Menu


ما خیلی زود به رویدادهای خوب عادت می‌کنیم


دن گیلبرت و نقش مدیریت توجه در شاد زیستن

عادت کردن، یکی از ویژگی‌های انکارناپذیر ما انسان‌هاست.

ما به همه چیز عادت می‌کنیم: به چیزهای خوبی که به دست می‌آوریم؛ به اتفاق‌های بدی که می‌افتد؛ به آن‌چه از دست می‌دهیم؛ و در یک کلام، به هر تغییری که در زندگی‌مان روی می‌دهد.

فکر می‌کنیم که ورود به دانشگاه، باید چهار سال شادی و خوشحالی به همراه داشته باشد. اما پس از چند هفته، همه چیز به حالت عادی بازمی‌گردد و آنچه می‌ماند تلاش، دردسر، استرس و دغدغه‌ی امتحانات است.

فکر می‌کنیم خرید ماشین جدید باید ما‌ه‌ها ما را خوشحال کند. اما پس از چند روز و حداکثر چند هفته، هیچ احساس خاصی نسبت به ماشین جدید نداریم و دوباره زندگی روند عادی خود را پیدا می‌کند.

فکر می‌کنیم که ارتقاء مقام، می‌تواند حس ما را به محیط کارمان بهتر کند و سطح شادمانی‌مان را افزایش دهد، اما پس از چند ماه، دوباره همان احساس قبلی به سراغ‌مان می‌آید و همه چیز مثل گذشته می‌شود.

عادت کردن، خیلی وقت‌ها برای ما مفید است.

مثل زمانی که به گم ‌شدن پول‌مان، به ورشکستگی، به از دست دادن شریک عاطفی یا به بیماری‌مان عادت می‌کنیم.

اما مشکل این‌جاست که عادت کردن به اتفاق‌های خوب، لذت آن‌ها را کم می‌کند و از فرصت‌های شاد بودن ما می‌کاهد.

ما چگونه به یک رویداد، عادت می‌کنیم؟

برای توضیح پدیده‌ی «عادت کردن» مدل‌های گوناگونی وجود دارد. یکی از این مدل‌ها را دن گیلبرت و همکارش تیموتی ویلسون ارائه کرده‌اند. آن‌ها معتقدند که سبکِ توجه کردن به رویدادهای مختلف می‌تواند روی میزان شادمانی یا ناراحتی ما از هر رویداد تأثیر بگذارد.

مدل گیلبرت و ویلسون – که در ادامه به آن می‌پردازیم – به نام AREA شناخته می‌شود (+):

محدودیت در دسترسی کامل به این مجموعه درس

دسترسی کامل به مجموعه درس‌های زندگی شاد برای اعضای ویژه متمم در نظر گرفته شده است.

با عضویت ویژه‌ی متمم، علاوه بر دسترسی به این مجموعه درس، به درس‌های بسیار بیشتری نیز دسترسی پیدا می‌کنید که می‌توانید فهرست آنها را در اینجا ببینید:

 فهرست درس‌های متمم

البته اگر به بحث زندگی شاد علاقه دارید، بهتر است ابتدا به درس‌های زیر سر بزنید و مطالعه‌ی آن‌ها را در اولویت قرار دهید:

  شخصیت شناسی | حمایت اجتماعی

  خودشناسی | عزت نفس

  تحلیل رفتار متقابل | پرورش تسلط کلامی

  استرس | مدیریت انگیزه

  دوره MBA (مطالعه‌ی منظم درس‌ها)

تمرین:

به خاطرات خود مراجعه کنید.

یک خاطره‌ی خوشحال کننده و یک خاطره‌ی ناراحت کننده را مرور کنید.

شما با آنها چگونه برخورد کرده‌اید؟ از روی کدامیک سریع‌تر عبور کردید؟ برای معنایابی اتفاق‌های خوب و بد، چه سوال‌هایی از خودتان می‌پرسید؟

  شما تاکنون در این بحث مشارکت نداشته‌اید.

برخی از دوستان متممی که به این درس علاقه مندند: موسی مسلم مهروانی , نسترن نوذری , P.B_محمد , مهسا نقدعلی , ایمان میرزائی

ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری کارگاه زندگی شاد به شما پیشنهاد می‌کند:

سری مطالب حوزه کارگاه زندگی شاد
 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟

قوانین کامنت گذاری در متمم

246 نکته برای ما خیلی زود به رویدادهای خوب عادت می‌کنیم

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : گروه متمم

    خانم شاپسندی.

    الان شما بیشتر از آنکه درک کنید که "معنایابی خاطرات منفی در ذهن شما طولانی است" متوجه شدید که معنایابی خاطرات منفی در ذهن افسانه خانم، طولانی است!

    این قاعدتاً به ما و شما کمکی نمی‌کند.

    البته در این بحثی نیست که فرهنگ آموزشی ما، به جای "مسئله محور بودن"، ذهن ما را "راهکار محور" پرورش داده و اکثر ما در جستجوی "راهکار" هستیم.

    همچنانکه در دوران مدرسه هم، به دلیل وجود داشتن حل المسائل، قبل از اینکه به اندازه‌ی کافی روی سوال فکر کنیم، به سراغ جواب می‌رفتیم. خطای شناختی Jumping To the Conclusions (پرش به سمت پاسخ و تحلیل و نتیجه‌گیری قبل از تکمیل اطلاعات در دسترس) به نوعی، به همین مسئله اشاره دارد.

    طبیعی است که متمم در سلسله بحث‌های کارگاه زندگی شاد، به اقدامات اجرایی در این زمینه می‌پردازد و خواهد پرداخت.

    اما دقت داشته باشید که مشکل اکثر ما، ندانستن راهکار نیست.

    مشکل این است که "صورت مسئله" را به خوبی نمی‌فهمیم.

    نمی‌توانیم فرض کنیم که چند دانشمند ده سال در هاروارد و ویرجینیا و دانشگاه‌های دیگر، تلاش کرده‌اند و به یک نتیجه رسیده‌اند و ما با خواندن نتیجه‌ی تحقیق آنها طی ده دقیقه و خواندن نظرات یکی دو نفر از دوستانمان، موضوع را درک کرده‌ایم.

    این موضوع، فقط به بخشی از "دانسته‌های ما" اضافه شده است.

    همچنانکه انبوهی از دانسته‌ها را داریم و نتیجه‌ای نگرفته‌ایم.

    دلیل اینکه دانسته‌های ما به عمل تبدیل نمی‌شوند، این نیست که راهکارها را نمی‌دانیم یا به ما نگفته‌اند.

    بلکه این است که دانسته‌ها فقط در مغز ما ذخیره شده.

    اگر یک فلش مموری، با ذخیره‌ی اطلاعات یک دائره المعارف، دانشمند شد، ما و شما هم با دانستن این اطلاعات، می‌توانیم تغییرات عملی در کیفیت زندگی خود به وجود بیاوریم.

    دلیل اینکه متمم این درس‌ها و سایر دروس را با فاصله منتشر می‌کند این است که فرصتی باشد تا این مطالب در ذهن ما جای بگیرند و با خاطرات قبلی ما واکنش دهند و به تدریج طی فرایندی ترکیبی (آگاهانه - ناآگاهانه) ساختار شناختی ذهن ما اصلاح شود و سپس راهکارها و نکات و الگوهای رفتاری را هم بشناسیم و به کار گیریم.

    همچنانکه دانشمندان علوم شناختی تاکید دارند، فهمیدن یک مسئله به خودی خود،‌و بدون هر کار دیگری، مکانیزم تحلیلی و تصمیم گیری ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد. حتی وقتی در ظاهر هیچ اقدام عملی در راستای آن مسئله انجام ندهیم.

    اما تا زمانی که به عنوان ناظر بیرونی، می کوشیم رفتار و گزارش‌های دیگران را بشنویم و مورد قضاوت قرار دهیم، آنچه روی می‌دهد، "فهمیدن" نیست. بلکه "به خاطر سپردن مجموعه‌ای از دانسته‌ها" و "خاطرات دیگران" است.

    بنابراین، پیشنهاد ما این است که ضمن مراجعه به مجموعه دروس مهارت یادگیری که نوع نگاه متمم به فرایند یادگیری را بیان می‌کند، طی هفته‌، برای پیدا کردن مثال‌ها و مصداق‌های تحقیقات انجام شده وقت بگذارید و حتی اگر به هر دلیل ترجیح می‌دهید آنها را اینجا ننویسید، روی یک برگه‌ یادداشت برای خودتان ثبت کنید.

    برای فهمیدن واقعی نتیجه‌ی یک تحقیق ده ساله، بعید است با کمتر از ده ساعت وقت گذاشتن و ثبت و یادداشت کردن ده‌ها مثال، بتوانیم نتیجه‌ی مطلوب بگیریم.

    در غیر این صورت، به تعبیر کریس آرگریس در درس مدل ذهنی، یک نظریه‌ی مورد حمایت، در ذهن‌مان شکل می‌گیرد و یک نظریه‌ی مورد استفاده هم در عمل، معیار اقداممان قرار می‌گیرد.

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .