Menu


شستشوی مغزی و متقاعدسازی اجباری


متقاعدسازی اجباری و شستشوی مغزی

مدتی پیش در اوایل سلسله بحث‌های رفتارهای نادرست سازمانی،‌ به معرفی اولیه بحث شستشوی مغزی و متقاعدسازی اجباری (با نگاه ویژه به مطالعات ادگار شاین) پرداختیم. ادگار شاین که «ایزوله شدن از دیگران» و «دستبند‌های طلایی» را دو ایده‌ی اصلی شستشوی مغزی می‌داند، توضیح می‌دهد که همین رفتارها در بسیاری از شرکت‌ها نیز وجود دارند:

یادم می‌آید که وقتی مرا برای آموزش به شرکت جنرال الکتریک دعوت کردند، دیدم به طرز بیشرمانه‌ای اسم این مرکز را «GE Indoctrination Center» یا «مرکز تلقین فکری جنرال الکتریک» نامگذاری کرده‌اند. شرکت IBM هم برای آغاز به کار افراد در تیم فروش خود، برنامه‌های بزرگ و باشکوهی طراحی کرده بود. من هنوز یک نسخه از کتاب سرود سازمانی IBM را دارم! البته به مرور زمان، «شستشوی مغزی» و «تلقین فکری» و «متقاعدسازی اجباری» تغییر نام دادند و امروز همان رفتارهای قبلی را به عنوان «فرایند آموزش سازمانی» می‌شناسیم. این روزها آنقدر بحث «خلاقیت فردی» داغ شده است که نتوان از نام‌های قدیمی برای «شستشوی مغزی» استفاده کرد.

IBM تمام نسخه‌های «سرود سازمانی» خود را جمع‌آوری کرد تا وجود چنین برنامه‌هایی را از ذهن مخاطب پاک کرده و انکار کند. خلاصه اینکه تب شستشوی مغزی پس از دهه‌ های ۵۰ و ۶۰ میلادی در حال فروکش کردن بود و شرکتهای غربی در حال تبلیغ «آزادی و خلاقیت فردی و اختیارات کارکنان» بودند که ناگهان غولهای شرقی در اقتصاد بیدار شدند. در دهه‌های ۷۰ و ۸۰ میلادی ژاپنی‌ها، کره‌ای‌ها و تایوانی‌ها، در مسیر پیشرفت از بسیاری از شرکتهای غربی پیشی گرفتند و با جدیت و بدون خجالت، از «مکتب فکری»، «تلقین»، «کار تیمی و تابعیت فرد از جمع» و همه‌ی آن چیزهایی که غربی‌ها مدت‌ها بود جرات حرف زدن در مورد آن را نداشتند صحبت کردند!

دوست عزیز دسترسی کامل به مطالب مربوط به این بخش ، از طریق ثبت نام به عنوان کاربرویژه امکانپذیر هست

روش‌های مثبت و اثربخش ترویج یادگیری را به زودی در ادامه‌ی همین بحث مطرح خواهیم کرد.

      شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.  

     برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند:    گلناز توکلیان ، سارا ضیایی ، علی رضاییان ، عبداله ایپکچی ، شیرین

قوانین کامنت گذاری در متمم

16 نکته برای شستشوی مغزی و متقاعدسازی اجباری

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : سارا ضیایی

    سلام به همه

    يك مورد كه من خودم تجربه اش داشتم اين هست كه واكنش هاي ما براي اجتناب از برخوردهاي منفي شديدتر از تشويق به دريافت امتيازات مثبت هست. مثلاً يك مورد پروژه بهبود داشتيم كه تا وقتي مديريت براي انجام آن جايزه تعيين مي كرد و افراد را تشويق به انجام آن مي كرد به سرانجام نرسيد، اما به محض اينكه در شرح وظايف افراد درج شد و عدم انجام آن منجر به توبيخ گرديد بلافاصله همه در آن حوزه فعال شدند. نمي دونم ما ايرانيها بي انگيزه براي انجام كار هستيم و تمايلي به ارتقاء نداريم و صرفاً دنبال حفظ موقعيت هستيم يا بقيه مردمان دنيا هم اين طور هستند؟ (دارم دنبال ربطش را با عناصر ابعادي فرهنگي مطالعات هافستد درباره ايران مي گردم ).

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .