Menu
نویسنده مطلب : سارا عظیمی خواه

مطلب مورد بحث:

مثالی از یادداشت برداری و خلاصه نویسی


تعریف علایم قراردادی نکته ی بسیار خوبی بود که از این مطلب برداشت کردم و فکر میکنم شکل یادداشت هام رو از این به بعد متحول کنه.

متاسفانه من در سال‌های تحصیلم هیچوقت نه جزوه ای نوشتم، نه نت برداری کردم و نه حتی خلاصه نویسی کردم. نهایتا گاهی کل کتاب رو با دو تا ماژیک رنگ آمیزی میکردم و علت استفاده از دو رنگ فقظ تنوع بود و هیچ مفهومی نداشت و چون همیشه نتیجه ی دلخواهم رو در درس خوندن میگرفتم فکر میکردم این کارها اتلاف وقته.

برای همین مهارتی در این کار ندارم و نوشتن برای من خیلی طاقت فرساست و حتی نمیتونم شکل رسم الخطم رو یکنواخت حفظ کنم و بعد از یک خط نوشته هام چیزی بین چینی و میخی میشه:)))

حالا میدونم چیزی که باعث میشد من همیشه نمرات خوبی بگیرم استفاده از نقشه ذهنی و به قول یکی از دوستان داشتن ذهن ساختارمند بوده ولی این امر  حالا که قراره عمیق تر یاد بگیرم و در زندگیم به کار ببندم به تنهایی کافی نیست. اخیرا که متمم خوانی میکنم و قرار نیست امتحانی بدم و بعد از  ۲۰ گرفتن  مطالب رو فراموش کنم، ضعفم در مهارت یادداشت برداری خیلی خودش رو نشون میده و همیشه جا کم میارم و نوشته هام آشفته و گیج کننده اند.

در کل امیدوارم از این به بعد بتونم یادداشت های آبرومندانه تری بنویسم:)