جملات روزانه (۷۶) | جملههایی درباره رابطه، عشق، منش و زندگی

همانطور که میدانید، متمم روزانه جملههایی را در بالای صفحهٔ نخست سایت منتشر میکند.
با توجه به این که امکان ذخیره شدن این جملهها و مرور دوبارهٔ آنها فراهم نیست، بعضی از این جملهها را جداگانه در قالب #دعوت به گفتگو مطرح کرده و برخی دیگر را در قالب مجموعههایی از هفت جمله (مربوط به یک هفته) منتشر میکنیم.
با مراجعه به #جمله های روزانه متمم میتوانید جملههای قبلی را ببینید و بخوانید. آنچه در ادامه میآید بخش هفتادوششم آرشیو جملههای روزانه است.
توضیح این که متمم طی چند سال متوالی چندهزار جمله از این دست منتشر کرده و در طول این مدت رسمالخط، شیوهٔ طراحی، انتخاب عکس و حتی سبک ترجمه تکامل یافته و خطاهای نگارشی هم کمتر شده است. با این حال در ارائهی آرشیو جملهها جز در مواردی که اشتباههایی فاحش وجود داشته و ناگزیر به اصلاح باشیم، همان شکل اولیه را حفظ میکنیم:
با ثبت نام رایگان به عنوان کاربر آزاد متمم (صرفاً با تعیین نام کاربری و کلمهٔ عبور) میتوانید به حدود نیمی از هزاران درس متمم دسترسی داشته باشید.
همچنین در صورت تمایل با پرداخت هزینهٔ عضویت ویژه به همهٔ درسهای متمم از جمله درسهای زیر دسترسی خواهید داشت:
دوره MBA | مذاکره | کوچینگ | توسعه فردی
فنون مذاکره | تصمیم گیری | مشاوره مدیریت
تحلیل رفتار متقابل | تسلط کلامی | افزایش عزت نفس
چگونه شاد باشیم | هوش هیجانی | هدف گذاری
خودشناسی | شخصیت شناسی | فکر کردن با نوشتن
برای خرید محصولات صوتی هم میتوانید به صفحهٔ فروشگاه متمم سر بزنید.
چند مطلب پیشنهادی از متمم:
با متمم همراه شوید
آیا میدانید که فقط با ثبت ایمیل و تعریف نام کاربری و رمز عبور میتوانید به جمع متممیها بپیوندید؟
نویسندهی دیدگاه : نگین
مرا از خردی که با گریستن بیگانه است
و فلسفهای که از خندیدن ناتوان است
و عظمتی که در برابر کودکان سر تعظیم فرود نمیآورد دور بدار.
چند وقت پیش داشتم مصاحبه یکی از استادهامون که الگوی منش و اخلاق هستن (دکتر محمدجعفر اقبال) رو گوش میدادم. ازشون پرسیدن آخرین باری که گریه کردید کِی بود؟ ایشون در جواب گفتن که همین یکی دو هفته پیش بود که کاری از دستم برنمیاومد برای حل مشکل یکی از دانشجوها (ایشون تو دانشکده ما سمت اجرایی دارند) و درد این ناتوانی اشک من رو درآورد.
بعد از ۶ سال درس خوندن با انواع و اقسام اساتید برخورد داشتم و تعداد خیلی کمی تا این حد دغدغهمند بودند نسبت به دانشجوهاشون.
من از نزدیک فقط در حد ۵ دقیقه با این استاد بزرگوار برخورد داشتم. برای اینکه بتونم باهاشون صحبت کنم ناچار شدم نیم ساعتی منتظر بمونم. بعد از اینکه صحبتهامون تموم شد ایشون عذرخواهی کردند که معطل شدم و این طور بود که توی همون ۵ دقیقه متوجه شدم که چرا از نظر بقیه ایشون انقدر استاد نازنینی هستند. (الان که دقت میکنم تنها استادی که تا به حال ازم عذرخواهی کرده -ولو به تعارف- همین استاد بود:)