Menu
نویسنده مطلب : علیرضا امیری

مطلب مورد بحث:

سفر به مکزیک


وای که چقد خوبه این سفرا

من یه زمانی به تاریخ مکزیک خیلی علاقمند شده بودم و رفتم و در موردش مطالعه کردم.

تاریخ مکزیک کلا از یه جایی به بعد دو تکه شده. قبل و بعد از ورود اروپاییها (مخصوصا اسپانیایی ها).

تا قبل از ورود اسپانیاییها آزتک ها و تولتک ها و مایاها توی این سرزمین حکومت میکردن. حکومت هایی که با شاخص ها و معیارای امروزی ما، بسیار وحشی و حتی عجیب بودن. اونا انسانها رو قربانی میکردن و قلبشون رو تقدیم به خدایانشون میکردن. حتی آدمخواری هم میکردن. شاید شما فیلم آپوکالیپتو (اینک آخرالزمان) مل گیبسون رو دیده باشین (اگه ندیدین، پیشنهاد میکنم حتما ببینین واقعا زیباست). توی این فیلم میشه تصور کرد که حکومت آزتک ها و مایاها در زمان باستان چطوری بودن.

بعد از ورود اسپانیهاست که کلا تمدن آزتکها و مایاها نابود میشه و جالب اینه که اطلاعات خیلی کمی از این تمدن بزرگ به جا مونده. گفته میشه اسپانیاییها عمدا تاریخ گذشته ی این تمدن رو نابود کردن.

یه مطلب دیگه در مورد مردم مکزیک جایی خوندم که شادترین مردم دنیان. البته نمیدونم الانم هنوز شادترین هستن یا نه. یادمه دوران دانشجویی یه فیلم دیدم که از روی پرده ی یکی از سینماهای مکزیک گرفته شده بود (یعنی با دوربین دستی از روی پرده ی سینما فیلم گرفته شده بود). توی این فیلم کابویی، دزدها به یه شهر حمله میکردن و مردم رو میکشتن. جالب این بود که وقتی مثلا یه کابویی سوار بر اسب، با شلیک گلوله یه نفر رو میکشت، مردمی که توی سینما نشسته بودن میزدن زیر خنده!
برای من خیلی این نوع رفتار عجیب بود. (فکرشو بکنید توی فیلم یه نفرو میکشن و شما به این ماجرا میخندین!).

احتمالا هنوز خون نیاکان آزتکی در رگهای این مردم جریان داره. من که هرجا برم مکزیک نمیرم :-|
__________________________

اگه فیلم رستگاری در شائوشنگ رو دیده باشین (این فیلم صدر بهترین فیلم های تاریخ سینمای جهان قرار داره و اگه ندیدینش میرزه همین الان دانلودش کنین و ببینینش)، یه جاییش اندی دوفرین (با بازی تیم رابین)، به رِد (با بازی مورگان فریمن) میگه:

– میدونی مکزیکی ها درباره ی اقیانوس چی میگن؟

– نه.

– میگن که خاطره ای نداره. این جاییه که بعد از اینکه از زندان فرار کردم میخوام بقیه عمرم رو توش زندگی کنم.
یه جای گرم، بی هیچ خاطره ای.

– بذار یه چیزی رو روشن کنم برات رفیق. امید چیز خطرناکیه.
میتونه یه مرد رو دیوونه کنه.

– رد؛ من میرم زیواتنه ئو. کنار اقیانوس.

این دیالوگ برای من خیلی جذاب و جالب بود. اینکه آدم یه جایی بره که هیچ خاطره ای نتونه ازش بسازه. فقط اقیانوس باشه. اقیانوس آبی و آفتابی و آرام. فکر میکنم اینجا بشه آرامش رو با تمام وجود حس کرد.

دوست داشتم ببینم زیواتنه ئو (Zihuatanejo) کجاست. همون شبی که فیلم رو دیدم رفتم توی گوگل مپ و به سختی پیداش کردم. اینم لینکی که شما میتونید باهاش یه سفر برید مکزیک، زیواتنه ئو، جایی که کنار اقیانوس و در نهایت آرامش، نتونید هیچ خاطره ای بسازید …