Menu
نویسنده مطلب : سعید صلاحی

مطلب مورد بحث:

بی انگیزگی و فرسودگی ناشی از اقدام‌های هم‌زمان


خیلی شنیدیم که میگن هر چیزی به اندازه اش خوبه ولی این اندازه یک چیز نسبی هستش.من میگم چون نمیتونیم مدیریت کنیم واسه همون خوب نیس.

انگیزه هم از این ماجرا مستثنی نیست. من فکر میکنم ریشه این مشکلات از عجول بودن و صبر نداشتن سر چشمه میگیره.

(البته متمم در یه جایی اشاره کرده بود که

نمیتوان به سادگی گفت یک اقدام بیشتر انجام ندهیم و به تدریج جلو برویم.

نمیدونم این هماهنگی رو چطوری میخواد در درسهای آینده پاسخ بده ولی نکته جالبی بود)

مثلا تو درس نظم شخصی هم اگر دقیق تر نگاه کنیم متوجه میشیم که یکی از ریشه های ارجحیت دادن تصمیم احساسی به تصمیم منطقی عجله کردن برای رسیدن به نتیجه است. به قول محمد رضا یکی از نشانه های بلوغ به تاخیر انداختن خواسته است ولی حساب شده نه اینکه یکسال برای فعالیتی به صورت پراکنده زمان صرف کنیم و هی به خودمان بگیم (بخوانید گول بزنیم) که خب نباید عجله کنی برای نتیجه گرفتن.

من یک معیاری برای نتیجه دارم. و اسم رو گذاشتم. “نتیجه در مقیاس کوچک” میگم که برای یک حوزه ای یک پومودورو زمان صرف می کنم اگر بعد از نیم ساعت که فیدبک گرفتم از کار خودم رضایت داشتم میتونم اون کار رو ادامه بدم و احتمالا با صرف یک ماه هم رضایت خواهم داشت. ولی اگر در همین مقیاس کوچک نتیجه ای هر چند در حد شناختن اشتباهاتمان نگیریم به احتمال زیاد همانطوری تا آخر میریم.