Menu
نویسنده مطلب : نسترن حیدری

مطلب مورد بحث:

درباره دوستی: آیا هنوز باید با او دوست بمانم؟


من از ترم اول دانشگاه با یکی از هم کلاسی هام دوست شدم. اعتماد به نفسش خیلی بالاس و خیلی راجع به همه چیز نظر میده وبه نظر من دلش میخواد نظرش رو به بقیه تحمیل کنه! وسط حرفام میپرید و وقتایی که باهاش بودم از حرفاش نتیجه گیری میکردم که آدمایی که مثل خودش فکر نمیکنن رو احمق میدونه و تحقیر میکنه! این برداشت من از رفتارش بود نمی دونم واقعا منظورش همین بود یانه! به خاطر همین حسی که موقع حرف زدن باهاش بهم دست میداد، اصلا نمی تونستم خیلی باهاش صحبت کنم و نظر بدم. یه جورایی میترسیدم ضایعم کنه!
چیزی که خیلی برام مهمه تو دوستی اینه که دوستام تولدم رو بهم تبریک بگن ومن هر سال تولدش رو بهش تبریک میگفتم و اون هم میدونست تولد من کیه! اما هیچ وقت تولدم رو بهم تبریک نگفت! نمی دونم کلا براش مهم نبود یا تولد من رو تبریک نمی گفت!
کل شش ترم گذشته با هم بودیم البته اون اواخر کاملا مشخص بود که اصلا دلش نمیخواد مثلا با من بره سلف یا کلا با من صحبت کنه! با بقیه بچه ها خیلی خوش اخلاق تر رفتار میکرد. همیشه سعی میکرد خودش رو خیلی بزرگتر و باشعورتر از من نشون بده و به نظرم تقصیر خودم بود که چند تا از نقطه ضعفهام رو بهش گفته بودم و به نظرم همیشه سوء استفاده میکرد و سعی میکرد من رو تو همون ضعفم نگه داره! یعنی یه جورایی تحقیرم میکرد. یادمه یه بار ترم اول برای یکی از درسا با هم کنفرانس داشتیم و هم گروهی بودیم. من استرس داشتم و یه مقدار صدام میلرزید و نفسم بند میومد موقع ارائه دادن ولی اون خیلی خوب و روان و با اعتماد به نفس گفت. بعد از اون روز یه دفعه به من گفت تو با اون ارائه ت به پرستیژ من گند زدی!! آدم شوخی نیست که بگم باهام شوخی کرده! همیشه جدی حرف میزنه! خیلی ناراحت شدم از دستش!
این ترم دیگه دوستی رو تموم کردم. البته قهر نیستم. ولی دیگه باهاش نیستم و واقعا میتونم بگم خیلی این ترم حالم بهتره و حتی نمره هام هم از ترمای قبل بهتر شد. …