Menu


افراد اجرایی یا اجراکارها در کار تیمی – درس ۱۲


اهداف و انتظارات آموزشی متمم در این درس
کد درس: ۲۴۹۷۶
  • در این درس با نقش افراد اجرایی در کار تیمی آشنا می‌شویم. وقتی از کار کردن و تلاش کردن حرف می‌زنیم، احتمالاً چنین نقشی را به خاطر می‌آوریم.
  • در پایان درس، خواهیم دید که با وجود اهمیت بالای نقش اجرایی، این نقش به تنهایی نمی‌تواند باعث موفقیت یک تیم و دستیابی تیم به هدف‌هایش شود.
  • در پایان این درس، باید بتوانید نقاط قوت و ضعف نقش اجرایی را در کار تیمی تشریح کنید و مصداق‌های آن را در اطراف خود تشخیص دهید.
اجراکارها و نقش کار اجرایی در تیم ها

در بررسی نقش افراد در تیم بر اساس مدل بلبین، نقشهای هماهنگ کننده، ایده پرداز، جستجوگر منابع، ارزیاب و موتور محرک را مورد بحث قرار دادیم.

در این درس به سراغ نقش اجرایی (Implementer) می‌رویم.

نقشی که اگر در کار تیمی وجود نداشته باشد، حضور تمام نقش‌های دیگر هم راه به جایی نخواهد برد.

همچنانکه:

teamwork_motamem_04

کار اجرایی به عنوان یک نقش در کار تیمی
دوست عزیز دسترسی کامل به مطالب مربوط به این بخش ، از طریق ثبت نام به عنوان کاربرویژه امکانپذیر هست

تمرین

چه تجربه‌ای از نقش اجراکار یا Implementer در کار تیمی داشته‌اید؟

 
 

ترتیبی که گروه متمم برای خواندن مطالب سری مهارت کار تیمی به شما پیشنهاد میکند:

قوانین کامنت گذاری/ ارسال نظرات غیر مرتبط با این مطلب

23 نکته برای افراد اجرایی یا اجراکارها در کار تیمی – درس ۱۲

    پرطرفدارترین دیدگاه به انتخاب متممی‌ها در این بحث

    نویسنده‌ی دیدگاه : زهرا غلام نژاد

    با توجه به توضیحاتی که توی این درس خوندم فکر میکنم من یه اجرا کار باشم واین تمرین هم از تجربیات شخصی مینویسم.

    زمانی که من بازیکن تیم بسکتبال بودم یکی از کارهایی که برای تیم باید انجام میشد پیدا کردن اسپانسر بود و از اونجایی که برای خانم ها به سختی اسپانسر پیدا میشد کار خیلی سختی بود  ما چند بار جلسه گذاشتیم با تربیت بدنی استان صحبت کردیم ولی با اینکه تنها تیم لیگ بودیم میگفتن همه هزینه ها را نمیتونن تقبل کنند .

    و جلسات ادامه داشت که چجوری اسپانسر پیدا کنیم ولی هیچ اقدامی نمیشد تا اینکه یه روز با مربی صحبت کردم و پیشنهادم را دادم  که من میتونم تو این کار کمک کنم    اولش یه کم شک داشت که اجازه بده به خاطر اینکه من بازیکن بودم و وظیفه من نبود ولی وقتی دید زمان داره میگذره و هنوز کاری نکردیم آخر تمرین گفت بچه ها زهرا یه پیشنهاد داده اگه کسی آشنا داره که فکر میکنه میتونه اسپانسر بشه بگه ما باهاش صحبت کنیم شاید نتیجه داد البته بعید میدونم.

    فردای اون روز با سرپرست تیم و کاپیتان تیم یه لیست درست کردیم که کجاها بریم صحبت کنیم این لیست با پیشنهاد بچه ها تقریبا به 15 تا گزینه مختلف رسید .و ما تقسیم کردیم که هر کدوم یه سری را دنبال کنیم و اونهایی که امید بیشتری بهشون هست بیشتر وقت بزاریم و دقیقا همین شد که ما سه تا تماس میگرفتیم وقت ملاقات میگرفتیم و میرفتیم  اصلا فکر نمیکردم نمیشه یا وقت نمیدن یا اصن جواب نمیدن فقط چون تجربه نداشتم سخت بود  تنها چیزی که میخواستم   این بود که  باید انجام بشه هر جور شده مثلا تو یه روز 32 بار به معاونت ورزش شهرداری تماس گرفتم که ساعت 5 با من تماس گرفت گفت خانم محترم صندوق صوتی من پر شده کارتون انقدر مهم بوده ...

    در واقع الان فهمیدم خصوصیت یه اجرا کار عجول بودن و انجام دادن کار یا همون ایجاد سوراخ روی دیوار بود به هر طریقی که من در حال انجامش بودم و واقعا از اینکه در مورد پیدا کردن اسپانسر با شرکت های مختلف آدمهای مختلف صحبت کنم مشکلی نداشتم و با این هم موافقم که چند نفر اجرا کار باعث کندی کار میشه چون هر کی میخواد بگه من بهتر میتونم این کارا پیش ببرم که گاهی بین ما پیش میاومد.و صحبتی که کردم این بود ما تنها یک هفته زمان داریم و بایدبریم تنها کسی که بیشتر بهش امید داریم شماید لطفا اگه میتونید کمک کنید الان بگید اگه نشد یه راه دیگه پیدا کنیم وقتی مصمم بودن ما را دید موافقت کرد و 4 دوره اسپانسر ما شد .

     
    دوست گرامی مشاهده تمرینهای مربوط به این درس، صرفا برای کاربران متمم امکانپذیر میباشد.
    .