دوره صوتی آموزشی نکتههایی برای مدیران
ایدهٔ شکلگیری دورهٔ آموزشی نکتههایی برای مدیران
طی حدود دو دهه که بهعنوان مدیر، معلم، مشاور و همراه با مدیران در سازمانها و کسبوکارهای مختلف کار کردهام، همیشه بعد از جلسات، گزارشهایی از رویدادها، تجربهها، مسئلهها، راهحلهای موفق و ناموفق، و نیز نکاتی که برای خودم درسآموز بوده یا تداعی شده نوشتهام.
از بین صدها یادداشت و گزارش که در این سالها ثبت شده، تعدادی را انتخاب کرده و شرح دادهام.
محمدرضا شعبانعلی
محتوای دورهٔ آموزشی نکتههایی برای مدیران
این دورهٔ آموزشی، چنانکه از شیوهٔ شکلگیری آن برمیآید، مجموعهای از تجربههای پراکنده است.
هر یک از این نکتهها میتوانند جرقهای برای فکر کردن، ایدهای برای مطالعه و بررسی بیشتر، و حتی شاید زمینهای برای بحث و گفتگوهای دوستانه در محیط کار و شرکتها باشند.
موارد زیر نمونههایی از موضوعاتی هستند که در این دوره آموزشی صوتی به آنها پرداخته میشود:
- چالشهایی که مدام تکرار میشوند
- اهمیت تأمل، بازنگری و بازاندیشی برای مدیران
- حاشیههای کار و کارهای حاشیهای در نقش مدیر
- مدهای مدیریتی و مواجهه با ابزارها، ایدهها و سیستمهای جدید
- دردسرهای کار تیمی
- دربارهٔ مدیریت و رهبری
- مواجهه با دادهها و شاخصها
- تفاوت راهحل مسئله و ریشهٔ مسئله؛ ذینفعان ناپیدا
- تنشهای قرار گرفتن در فشار بین زیردست و بالادست
- کارهای درست و نادرست در کپی کردن و تقلید از رقبا
- اخلاق دشمنی؛ اخلاق حرفهای در روابط کاری
- اهمیت آیینها (بیشتر از آییننامهها)
- اهمیت و کارکرد منتورینگ معکوس
- سوال مهم پیتر دراکر از مدیران
مدت زمان فایل صوتی: حدود ۳۴۰ دقیقه
مخاطب این دورهٔ آموزشی
مخاطب اصلی این دوره، چنانکه از نامش پیداست، مدیران هستند (کسانی که بخشی از وظایفشان این است که ظرفیت دیگران را به خروجی ملموس برای مجموعه، شرکت یا سازمان تبدیل کنند).
با توجه به اینکه سطح مدیریتی و حوزهٔ مدیریت مدیران متفاوت است، تلاشم کردهام تنوع موضوعات به گونهای باشد که هر کس به فراخور نیاز خود نکات مفیدی در آنها بیابد.
کسانی هم که در موقعیت مدیریتی نیستند، احتمالاً با گوش دادن به این نکات، زبان مشترکی برای صحبت با مدیران پیدا خواهند کرد و امیدوارم بتوانند در متقاعد کردن مدیران به تغییر رفتار، اصلاح نگرش و پیشبرد بهتر اهداف سازمان و کسبوکارشان موفقتر باشند.
محتوای دوره آموزشی نکتههایی برای مدیران
مجموعاً ۳۴۰ دقیقه
خرید دورهٔ صوتی نکتههایی برای مدیران
هزینه دوره نکتههایی برای مدیران ۹۱۰ هزارتومان است که با کلیک بر روی دکمهی زیر میتوانید آن را پرداخت کرده و فایلهای صوتی را دریافت کنید.
فایلها در قالب mp3 هستند و روی تمام سیستمهای پخش صوتی قابلاستفادهاند. پس از خرید محصول، همهٔ گزینههای زیر برای دریافت فایلها همزمان در اختیار شما قرار میگیرند:
◼️ نمایش لینک دانلود
بلافاصله پس از پرداخت، لینک دانلود فایلها برایتان نمایش داده میشود. میتوانید آنها را روی گوشی یا لپتاپ خود ذخیره کنید.
◼️ دریافت لینک دانلود از طریق ایمیل اعلامشده
لینک دانلود فایلها به ایمیل شما هم ارسال میشود. بسته به ترافیک سرور ممکن است ایمیل را چند دقیقه دیرتر دریافت کنید. ضمناً به علت تعداد زیاد لینکها در ایمیل احتمال دارد که ایمیل متمم اسپم شود. بنابراین حتماً شاخهٔ Junk یا Spam ایمیل خود را چک کنید.
امکان دانلود فایلها و گوش دادن به آنها در صفحهٔ دانلود
شما در متمم عضو نیستید (یا اگر هستید، الان لاگین نکردهاید). اعضای متمم که در حالت لاگینکرده خرید میکنند، پس از خرید در صفحهٔ پروفایل خود همواره به لینک دانلود دسترسی دارند و میتوانند فایلها را دانلود کرده یا آنلاین گوش دهند. برای استفاده از این سرویس لازم نیست کاربر ویژه باشید و همین که عضو رایگان متمم (کاربر آزاد) باشید کافی است: ثبت نام کاربر آزاد
اگر لینک فایلها را دریافت نکردید به آدرس trust at motamem.org ایمیل بزنید تا همکاران ما به سرعت این مسئله را پیگیری کنند.
شدیدا منتظرم که این عیدی نصیبم بشه
و بتونم چند نکته رو از توش یاد بگیرم و عملیاتی ازش استفاده کنم
این کار محمدرضا خیلی خفن و قابل ستایش هست ، چون معمولا ادمها اینقدر درگیر کار میشن حالا مدیریت باشه یا آموزش که فراموش می کنند برای دیگران هم به عنوان معلم ثمره ای داشته باشن
مفهومی که از کودکی در ذهن اکثر ما شکل گرفته، عیدی گرفتنه، همیشه بخش بزرگی از خوشحالی من برای نوروز، بخاطر ذوق و هیجانی بود که برای هدیه هایی که قرار بود بگیرم داشتم، الان در سی سالگی، با زحمت هایی که محمدرضا و تیمش کشیدن، دوباره حس نوستالژیک نوروز برام زنده شده، بی صبرانه منتظرم نوروز و هدیه نوروزی متمم هستم:)
برای من از همین الان یادگیری از درسهای جدید شروع شده. مثلا بارها از همون ابتدا و خوندن نامگذاری از محمدرضای عزیزم تواضع یاد میگیرم.
نام فرعی این دوره یادآوریهایی برای مدیریت اثربخش. برای من که اصول و قوانین به حساب میان :). یا مثلا از کتاب، عنوان فرعی حرفهایی درباره کتاب و کتابخوانی.
کلا هر وقت میشنوم یا میخونم یا میدونم (چون به جایی ارجاع داده نشدن) که با تجربههای شخصی محمدرضای عزیز مواجه هستم حواسم بیشتر جمع میشه و خب الان خیلی خیلی خوشحالم که این دوره پر از تجربههای شخصی و با این محوریت هستش.
با یک روش غلط حساب کردم احتمالا در کمترین حالت با ۳۰ عنوان درس (و شاید هم ۴۰ ویا بیشتر ) مواجه باشیم. حتی خوندن سرفصلها هم با الهام از این روزنوشته که عناوین رو هم بخونی یاد میگیری برام آموزنده هستش. مثلا سال گذشته نقش محیط و طراحی هوشمندانه محیطی خیلی به چشمم اومد، چرا؟ چون مثلا توی از کتاب بخشی به طور اختصاصی در فصل پرورش عادت کتابخوانی بهش اختصاص داده شده بود و مدتی قبلتر از اون هم که دوره هدفگذاری منتظر شده بود، بخش قابل توجهی از زمان نسبت به سایر بخشها به نقش محیط اختصاص یافته بود. وقتی به این فکر میکنم از بین هزاران کلمه و عنوان (مستقل از بستر متن یا صوت) قراره یک تعدادی انتخاب بشن و موارد بیشتری کنار گذاشته بشن واقعا برام آموزنده و مهم هستش این عناوین منتخب چیا هستن و چی قراره به چشمم بیاد.
سال قبل در دوره هدفگذاری اولش محمدرضا عزیز گفتن که «من میخوام بیشتر شبیه کلاس باشه. یک چنین تجربهای براتون ایجاد بکنه» این که درسها با فاصله زمانی منتشر میشد نمیدونم منطق پشتش دقیقا چه مواردی بود ولی حتی اونم به این که این حس بیشتر بهم منتقل بشه کمک کرد. مثل تجربهای که هر بار میری سر کلاس و با بخشی از درس مواجه میشدی. با خودم الان فرض میکنم به همون روشی که در گفتگوی تصویری بهمن ۱۴۰۰ یاد گرفتم میز گردی تو ذهنم داشته باشم و فرض کنی اونایی که قبولشون داری مثلا الان در این موقعیت بودن چطور تصمیم میگرفتن، امیدوارم بیشتر از قبل این حس رو تجربه کنم کنار معلم عزیزم محمدرضا در این تجربهها و جلسات حضور داشتم و یکسری سوالات و دغدغهها و ابهامها و حتی ظاهرا تناقضها برام ایجاد شده و من میخوام طی جلسه یا بعد جلسه ازشون بپرسم. حتی تصورش هم بهم حس خوبی میده.
«همیشه بعد از جلسات، گزارشهایی از رویدادها، تجربهها، مسئلهها، راهحلهای موفق و ناموفق، و نیز نکاتی که برای خودم درسآموز بوده یا تداعی شده نوشتهام».
امیدوارم بعد یادگیری این درسها بتونم سبک نوشتن گزارش و نکات به صورت اثربخشتر رو هم یاد بگیرم. یکی از مهمترین مواردی که از محمدرضای عزیز و متمم اینسالها یاد گرفتم روش فکر کردن هستش. امیدوارم حالا به بهانه این دوره و بیان تجربیات شخصی، از طرفی همزمان با درسهای فکر کردن با نوشتن، با روشهای نوشتن گزارش و نکات به این سبک بیشتر آشنا بشم و بیشتر از قبل یاد بگیرم و بتونم در زندگی شخصی و کارهایی که بهش مشغول میشم بیشتر استفاده کنم.
فکر می کنم این یکی از قشنگ ترین انتظارهاییه که چند ساله قبل از شروع سال جدید تجربه می کنم : منتظر عیدی بودن.
سالهاست که عیدی دهنده صِرف هستم و خب وقتی می بینم آقا معلم قراره بهمون عیدی بده، دلم می خواد مثل بچگی ها بشم همون دختر تخس و شیطونی که لباس ها و کفش نوش رو می پوشه و مامانش موهای طلایی اش ر رو می بافه و مودب میره وایمیسته اول صف عیدی گرفتن، انگار نه انگار که قبلش کل دنیا رو به آتیش کشیده.
ولی والد درونم گوشم رو می پیچونه که : بزرگ شدی، خانم باش! عین بچه آدم وایسا یک گوشه تا موقعش برسه ( البته به نظر من بچه یک آدم نرمال شیطونه، نه مطیع ونه لزوماً همیشه مودب).
از همین الان مررسی که لحظه های کسل کننده دید و بازدید عید رو برامون جذاب و دلنشین می کنید.
عناوین سرفصلهای این هدیهی گرانبها، خیلی جذاب هستند و برای بهره و لذتبردن از آن، مشتاقانه و بیصبرانه، لحظهشماری میکنم.
فکر میکنم یک مدیر برای مدیریت کارا، باید تیپ شخصیتی، استعدادها و تواناییهای خاصی داشته باشد. اگر این فرض درست باشد، امیدوارم در این زمینه و نیز راههای احتمالی بهبود آن ویژگیها هم از محمدرضای عزیز بیاموزم.
راستش، اولین چیزی که با دیدن این هدیه به ذهنم رسید این بود که من که قرار نیست مدیر بشم! ولی بعد که بیشتر دقت کردم، دیدم مفاهیمی که در این دوره مطرح شده، فقط مخصوص مدیرها نیست. زندگی شخصی ما هم پر از تصمیمگیری، تعاملات حرفهای و موقعیتهایه که مهارتهای مدیریتی در آنها به کار میاد و هرکسی که بخواد بهتر کار کنه و تصمیم بگیره، میتونه ازش استفاده کنه.
از بین موضوعات چند مورد بیشتر به چشمم اومد: اخلاق حرفهای، بردهای کوچک، هزینههای کنترل هزینه و حاشیههای کار.
یه چیزی هم که به ذهنم رسید، فرق بین مدیرای ایرانی و خارجی بود. به نظرم یکی از بارزترین این تفاوتها صبره. توی خیلی از محیطهای کاری خارجی وقتی یه کاری رو بهت میسپارن، بهت اعتماد میکنند و با صبر اجازه میدن که کارت رو انجام بدی، بدون اینکه مدام بیدلیل استرس وارد کنن. ولی توی خیلی از محیطهای کاری ایران، انگار یه جور بیصبری وجود داره که بیشتر از اینکه کمکی کنه، آدم رو خسته و فرسوده میکنه.
مورد بعدی، بنظرم صراحت و شفافیته. مدیر خارجی توی ارتباطش کاملا صریح و مستقیم حرف میزنه. اگه از کاری راضی باشه، واضح میگه؛ اگه هم انتقاد داشته باشه، بدون پیچش و به صورت مستقیم میگه که چی نیاز به بهبود داره. این سبک ارتباط بنظرم خیلی خوبه چون تکلیفت مشخصه و لازم نیست دنبال رمزگشایی حرفها بگردی. ولی توی بعضی محیطهای کاری ایرانی، پیچوندن حرفا گاهی به یه ابزار تبدیل شده تا نشون بدن که بیشتر میدونن یا جایگاه بالاتری دارن.
در آخر ممنونم از معلم عزیزم و گروه متمم بابت این هدیه ارزشمند.
انگار همین دیروز بود که فایل صوتی ” هدف گذاری ” رو به عنوان هدیه از متمم دریافت کردم و هنوز هم فکر میکنم بعد از گذشت یکسال، مطالبی که در فایلهای صوتی بود، جای خودش رو در ذهنم پیدا نکرده و به قول محمدرضا شعبانعلی، شاید مرحله پیش اقدام برای هدف گذاری سالها زمان ببره و فکر میکنم اگر متمم یک بار دیگه میگفت فایل هدف گذاری رو برای شما امسال هدیه گذاشتم، منطقی بود :) حداقل از نظر من.
با اینکه هر سال مثل تمامی عزیزان، بی صبرانه منتظر فایلهای صوتی بودم، اما فکر میکنم بهتره هنوز هم در دوره هدف گذاری بمونم و دوباره اون رو به عنوان هدیه دریافت کنم. من فکر میکنم وقتی هنوز وارد مرحله اقدام در هدف گذاری نشده باشی، هر کاری تو زندگیت انجام بدی حس بلاتکلیفی داری.
با تشکر از محمدرضا شعبانعلی عزیز و متمم
من از اسفند ۱۳۹۴ با متمم و رادیومذاکره یا به عبارت ساده با محمدرضا شعبانعلی آشنا شدم. درسته که همه ما متممی هستیم اما بدیهیه که از انواع محیط های آموزشی دیگه هم استفاده می کنیم(منظورم همه جا رو رصد می کنیم، یک سری می زنیم ببینیم بقیه چی گفتن و چجوری گفتن)
اما مهم ترین تفاوتی که در روش آموزشی محمدرضا شعبانعلی وجود داره، انسجام، یکپارچگی و کریستالی بودن اونه.(از قدیمی ترین مقاله معتبر و تاریخچه شروع میشه و ذره ذره میاد تا به امروز)
مثلا همه ی ما پیتر دراکر که رو طوری می شناسیم انگار باهاش زندگی کردیم(کامل و جامع)
و نیز تفکر سیستمی و نگاه سیستمی
یا تاریخچه ی برند و برندسازی و افراد مطرح این حوزه رو کامل می شناسیم(مثلا مفهوم برند لوکس رو عمیق لمس کردیم.
جالب تر اینکه در شش ماه اخیر به درس های هوش مصنوعی که متمم مطرح کرده دقت کنیم، چقدر هوشمندانه از تاریخچه ی اون شروع کردن.
حالا
فایده ی این روش آموزش برای ما چی بوده؟ ذهن مون انسجام داره. هم اعتماد به نفس درستی داریم هم حرف ها و دیدگاه هامون قطعه قطعه نیست.
تقریبا هیچ سوالی نیست که نتونیم جوابش رو بدیم یا نتونیم جوابش رو پیدا کنیم.
یا وقتی در جمعی صحبت می کنیم، دیگران متوجه میشن که مدل یادگیری ما فرق داره و ذهن مون منسجمه و حرف های اصطلاحا اینستاگرامی! نمی زنیم.
من همیشه نظرم این بوده که فایل های صوتی نوروزی متمم رو در سکوت مطلق با تمرکز محض و کامل و بدون هیچ گونه عامل حواس پرتی گوش بدم و تک تک نکات رو یادداشت کنم. هیچ وقت دلم راضی نشده این فایل ها رو حین رانندگی یا با حواس پرتی گوش بدم احساس می کنم بی احترامی به زحمت و هزینه های بسیار زیادی میشه که برای این فایل ها کشیده شده و ابدا حق مطلب ادا نمیشه.
(راستی اعتراف کنم که تنبلی کردم و بسته ی نوروزی هدف(نوروز ۱۴۰۳) رو طبق معیارهای سخت گیرانه ی خودم، تازه به فایل ۸ رسیدم!)
پی نوشت: حدود دو هفته ست که دو تا سررسید نوی ۱۴۰۴ خریدم و منتظر فایل هام!
بنده هم تقریبا بهمن سال گذشته با فایل آموزشی مذاکره اشنا شدم و بسرعت نشستم مابقی فایل های صوتی رایگان رو گوش دادم و انقدر موضوعات جذاب و جدید برای من داشت بعد چند ماه اشتراک ویژه و یک ساله رو خریدم. منسجم ترین آموزش های ممکن رو من اینجا باهاش آشنا شدم.
اولین قدم با مهارت یادگیری شروع کردم ، بعدش سراغ شخصیت شناسی رفتم ، ژورنال نویسی و تفکر سیستمی ، هنوز تفکر سیستمی رو تموم نکردم تمام تلاشمو میکنم قبل سال جدید بخونمش اما با کیفیت.
عیدی من به متمم!
در دوران کودکی بیتاب این بودیم که عید فرارسد و برای گرفتن عیدی و فرصت دیدار، دید و بازدید عید صورت گیرد. زمانی که بزرگتر شدیم بیشتر از متمم عیدی می گرفتیم و کمتر از بقیه دوستان که لطفشان شامل حال ما بودهاست. اما حال با این نکته مواجه شدهام که آیا ما نیز به عنوان کاربر میتوانیم عیدی نیکویی به متمم تقدیم نماییم؟
بیشک بله!
اول اینکه با رعایت اخلاق حرفهای در نوشتن و نظر دادن میتوان به بهبود متمم کمک کرد تا نقش همکاران محمدرضا شعبانعلی عزیز در بخش کنترل کیفیت محتوا در جای دیگر و بهتر مصروف گردد.
دوم این است که با خواندن مطالب متمم و فهم عمیق آنها می توان به کامیونیتی و ناحیه اثربخش خود کمک بهسزایی کنیم. چرا که ما هر کدام سفیر متمم هستیم و باید این نقش را در جامعه به عنوان یک سفیر برند ایفا کنیم. بدون اغراق محتواهایی که از متمم دوست داشتنی منتشر می شود ارزیابی موشکافانه ای در انتخابش بوده است. پس وظیفه خودم می دانم که آن ها را به درستی و با تمرکز خوانده و هر چه می توانم سعی کنم تا این محتواها دیده و شناخته شود تا اندک اثری در ناحیه اطراف خود داشته باشم.
سوم از نظر من آسان ترین کار است. از آنجا که محمدرضای شعبانعلی عزیز می خواهد به ما عیدی بدهد ما هم به همدیگر نکته ای در مدیریت یا نکاتی برای مدیران هدیه و عیدی دهیم. اول هم از خودم شروع میکنم.
نکته من:
از آنجا که مدیریت برایم همیشه جالب بوده است. یکی از مهمترین نکات را در شبکه سازی حرفهای و ارتباط حرفهای دیدهام. یکی از نکات مهم رعایت نکات ریز ولی مهم است. همیشه گفتهاند شیطان رجیم در جزئیات است. من بیشتر این زمانها درگیر غیرحرفهای رفتار کردن آدمها و مجموعهها شدهام و از آن حرص خوردهام.
افرادی که اتیکت و نتیکت را نمیدانند و سعی نمیکنند یادبگیرند. این مرا بیش از همه آزردهخاطر میکند که چرا بعضی مدیران با وجود آنکه به گفته خود و اطرافیان اسمشان را تریلی نمیکشد از نزدیک چقدر پوچ و توخالی اند. چه بسا افرادی که هیچ ادعایی ندارند و حرفی از آنها زده نمیشود اما بینهایت حرفهای و حرفهایگری بلدند. پیشنهاد من مطالعه در مورد آداب صحیح و حرفهای معاشرت در فضای واقعی و علاوه بر آن در فضای مجازی و آنلاین است. در نهایت با خودم هر چه هست به این رسیدهام که : درخت هرچه پربارتر، سر به زیرتر!
با سلام
با تشکر از استاد عزیز آقای مهندس شعبانعلی و گروه محترم متمم، من چند تا کتاب مدیریتی که تجمیع تجربیات مدیران موفق خارج کشور می باشد را مطالعه کرده ام اگر چه تجربه شخصی آنها بوده ولی چون آن تجربه ها برای یک مدیر زیاد تکرار شده و نتایج رضایت بخش و تاثیر گذاری بر جای گذاشته ، شکل یک قانون و دستورالعمل کاربردی را به خودش گرفته است و بخوبی می توان آنها را در عمل پیاده کرد. از این رو شنیدن و تفکر بر روی تجربیاتی که قرار است از طریق متمم در دسترس ما قرار گیرد فرصت بسیار نیکویی است تا شناخت و آگاهی خود را در زمینه مدیریت بالا برده و آنها را در محیط کار و خانواده بکار گیریم.
چالش من همیشه در مدیریت ، مرز میان مدیر مقتدر و با صداقت با مدیر دیکتاتورو بد اخلاق می باشد . خیلی از مدیران و کارشناسان قائل به این موضوع هستند که مدیران قالتاق و بد اخلاق که پرسنل و نیروهای زیر دست از آنها می ترسند موفق تر از مدیرانی هستند که رعایت اخلاق و ادب را می کنند و همواره سعی دارند تا جایگاه انسانی افراد حفظ شود. امیدوارم در این پکیج درس مدیریتی، گفتگو و انتقال تجربه در این زمینه نیز وجود داشته باشد.
محمدرضای عزیز سلام
مثل همیشه برای شنیدن این فایلها بی تابم ،مثل هر سال از شما هدیه ای بی نظیر دریافت می کنیم و چقدر این موضوعی که انتخاب کردی عالی هست حداقل برای من ، برای تمام آنچه که بمن آموختی ازت سپاسگزارم
بی صبرانه منتظر این مجموعه هستم .
منم چندین ساله که همراه متمم هستم و چند سالی است که عید ها این هدیه رو میگیرم.
معمولا این پادکست ها رفیق سفرهای عید و جاده من بوده .
امسال که شاید مسافرت نمیرم . دغدغه باز کردن زمان رو داشتم .
اینکه فایل های کوتاه ۵ الی ۱۰ دقیقه است باعث میشه از هر زمانی بتونی استفاده کنی برای گوش کردن و فکر کردن به اونها
این تجربه خیلی عالی رو در مورد ۶۰ نکته در مذاکره هم داشتم . چون کوتاه بود و اتفاقا بدون ارتباط زیاد با هم
خیلی گوش کردن نکات برام جذاب بود و فکر میکنم توی سالهای دیگه باز هم هر فرصتی میشد اونا رو مرور میکردم
و در زمانهای کوتاهم میتونستم بهشون رجوع کنم .
دوره ۶۰ نکته در مذاکره رو هم به همه پیشهاد میکنم چند بار گوش کنند .
دمت گرم محمد رضای شعبانعلی تاثیر گذار .
با درود
با تشکر از محمد رضا عزیز که به رسم سنت ملی و میهنی , هرسال به همراه سفره هفت سین برای شب عید , عیدانه ای آماده می کند , و ما نیز, چون بچه ها عادت کرده ایم که منتظر بمانیم و از خود سوال کنیم که امسال دیگر , با چه عیدی ما را مشعوف خواهد کرد.
حال که در این دوره زندگی به جز مدیریت کردن وقت ام مشغله دیگری نمی خواهم داشته باشم یا ندارم و از آنجا که همیشه بر روی کارت معرفی ام , کلمه مدیر ….. بعد از نام و نام خانوادگی ام درج شده و هیچ موقع مدرک مدیریت و ادعای آن را نداشته ام , ولی با مطالعه و بکار بستن تجارب دیگران , سعی در اداره امور مسئولیت ام , بوده ام , بنا دارم نقاط ضعف و تهدید هایی که در آن مقطع , در تصمیم گیری داشته ام (( با توجه به اینکه ادعایی بر مدیریت نداشته ام مگر لحظه ای برای پیشبرد درخواستهای سازمان مطبوع ام , که مسئولیت آن را به گردن گرفته بوده ام ,)) را بیشتر و بهتر بشناسم , شاید روزی و روزگاری , نیازمند شدم که بکار ببندم .
و نیز با تشکر از متمم
متمم را به عنوان یکی از موفقترین نمونههای حوزه آموزش آنلاین و توسعه فردی میدانم که نگاهی سیستمی، حرفهای و بلند مدت به آموزش دارد و آن را ساختار یافته ارایه میدهد. اگر چه برای اعضا عادی هم مطالب بسیار متنوع و گستردهای ارایه میشود، ولی با توجه به ترتیب پیشنهادی متمم برای خواندن سری مطالب برای اعضا ویژه، یک برتری در آموزش و یادگیری تعریف نموده است.
این پلتفرم آموزشی، محتواها را به شکلی ساختاریافته و گامبهگام ارائه میکند، به طوری که با دنبال کردن مسیر پیشنهادی، بهتدریج و با عمق بیشتری مفاهیم درک شده و در زندگی شخصی و حرفهای مورد استفاده قرار میگیرد. این موضوع نه تنها یادگیری را مؤثرتر میکند، بلکه از سردرگمی جلوگیری کرده و به ما کمک میکند تا با تمرکز بیشتری بر روی موضوعات مورد نظر خود پیش برویم. برای من متمم جایی است که سعی میکنم حداکثر استفاده را از زمانهایی که در آن به سر میبرم داشته باشم و در مسیر یادگیری متمرکز بمانم.
الان سه ساله که اولین کار من در دوران عید شنیدن هدیه صوتی متمم بوده.
من مدیر نیستم اما دو موضوع زیر خیلی نظرم رو جلب کرده:
کارهای درست و نادرست در کپی کردن و تقلید از رقبا
فرصتها و دردسرهای ابزارها و سیستمهای جدید
ممنون بابت این هدیه، منتظر شنیدنشون هستم.
بسیار سپاسگزارم بابت هدیه نوروزی ارزشمندتان. امسال برای تعطیلات چندین برنامهریزی داشتم و تصمیم گرفته بودم که حتماً چند دوره آموزشی را بگذرانم. شنیدن این دوره آموزشی صوتی نیز به برنامههایم اضافه شد.
با اینکه مدیر نیستم و احتمالا هم در آینده مدیر نشوم اما باز هم بیصبرانه در انتظار این فایل صوتی خواهم بود چرا که میدونم بیشک نکات آموزندهای برای من هم خواهد داشت.
با سپاس از شما
سلام الهام جان.
درسته که اسم این مجموعه رو گذاشتهام «نکتههایی برای مدیران» و طبعاً بسیاری از نکاتی که مطرح میشه، حاصل اتفاقها، حرفها، تجربهها و داستانهاییه که این سالها با مدیرها داشتهام و دیدهام. اما من هم مثل تو فکر میکنم که اگر مدیر نیستیم، یا فعلاً در برنامهمون نیست که سراغ موقعیتهای مدیریتی بریم، دلیل نمیشه که این نوع بحثها برامون مفید نباشه.
«مدیریت» با «زندگی» دادوستدهای فراوان داره. یه بار آرشین توی درس مسئلههای بدتعریف به یه نکتهٔ قشنگ اشاره کرد. گفت جالبه که تعریف «هدف» و تعریف «مسئلهٔ خوشتعریف» خیلی شبیه هم هستن. من اونجا یه چیزی رو برای آرشین توضیح دادم که دقیقاً همینه. مثلاً مدل اسمارت که در هدفگذاری مطرح میشه، ترجمهٔ همون بحث تعریف دقیق مسئله است که از محیط کسبوکار اومده توی زندگی.
یا همین بحث تفکر سیستمی که توی متمم هست و بچهها هم بهش علاقه دارن، از نظر خیلیها یه بحث مدیریتیه. اما الان همهمون میدونیم که درک ما رو از محیط زندگیمون هم افزایش میده و میتونه کیفیت تصمیمگیریهامون رو بهتر کنه.
از این واضحتر، بحث مذاکره است که تا جایی که من یادمه، تا زمانی که مرحوم دکتر حیدری استاد عزیز من در کشور به مدیران آموزش میدادن، بیشتر به عنوان یک مهارت تجاری و مناسب کسبوکار جا افتاده بود. یادمه اوایل که من میگفتم هر گفتگویی مذاکره است و مذاکره عاطفی هم داریم و مذاکره در روابط خانوادگی هم داریم و …، مقاومت خیلی زیادی وجود داشت. یه عده میگفتن این داره منطق معاملهگری رو میاره در روابط انسانی. خیلی طول کشید تا جا افتاد که مذاکره محدود به معامله نیست و ضمناً قرار نیست هر چیزی به دنیای مدیریت و تجارت مربوطه، جاهای دیگه به کار نیاد. نگاه به امروز نکن که جملهٔ «هر گفتگویی یک مذاکره است» یا «در هر رابطهای مدام درگیر مذاکره هستیم» یک جملهٔ بدیهی محسوب میشه. سالها طول کشیده تا مخالفهای این حرف از بین رفتهان و الان به یک جملهٔ واضح تبدیل شده.
همهٔ این مثالها رو گفتم که بگم بده و بستان بین مدیریت و زندگی زیاده. گاهی وقتها بعضی بحثها ابتدا در زندگی شخصی مطرح میشن (مثلاً طلاق و جدایی عاطفی). بعد میاد وارد فضای کسبوکار میشه (استعفای عاطفی). بعضی وقتها هم بحثها ابتدا در فضای مدیریت مطرح میشه و بعد میاد توی زندگی.
نگاه مولد، یادگیرنده و آفریننده، همین نگاهی هست که تو داری که اجازه نمیده این «برچسبها» به «مرز» یا «دیوار» تبدیل بشن. میگرده و میخونه و میشنوه و میبینه و به صلاحدید خودش بسته به نیاز و تفسیر و مدل ذهنی خودش، بخشهایی رو که مفیده برمیداره و بهکار میگیره.
این اولین نظر من در متمم هستش.پارسال که همسرم (از کتاب) رو بهم هدیه داد و من رو با شما و دنیای متمم آشنا کرد بارها خواستم بیام و بگم ممنون که انقدر حتی بحث های تخصصی رو با لحنی ساده و دلنشین میگید که حقیقتا صمیمیت در اونها کاملا ملموس هست… دقیقا مثل همین پاسخ شما به الهام عزیز….. و دقیقا مثل دوره ی فنون مذاکره دانشگاه شریف سال۹۵… همیشه ساده,صمیمی و دلنشین
چقدر عالی،من خودم رشته تحصیلیم مدیریته،الانم مدیر بخشی از یک سازمانم. میتونم بگم مدیریت یعنی خود زندگی.محمدرضای عزیز هم به نظرم جزو اولین هاست که پیوند فراوان میان این دو را هم در سایت وزین متمم به خوبی جا انداخته وهم درکلام،روش،منش وارتباطات مجازی وحضوری بکارگرفته.محل توسعه مهارت های من(متمم) که به نیکی ترکیبی از دانش مدیریت وروان شناسی هستش دقیقا” مرتبط با زندگی کاری وحرفه ای وشخصی ماست .
من قبلنا رشته تحصیلیم علوم پایه بود.بهترین سالیان زندگیم صرف خوندن این علوم در مدرسه ودانشگاه شد.بعد که به نوعی اتفاقی سر از رشته مدیریت درآوردم تازه فهمیدم چه دنیای شگرفت،پیچیده والبته بسیار مفید پیش روم قرارگرفته وای کاش با توجه به علایقم از ابتدا وارد علوم انسانی می شدم.
به نظرم میاد کشورهای توسعه یافته بیشتر سراغ همین علوم انسانی رفتن وبه کمک آن در تلاشند اداره دنیا را تحت سیطره خودشون قرار بدن.کاش در کشور ما هم به جای تولید مدارک بی خاصیت سیاست گذاران وبرنامه ریزان به ویژه تو حوزه آموزش وپرورش که خودم هستم بیشتر اینو درک می کردندو می فهیدن ودر توسعه علوم انسای می کوشیدن.ممنون ازت جناب شعبانعلی که دنیای ذهن مارو هرروز پربار تر می کنین.
خیلی برای خودم جالبه، هیچ وقت از صدا و محتوای آقای شعبانعلی خسته نشدم و همیشه برام جذاب و آموزنده بود.
مخصوصا مثال هایی که میزنه. اونجایی که کتاب هایی رو که خونده و تجربه هایی که کسب کرده رو خیلی خوش-هضم تحویلت میده.
مثال هایی که از شعبان آباد سفلی، شعبان خودرو و … میزنه.
همیشه کسی که بهم “اجازه فکر کردن” داد، کسی که بهم “فکر کردن” رو یاد داد، محترم بود، ازت ممنونم آقای شعبانعلی!
بخشی از تفکرات و جهان بینیم رو مدیون شما هستم.
خدا قوت به شما و تیم متمم.
چقدر خوبه که قراره “مدیریت کردن” رو به سبک محمدرضا شعبانعلی عزیز یادبگیریم.
وقتی دورهی صوتی حرفهای پیتردراکر برای مدیران گوش میدادم، پیش خودم میگفتم چقدر خوب میشد، محمدرضا نظر شخصی خودشو هم کنار این نکات با صراحت بیشتری میگفت.
درسته که دراکر پدر علم مدیریت نوین لقب گرفته، ولی من با مدل ذهنی محمدرضا شعبانعلی بیشتر یادگرفتم، خب طبیعیه این دوره صوتی واسم هیجان انگیزتر از اون دورهی پیتر دراکر باشه.
البته که محمدرضا در اونجا هم نکاتی رو گفت که مربوط به خودشه، ولی اینجا دیگه متمرکز میشه و بصورت علمی و ساختاریافته خیلی چیزها از مدیریت یاد میگیریم، که حدسم اینه برخی نکات با تصورات ما و مدیران ما شاید همخوونی هم نداشته باشه و ذهنها رو به چالش بکشه. و چه چالش لذتبخشی…
ممنونم محمدرضا، آقا معلم دوست داشتنی.
بیش از هر زمان دیگری مشتاقانه نیازمند و در انتظار این دوره هستیم. واقعا شرایط مدیریت کردن و تصمیم درست گرفتن و کار درست انجام دادن هر روز سختتر شده؛ قطعا محمدرضا شعبانعلی تجربهها و نکتههای ارزشمندی برای ما خواهد داشت.