Menu
نویسنده مطلب : نریمان درافشان

مطلب مورد بحث:

هواپیمای کنکورد و سندروم کنکورد در کار تیمی و کسب و کار


طرح‌های رساندن آبِ دریاهای خزر و عمان به فلات مرکزی کشور

مقدمه: از دههٔ ۳۰ شمسی تا کنون، ایده‌‌های مختلفی ارائه شده که آب دریا را فلات مرکزی بکشاند. حالا چه به صورت شیرین کردن آب و انتقال با خط لوله به منظور آب شرب مصرفی و رفع نیاز صنایع، و چه به صورت افراطی‌ترِ اتصال دو دریا و امکان کشتی‌رانی و حتی کشاورزی در دشتِ کویر.

برای هیچ کدام از این ایده‌ها، تا کنون طرح توجیهی‌ای ارائه نشده و حتی مصوبه‌ای هم برای مطالعات توجیهی آن وجود ندارد، ولی متاسفانه می‌بینیم سازمان‌هایی وقت و سرمایه‌ برای اجرای چنین کاری خرج می‌کنند.

راهکار مبتلا به سندروم کنکورد:

فرض کنیم گروه‌هایی که به شدت به دنبال اجرایی کردن این طرح هستند، در نهایت به «شیرین‌سازی و انتقال آب برای مقاصد مصرف خانگی و صنعتی» برسند. فرض هم کنیم تمامی مسائل زیست محیطی اجرای این طرح و مشکل بازگشت نمکِ جدا شده هم به درستی پاسخ داده شود.

هزینهٔ یک فاز چین طرحی قاعدتا عددی خواهد بود از جنس چند صد میلیاد تومان (درس سواد عددی: مهندسی اعداد). طرفداران این طرح استدلال می‌کنند که در میان‌مدت به این منبع آب نیاز خواهد بود.

راهکارهای خسته‌کننده‌تر و کم‌ هیجان‌تر:

اگر استدلال طرفداران اجرای چنین پروژه‌ای را دربارهٔ ضرورت آن بپذیریم و از اجرای درست و حداقل آسیب به محیط زیست اطمینان بیابیم، سوالی پیش می‌آید: «با این همه منابع صرف شده، آیا نمی‌شد پروژه‌های اثربخش‌تر، ارزان‌تر و ضروری‌تری در زمینهٔ مدیریت منابع آب اجرا نمود تا وضعیت اینقدر وخیم نشود؟»

پروژه‌هایی مانند اجرای شبکهٔ فاضلاب، اصلاح شبکهٔ آب‌رسانی برای کاهش هدر رفتِ درون شبکه‌ای، اصلاح الگوی آبیاری زمین‌های کشاورزی، اصلاح الگوی کشت بر اساس تحقیقات آمایش سرزمینی و … نمونه‌هایی از کارهای کم هیجان‌تر هستند که هر کدامشان با هزینه‌ای به مراتب پایین‌تر و سریع‌تر اجرایی می‌شود. اما متاسفانه اجرایشان کمتر هم به چشم می‌آیند و نیازهای تبلیغاتی را برآورده نمی‌کند و نظام‌های تصمیم‌گیری آنها را جدیت دنبال نمی‌کنند.

پی‌نوشت: البته چند طرح آبرسانی محدود برای صنایع مس و فولاد در وضعیت مطالعاتی و حتی آمادهٔ اجرا وجود دارند، ولی مورد مبتلا به سندروم کنکورد، بیشتر به معضل استفادهٔ کم‌اثر از آب مربوط است.