Menu
نویسنده مطلب : شهریار ناصح

مطلب مورد بحث:

خلاقیت در مدرسه | نظام آموزشی چگونه خلاقیت را نابود می‌کند؟


یادمه این سخنرانی اولین سخنرانی بود که من توی سایت تد دیدم.

دقیقاً اولین روزی که با این سایت ارزشمند آشنا شدم.

یکی از قسمت‌های جالب دیگه‌ای هم که داره اون قسمتی هست  که داره از تئاتر بازی کردن بچه‌ها میگه و اینکه یک بچه‌ای دیالوگ معروف نمایش رو عوض می‌کنه.

نکته خیلی از ما دقیقاً همین نکته‌ای هست که توی این مطلب مطرح شده که سال‌ها توسط سیستم آموزشی و والدین به ما یاد داده میشه که بدترین کاری که می‌تونی بکنی اشتباه کردنه.

خانواده نگرانه که اشتباه ما به عنوان فرزند اعتبار و احترامی که اون‌ها با سال‌ها توی چارچوب عمل کردن بدست آوردند رو هدر بده یا اینکه اینقدر توی این تفکر قالبی گیر افتاده که اصلاً امکان اینکه ممکنه راه دیگه‌ای هم برای حل این مسآله باشه رو فراموش کرده.

سیستم آموزشی هم که برای ارزشیابی خروجی‌های خودش کار خودش رو راحت کرده و یک جواب درست اعلام کرده و گفته هر مقداری که با این فاصله داشت جواب افراد یعنی جواب غلطه و باید نمره کم بشه و اگه نمره کم شد هم والدین طرف رو بخواید که بیان و توضیح بدن که چرا نمره بچه کم شده و دوباره والدین احساس می‌کنند که اشتباه بچه (متفاوت فکر کردن بچه) اونا رو زیر سوال برده پس این سیکل ادامه پیدا می‌کنه.

توی متد تحلیل رفتار متقابل به این پیام‌ها، پیام والدی گفته میشه و مطرح میشه که با تکرار این پیام‌ها ما این والد رو درونی می‌کنیم و بعد از مدتی دیگه لازم نیست کسی از بیرون به ما بگه که باید توی چارچوب باشی، اصلاً ما خودمون می‌گردیم و برای هر کاری چارچوب پیدا می‌کنیم و اصلاً سمت کاری که چارچوبش رو پیدا نکنیم نمیریم. اینجا همون‌جایی هست که ما دیگه مرگ خلاقیت رو شاهد خواهیم بود، چون اگه خلاقیت پیدا کردن یک راه جدید برای انجام یک کار باشه، قطعاً نمیشه از کسی که از امتحان هر راهی که امتحان نشده می‌ترسه این خلاقیت رو انتظار داشت.