرورش کودکان را شرح دهند.

قبل از اینکه به سراغ اصل بحث‌مان برویم،‌ اجازه بدهید یک سوال ساده اما مهم را با هم مرور کنیم.

در جنگل‌های شمال کشور، دو قورباغه پیدا شده‌اند. یکی از آنها یک قورباغه‌ی کاملاً معمولی به نظر می‌رسد و ظاهراً هیچ نوع توانمندی یا ویژگی خاصی ندارد.

اما قورباغه‌ی دیگر، یک توانمندی بسیار خاص و نادر دارد: او می‌تواند چند غزل از حافظ را از حفظ و به زبان و لهجه‌ی فارسی سلیس بخواند.

اگر قورباغه‌ی حافظ‌خوان را با قورباغه‌ی معمولی مقایسه کنیم، در مورد هوش این قورباغه چه نظری دارید؟

 قورباغه‌ای که حافظ می‌خواند تیزهوش‌تر است.

 هوشِ قورباغه‌ای که حافظ می‌خواند با قورباغه‌ی دیگر یکسان است.

 قورباغه‌ای که حافظ می‌خواند کم‌هوش‌تر [و خنگ‌تر] است.

پاسخی که به سوال فوق می‌دهیم و گزینه‌ای که انتخاب می‌کنیم، می‌تواند تا حد زیادی نگرش ما را به هوش و هوشمندی و پرورش فرزندان هوشمند مشخص کند.

پاسخی که ما به این سوال می‌دهیم، پاسخی است که با تعریف هوش توسط دنیل رابینسون منطبق است.

البته طبیعتاً پاسخی است که متمم آن را به منطق فکری خود نزدیک‌تر می‌بیند و درس‌های آتی پرورش کودکان هوشمند نیز بر این اساس تدوین شده و خواهد شد.

دوست عزیز دسترسی کامل به مطالب مربوط به این بخش ، از طریق ثبت نام به عنوان کاربرویژه امکانپذیر هست

تمرین:

چه در مورد خودتان، چه در مورد اطرافیان، چه مثال‌هایی از آموزش شتابزده را به خاطر دارید؟

سنی بین یک سالگی تا هجده سالگی را انتخاب کنید. فرض کنید خودتان به آن سن بازگشته‌اید. جای کدام مهارت یا دانش یا آموزش یا فعالیت‌ را خالی می‌بینید که می‌توانست در آن سن، شما را برای شرایط و نیازهای آن سن، هوشمند‌تر کند؟

 در درس‌های آتی، خواهیم دید که می‌توان با کمی دقت و تلاش، مسیر پرورش هوش فرزندان را مدیریت کرد و از آنها فرزندانی هوشمند‌تر ساخت. فرزندانی که برای حل مسائل اطراف خود، قوی‌تر باشند و مستقل‌تر و قدرتمند‌تر و طبیعتاً موفق‌تر و متمایز‌تر شوند.

  شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.

برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند: سیدمهدی حسینی , اعظم ابراهیم پور , احمد بیگدلی , رضا کبیری , محمد لایقیان جوان

 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم

متمم چیست و چه می‌کند؟
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری پرورش کودکان هوشمند به شما پیشنهاد میکند:

سری مطالب حوزه پرورش کودکان هوشمند

قوانین کامنت گذاری/ چرا دیدگاه من منتشر نشده است؟

89 نکته برای قورباغه‌ای که حافظ می‌خواند:‌ یک نکته کلیدی در پرورش کودکان باهوش

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : سیمین ابراهیمی

    سلام دوستان عزیزم

    به خاطر حرفه ام با کلی پدر و مادر نگران و شتابزده سروکار دارم که دوست دارند آموزش زودهنگام رو به بچه هاشون القا و تزریق کنند.

    دوست دارند دارویی بود و یا آمپولی، تا به کودکشون می خوراندند و می زدند و کلی فراتر از سنش هم زبان های مختلف رو می آموخت، هم موسیقی دان می شد، هم نقاش چیره دست، هم دکتر و پرفسور و ...

    با کودکان بسیاری سر و کار دارم که مضطرب و نگران و تهاجمی هستند و بیشتر روی کسب مهارتهای شناختی شون کار شده البته اونم جسته و گریخته و شتابزده و سطحی، ولی دریغ از اینکه بتوانند بند کفششون رو خودشون ببندند و یا بدون کمک به دستشویی بروند و یا بتوانند با صحبت کردن، دوست مقابلشون رو از زدن منع و قانعش کنند که می توانند با صحبت کردن در مورد اون مسئله راه حل های مختلفی رو به دست بیاورند و یا اینکه حتی بتوانند نه بگویند.

    به نظر من از سن یک سالگی تا تمام عمر جا دارد روی مهارتهای اجتماعی و مهارتهای زندگی و ارزش های زندگی کار کرد و آموخت.

    بهتر بود من این مهارتها رو سالها قبل از اینکه بهشون نیاز جدی پیدا می کردم و خودم اونها رو با تجربه کردنم به دست می آوردم ، می آموختم:

    اینکه بتوانم به راحتی اما با تامل و قاطعیت نه بگویم.

    اینکه انقدر عزت نفس در من پرورش می یافت که به خوبی احساسم رو از رفتار افراد عنوان می کردم.

    شناخت ترس هایم و مواجهه شدن با اونها.

    اینکه فقط من می توانم تغییر کنم و در آرامش ، شاهد تغییر خود به خودی دیگران باشم.

    اینکه می آموختم حق هم دادنی است و هم گرفتنی.

    اینکه قهر مخرب ترین رفتار در مورد افراد است.

    اینکه بی تفاوتی و رد شدن از کنار آدم ها دردآورترین عکس العمل است.

    شناخت خود و دیگران و فراگیری مهارتهای ارتباط اجتماعی و جمعی و آموختن صلح درونی از مهمترین اصول آموزش هر فرد است.

    ممنون از متمم.

    امیدوارم همگی بتوانیم گام های موثری برداریم و شاهد پیشرفت خود و اطرافیانمون باشیم.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .