Menu
نویسنده مطلب : نیما ظهیریان

مطلب مورد بحث:

تجربه ذهنی | مشارکت در درآمد فارغ التحصیلان دانشگاه‌ها


اولین چیزی که به نظرم میرسد این است که در صورت اجرایی شدن چنین طرحی ، دانشگاهها بسیار مهارت محور خواهند شد و سعی در آموزش واقعی وعملی و آماده ساختن دانشجویان برای رقابت در دنیای کسب و کار خواهند کرد . پایش وضعیت تحصیلی دانشجو در چنین طرحی رکن اصلی خواهد بود و شاید مانند مدارس سمپاد درصورت عدم کسب نمره قابل قبولی به تحصیل فرد در دانشگاه خاتمه داده شود . چرا که مسئله اقتصادی است و فرد بی توجه به درس و مشق باعث ضررو زیان سیستم آموزشی خواهد بود . از طرفی چون اشتغال دانشجو تبدیل به منبع درآمدی دانشگاه می شود ، اینجا دیگر دفاتر نمایشی ارتباط صنعت و دانشگاه و سخنرانی های پر از شعار و بلندپروازی مسئولین در ترسیم آرمانشهری ارتباط بهینه صنعت و دانشگاه محلی از توجه نخواهد داشت ، بلکه این دانشگاه خواهد بود که به دنبال ارتباط عملی با صنعت و اشتغال خواهد بود تا بداند او چه می خواهد تا همان را تربیت کند . اما اگر به طرف دیگر معامله یعنی دانشجو نگاه کنیم،موضوع به گل و بلبلی طرف دیگر نخواهد بود ،چرا که در عنفوان جوانی و  در روزهای پر از آرزو و هیجان باید به اجبار و اکراه سر کار برود . چرا که ما همیشه لطف و محبت و شرایط ابتدایی را به راحتی از یاد می بریم و فراموش می کنیم که مهارت کسب شده امروز در اثر سرمایه گذاری دانشگاه بر روی ما بوده و آه و فغان برمی آوریم که این بیگاری است و چرا باید ده سال من بخشی از درآمدم را به دانشگاه بدهم و از این قبیل شکایتها و گلایه ها زیاد خواهد بود . ولی برای حل این موضوع ایجاد امکان انتخاب برای هر دو طرف بهینه خواهد بود. یعنی سال اول را همه هزینه بدهند و درس بخوانند و در سال دوم دانشگاه براساس نمرات کسب شده دانشجویان به ایشان پیشنهاد تحصیل رایگان به شرط اشتغال تضمینی با پرداخت هزینه دوران تحصیل از محل درآمد اشتغال آینده به مدت ده سال را بدهد.اینجا موضوع از مرحله اجبار به انتخاب ارتقا داده شده و این پیشنهاد به دانشجویان ساعی و پرتلاش هم به نوعی افتخار برگزیده شدن را به همراه خواهد داشت .