ژورنال نویسی (۲) | افزودن نگاه انتقادی به گزارشها

بسیاری از کسانی که در زمینهٔ گزارشنویسی روزانه (ژورنال نویسی) تحقیق کرده یا دوره و کارگاه برگزار میکنند، بر یک نکته اتفاقنظر دارند (+): اگر انسانها را به حال خودشان رها کنیم، در نوشتن رویدادها به روایت توصیفی محدود میشوند.
بهنظر میرسد ما برای اینکه به سمت لایههای عمیقتر تفکر تأملی برویم و به مرور خاطرات محدود نشویم، به فشار و تلنگر احتیاج داریم.
به همین خاطر در تمرین درس قبل (سهم فکر کردن در گزارشهایتان چقدر است؟) از شما خواستیم یک گزارش روزانهٔ تقریباً توصیفی را بخوانید و زمینههای بهبود آن را جستجو کنید (البته شما هنوز این کار را انجام ندادهاید).
از کجا بفهمم چه چیزهایی باید به گزارشم اضافه کنم؟
این مسئلهای است که چند دهه است محققان و صاحبنظران ژورنالنویسی و تفکر عمیق را درگیر کرده است. هر یک از این افراد، به ایدهها و پیشنهادهایی رسیدهاند و بهشکلی کوشیدهاند به ما بیاموزند چگونه به خود تلنگر بزنیم و ذهنمان را وادار کنیم هنگام مرور اتفاقات روزمره، به لایههای عمیقتر بیندیشد.
چون فهرست ایدهها، سوالها و تلنگرها طولانی است. ما آنها را بر اساس موضوع دستهبندی کرده و در قالب چند درس مرور خواهیم کرد. بعضی از آنها به جنبههای عاطفی و احساسی میپردازند. برخی دیگر، فرصتهای رشد فردی را جستجو میکنند. و تعدادی از سوالها هم با این هدف طراحی شدهاند که نگاه انتقادی ما را پررنگ کنند.
فعلاً در گام اول در این درس میخواهیم به سراغ سوالهایی برویم که وادارمان میکنند با نگاهی انتقادی (critical reflection) خاطرات خود را مرور کنیم. اینو نوع سوالها را بیشتر در آثار کسانی مانند جان دیویی و جنیفر مون مشاهده میکنید.
مراقب باشید نگاهتان مکانیکی نشود
پیش از اینکه سوالات را مرور کنیم، به سه نکته توجه کنید. پس از اینکه این نکات را با دقت خواندید، به سراغ سوالات خواهیم رفت:
دسترسی کامل به مجموعه درسهای فکر کردن با نوشتن برای اعضای ویژه متمم در نظر گرفته شده است.
اعضای ویژهی متمم علاوه بر دسترسی به این درسها به مجموعهی گستردهای از درسها به شرح زیر دسترسی پیدا میکنند:
البته بررسیهای ما نشان داده که علاقهمندان به درسهای فکر کردن با نوشتن از میان فهرست فوق، معمولاً برای مطالعهی درسهای زیر وقت میگذارند:
خودشناسی | شخصیت شناسی | کوچینگ
تصمیم گیری | مهارت ارتباطی | زندگی شاد | عزت نفس
تفکر سیستمی | مشاوره مدیریت | مدیریت زمان
دوره MBA (مطالعهی منظم همهی درسها)
تذکر: برای دسترسی به محتوای درسی که مشاهده میکنید، صرفاً عضو شدن و پرداخت عضویت کافی نیست و باید تمرین ورود به بحث را هم انجام دهید. انجام این تمرین بسیار ساده باعث میشود یادگیری شما افزایش پیدا کند و صرفاً حدود ۵ تا ۱۰ دقیقه از وقت شما را میگیرد.
ترتیبی که متمم برای خواندن مطالب سری فکر کردن به کمک نوشتن به شما پیشنهاد میکند:
- دورهٔ آموزش فکر کردن به کمک نوشتن
- کتابهای سفید | محصولات پرفروشی که خالی از محتوا هستند
- یادداشت روزانه | تمرین گزارش روزانه در یک جمله!
- نوشتن بلافاصله | نمونهبرداری از افکار و لحظهها
- دفترچه یادداشت | بخشی از ذهن، اما بیرون از جمجمه!
- یادگیری به کمک نوشتن | ژورنال نویسی چگونه به یادگیری بهتر کمک میکند؟
- تفکر تاملی (بازاندیشی) یعنی چه؟ | چرا باید این شکل از فکر کردن را یاد بگیریم؟
- ژورنال نویسی (۱) | سهم فکر کردن در گزارشهایتان چقدر است؟
- ژورنال نویسی (۲) | افزودن نگاه انتقادی به گزارشها
- ژورنال نویسی (۳) | مرور احساسات، آموختهها و الگوهای تکراری
- کتاب متخصص اهل تأمل | دونالد شون و روش تبدیل شدن به یک متخصص حرفه ای
- تاکسی سواری | معرفی کتاب سروش صحت برای هدفی متفاوت
- از قیطریه تا اورنج کانتی | نمونهای از روزانه نویسی در ایام بیماری
- دنیای ذهنی یک نویسنده | بریدههایی از کتاب یادداشت های روزانه ویرجینیا وولف
چند مطلب پیشنهادی از متمم:
با متمم همراه شوید
آیا میدانید که فقط با ثبت ایمیل و تعریف نام کاربری و رمز عبور میتوانید به جمع متممیها بپیوندید؟
نویسندهی دیدگاه : علی محمد افراسیابی
بخشی از یک گزارش روزانه:
امروز به شرکت x رفتم. موارد کاری را با مدیرآزمایشگاه (خانم مهندس) پیگیری کردیم.واقعاً از لحاظ پیگیری کارها تا دستیابی به نتیجه آدم کم نظیری است. قرارداد امسال من با این شرکت به صورت نفر روزی محاسبه میشه.(هفته ای یک روز ).ترجیح خودم قراردادهای پروژه ای است که آزادی عمل بیشتری میتونم داشته باشم.در میانه روز بود که پیامک واریز حساب را دریافت کردم.خانم مهندس جهت واریز مبلغ یک ماه قبل(اولین پرداختی این دوره) به همکاران مالی سفارش کرده بود.همیشه پیگیر پرداخت بهموقع است .ولی با کمال تعجب دیدم 20درصد کمتر از مبلغ توافق شده واریز شده.وقتی با حانم مهندس مطرح کردم ایشان مساله رو پیگیری کرد و گفت: مدیر مالی میگه آقای افراسیابی یک ساعت دیرتر اومده و بعدازظهر ها هم یک ساعت زودتر رفته و 8 ساعت کار روزانه را حضور نداشته و به همین علت 20درصد کمتر واریز شده. حسابی کلافه شده بودم.گفتم موقع رفتن میرم وبا مدیر مالی صحبت میکنم.اجازه ندارند چنین تصمیمی بگیرند.خلاصه رفتم و با ایشون صحبت کردم ولی فایده ای نداشت. هرچقدر توضیح دادم که ساعت کار مشاوره مثل ساعت کارمندی نیست ایشون قبول نکردند و نهایتاً با مشاجره و تنش شرکت رو ترک کردم وبه خانم مهندس هم گفتم دیگه نمیام.اوایل شب بود که مدیرعامل تماس گرفت و از مدیر مالی حمایت کردودرخواست کردبرگردم ولی من قبول نکردم و اصرار کردم که با شرایط خودم میام و ایشون هم قبول نکرد وقرارداد فسخ شد.
نگاه انتقادی:
رفتارهای نادرست، عکسالعملهای نامناسب و تصمیمهای اشتباهم بهخاطر کدام فرضها بود؟
فرض نادرست : چرا باید ساعت کار مشاوره با کارمندی متفاوت باشد؟ به خاطر اینکه فردی که مشاور با او در طول روز درگیر است باید ابتدای صبح طی یک ساعت اول کارهای روزانه اش را با همکاران هماهنگ نماید و واگذار کند.از طرفی در پایان روز هم یک ساعت وقت داشته باشد تا گزارش اقدامات انجام شده رادریافت کند و برای فردا برنامه ریزی و هماهنگی نماید. حتی اگر این استدلال من درست باشد چرا فرض کردم مدیر مالی هم باید چنین پیش فرضی داشته باشد و در محاسبه ساعت کار لحاظ کند؟
عکسالعملهای نامناسب و تصمیم اشتباه: نحوه برخورد غیر حرفه ای با مدیر عامل. باید این احتمال را میدادم که مدیر عامل از بین ما دو نفر ( من و مدیر مالی ) به احتمال زیاد از مدیرمالی سازمان خودش حمایت خواهد کرد.چرا چنین فرضی را جدی نگرفتم و پاسخ نامناسبی (اعلام ترک همکاری ) به مدیر عامل دادم.