Menu
نویسنده مطلب : شهاب توکل

مطلب مورد بحث:

تصمیم گیری درست الزاماً به نتیجه مطلوب منتهی نمی‌شود


من ۵ سال پیش با دوستی بیزینسی راه اندازی کردم و فردی که کارمند بود که واقعا بسیار با استعداد بود بهش پیشنهاد پروژه دادم و بعد از دوسال به درآمد بسیار بسیار عالی رسیدیم
اما متاسفانه به محض ثبت شرکت و عقد قراردادهای سال جدید، کلا قراردادهای قبلی را با مشتریان صحبت کرده بود و قراردادها را به نام خودش زده بود بدون اطلاع من و به قول معروف شروع کرد دور زدن من….
من کاملا با این حرکت از بیزینس خارج شدم و متاسفانه اون فرد الان به کلی به دلیل عدم پاسخگویی مشتریان تحت پیگرد قانونیه….

من یک بار دیگه با فردی که تفکر کارمندی داشت بیزینس دیگری راه اندازی کردم و باز هم به دلیل بی انظباطی در کار و در رخدادهای بی برنامگی و عدم مسئولیت پذیری شریک بیزینس ۱ بار به گل نشست…
علت پیامد های تصمیمات من  پس از خواندن این مقاله :
من با پیش فرض اینکه افراد مثل من کار میکنند و با تفکر کمال گرایی انتخاب به شراکت کردم
این امر خطای شناختی فردی من بوده و الان که میخوام این شراکت ها را به پایان برسانم این درسها را میخوانم تا بهترین تصمیم با توجه به پیامدهاش داشته باشم.