Menu
نویسنده مطلب : زینب رمضانی

مطلب مورد بحث:

نامه ای به گذشته


پیش نوشت: من قبلا این تمرین رو انجام داده بودم ومنتشر کرده بودم(روی وبلاگم) و امروز موقع خوندن این درس(؟) می خواستم برگردم همون رو paste کنم ولی چون چندماهی ازش می گذره فکر کردم یک جورایی تاریخ مصرفش گذشته و الان حرفهای تازه تری برای خودم در چند سال قبل دارم.
………..
برای زینبِ یازده ساله
زینب عزیزم. دوست داشتم امکانش بود که این نامه واقعا به دستت برسد. دلم می خواست شبیه این فیلم های تخیلی، وقتی که حوصله ات سررفته بود و کاری برای انجام دادن و آشتی برای سوزاندن پیدا نمی کردی، می رفتی سراغ کتابهای کتابخانه و ناغافل موقع ورق زدن کتابی که تا قبل از آن انگار هیچ وقت آن را انجا ندیده بودی، دست نوشته ای پیدا می کردی که نویسنده اش خودِ چندسال بعدت بودی.

خیلی هیجان انگیز است نه؟

در این لحظه می توانم خیلی چیزها را برایت بگویم. اینکه در آینده (تا این لحظه) چه اتفاقاتی برای تو خانواده ات خواهد افتاد. اینکه در این سال چه چیزهایی خواهی دید. از شادی ها و غم ها و روزهای ساکن و راکد. از ناامیدی و امدیواری و رفاقت ها و تغییرات. از کتابها و کلاسها و معلم ها. از همه اش می توانم برایت بگویم. اینقدر با جزئیات که دیگر هیچ چیز غافگلیرت نکند. ولی در این لحظه گمان م ی کنم دانستن اینها برایت فایده زیادی نخواهد داشت. دوست دارم از موضوعاتی حرف بزنم که گمان می کنم دانستنشان کمکت خواهد کرد بعدها خوشحالتر و راضی تر باشی. چندتا نکته بیشتر نمی گویم و همین ها را هم اگر یادت بماند کلاهم را می اندازم هوا!

 

اول: حسرت گذشته را نخور. دختر جان تو حالا فقط یازده سالت است. شبیه جوجه ای می مانی که تازه از تخم درآمده. اینکه دائمِ خدا خودت را با بقیه مقایسه کنی و حرص این را بخوری که چرا دوستت فلان کلاس را رفته و فلان کار را کرده و تو نکردی خیلی احمقانه است. اگر به همین روند ادامه بدهی زندگیت تا ابدالدهر به حسرت خوردن خواهد گذشت بی آن که کاری انجام داده باشی. هر روز به خودت یادآوری کن ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است و اگر دلت می‌خواهد توی کاری خوب باشی همین الان شروعش کن. کم کم و آهسته آهسته آن را پیش ببر و اطمینان داشته باش مدتی بعد همانی می شوی که دلت می خواسته. از همین الان این را تمرین کن تا وقتی بزرگتر شدی به خودت اول بگویی.

 

دوم: به جای اینکه دائماً در حال سخنرانی درمورد اهداف و آرزوها و کارهایی که در اندیشۀ انجام دادنشان هستی باشی، توی آرامش به انجام کارها بپرداز. اگر اینکار را بکنی دیری نخواهد پایید که اینقدر خوب بشوی تا کارهایت سرو صدا راه بیندازند. اینطوری بهتر هم هست.

 

سوم: اینکه می گویند دوستان و آشنایان سرمایه اند را جدی بگیر. می دانم معنی اش را نمی فهمی. قرار هم نیست توی یازده سالگی معنی اینجور چیزها را بدانی. فقط یادت نرود که دوستانی که در اطرافت هستند همانقدر مهم اند که درس های مدرسه. به بهانۀ اینکه فلانی به اندازۀ من درسخوان نیست و فلان است کسی را دور نیندازو اگر دیدی کسی توی انجام کاری، یا در رفتار خاصی از تو بهتر است، حتما به دوستی ات با او ادامه بده، چرا که رفتار دوستان (خصوصا در سن تو) خیلی روی هم اثر دارد و می شود امید داشت که بعد از معاشرت طولانی تو هم آن ویژگی را پیدا کنی. تازه نمی دانی چه حس خوبی است که چندسال بعد رفیقی داشته باشی که روند رشد و تغییراتت را دیده باشد و کلی “ئه یادته؟” برای هم داشته باشید.

 

چهارم: به محض اینکه متوجه وجود عادت یا رفتاری در خودت شدی که به گمانت نادرست است (بعداً می فهمی بهتر است بجای وازۀ نادرست از غیرمفید استفاده کنی) فوراً برای اصلاحس اقدام کن. هرچقدر بزرگتر بشوی اینکار سخت تر خواهد شد و شاید اصلا حال و احوصله ای برای تغییرش ندشاته باشی و یک وقت م یبینی همین یک عادت کوچک یکهو ناغافل تورا کلی عقب بیندازد.

 

مراقب خودت باش دختر جان.

حرف هایم یادت بماند.

 
زینبِ نوزده ساله – آبان ۹۷

 
برخی از سوالهای متداول درباره متمم
متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟