Menu
نویسنده مطلب : امین آرامش

مطلب مورد بحث:

راهکارها را با توجه به محدوده اثر و افق زمانی آنها تحلیل کنید


آیا اصرار والدین به گرفتن نمره­های خوب در دروس حال حاضر دبیرستان و شرکت­ در آزمون­های موسسات مختلف (و کلاس­های تست) و عدم وقت گذاشتن دانش آموزان برای آنچه به آن علاقه دارند باعث رضایت می­شود؟
افق­های زمانی در نظر گرفته شده:
–         امروز
–         یک هفته بعد
–         یک سال بعد
–         پنج سال بعد
–         ده سال بعد
–         بیست سال بعد
دانش آموز:
طبیعتا از اینکه امروز مجبور است درسهایی که به آن علاقه ندارد بخواند و در آزمون تستی شرکت کند ناراحت است. با فرض انجام این مطالعه (علی­رغم علاقه) پس از یک هفته احساس بهتری خواهد داشت و ممکن است با گرفتن نتایج امتحان آخر سال (که بخاطر تلاشهای انجام شده، خوب است) خوشحال­تر شود. با طی همین روند دانشگاه خوبی قبول می­شود، ولی در حین دانشجویی باز هم مجبور است درسهایی را بخواند که علاقه ای به آن ندارد. ده سال بعد ممکن است شغل بخورنمیر دولتی داشته باشد یا همان را هم نداشته باشد و طبیعتا رضایت کمتری خواهد داشت، ولی دلخوش به مدرکش خواهد بود. بیست سال بعد سرخورده از زندگی تلف شده در نارضایتی کامل خواهد بود.
والدین:
چون فرزندش امروز در حال درس خواندن (و قدم گذاشتن در جاده پیشرفت!) است راضی خواهد بود، یک هفته بعد هم با دیدن نتایج تلاش فرزندش راضی خواهد بود. یک سال بعد که او نتایج آخر سالش را گرفته هم همینطور. پنج سال بعد که پسرش یک دانشگاه خوب قبول شده، ولی اوضاع جامعه، نشان از نبود آینده شغلی برای دارد، دلش به مهندس شدن فرزندش خوش است. با درک واقعیت نبود شغل مناسب برای او در ده سال بعد، باز هم این رضایت کمتر میشود و دلخوش شدن به مدرک او سخت تر. بیست سال بعد که افسردگی ناشی از عمر از دست رفته فرزندش را خواهد دید، نارضایتی کامل خواهد داشت.
موسسات آموزشی:
امروز، این هفته و این ماه همچنان خوش خوشان موسسات آموزشی تست محور (بخوانید بنگاه های اتلاف عمر فرزندان کشور) است که برای تمامی پایه های تحصیلی آزمون دارند و پول پارو می کنند. ولی با مرور زمان و به دلیل نبود مهارتهای کافی در جامعه و تداوم مدرک گرایی، وضع اقتصاد خراب (خرابتر!) خواهد شد و در بستر این وضعیت، کار و کاسبی شان هر روز ضعیف و ضعیفتر میشود تا در نهایت به دلیل مشکلات اساسی در بیست سال بعد آنها هم متضرر خواهند شد و نارضای از شرایطشان.
کل جامعه:
امروز، این هفته و این سال آمارهای تعداد فارغ التحصیلان دانشگاهی و تولیدات علم (بخوانید مقاله های بی خاصیت) باعث فخر مسئولین جامعه خواهد بود و اکثریت مردم خوشحال از این همه تولیدات علمی و مباهات کنان به داشتن بااستعدادترین مردم دنیا!. با مرور زمان و ادامه سیاستهای منجر به مدرک گرایی و «دشمن» تولید، اقتصاد رو به ضعف خواهد رفت و بعد از بیست سال خرابه­ای باقی خواهد ماند که جایی برای رضایت باقی نخواهد گذاشت.
فرضیات حین تحلیل:
–         این مسئله جنبه­های بسیار مختلفی داره که من همه رو فریز کردم ولی خب گمان کنم تونسته باشم منظورم رو برسونم.
–         والدین دلسوز بچه­ها هستند نه خودشان (چون می­توانند در درازمدت عنوان کنند که: کار خوبی کردیم گفتیم درس بخونن، درس خوندن و کسب علم در هر صورت خوبه! به ما چه که جامعه براشون شغل نداشت).
–         والدین اهل مطالعه و طبیعتا آینده نگر نیستند.
–         دانش آموزان، علی رغم علاقه به مطالعه خواهند پرداخت.
–         دروس دبیرستان همین­ها باشند.
–         موسسات آموزشی در طول زمان فقط همین­ها را در قالب آزمون تستی و کتاب تستی ارائه می­دهند و مهارت­های دیگری درس نمی­دهند.
در شکل زیر هم خلاصه این تحلیل رو آوردم:
راهکارها را با توجه به محدوده اثر و افق زمانی آنها تحلیل کنید

نکات شکل:
–         همین امروز هم، بیشترین نفع این روند نصیب موسسات آموزشی است، حتی بیشتر از والدین.
–         بیچاره دانش آموز که کمترین رضایت را دارد. چه امروز، چه بیست سال بعد.
 
–         در آخر همه، به حالت امروز دانش آموز طفلک میرسند. او ته دلش میخواست آشپز رستوران شود ولی مجبور شد مهندس برق شود.