Menu
نویسنده مطلب : قادر حسن‌زاده

مطلب مورد بحث:

پروژه پایانی درس مدل ذهنی


موضوع مدل ذهنی
بدیهی است که یکی از اولین‌ انتظارات ما از شغل و کسب‌وکار، درآمد است. کمی بودن پول و درآمد موجب شده اندازه‌گیری آن راحت‌تر باشد. از طرفی این روزها -متاسفانه- موفقیت افراد را با میزان پول و درآمدش می‌سنجند. در چنین شرایطی اولین سوال یک داوطلب استخدام، میزان درآمد شغل است. حتی اغلب افراد باانگیزه‌ی درآمد بیشتر شغل خود را تغییر می‌دهند. این پروژه بهانه‌ای شد مدل ذهنی که در مسیر افزایش درآمد برایم ایجاد شده بیان کنم.
 
 
چرا این مدل را انتخاب کردم؟
من معتقدم درآمد ما طبق یک الگوی مشخص می‌تواند رشد کند. اینجا تلاش می‌کنم این مدل را معرفی کنم. با توجه به درس “مدل مفید، نه مدل درست” کاربردی و مفیدبودن مدل برایم اهمیت دارد.
حتی می‌توان رشد فرد در یک صنعت، از پایین‌ترین سطح تا رسیدن به استقلال مالی را منطبق بر این مدل دانست. اگر بخواهم مفهوم استقلال مالی را در این متن تعریف کنم، رسیدن به نقطه‌ای است که درآمد فرد، وابسته به کارکردن شخصی او نباشد.
واضح است که برخلاف گذشته، شرکت‌ها و سازمان‌ها و ادارات نمی‌توانند آینده شغلی ما یا فرزندان ما را تضمین کنند. انتظار استخدام در یک شغل و حفظ آن موقعیت تا زمان بازنشستگی به نظر عملی نیست. اغلب بازنشسته‌ها هم، خود را بی‌نیاز از کارکردن نمی‌دانند. (البته منظورم وابستگی به درآمد یک شغل است و شاید فردی بخواهد به‌دلیل علاقه، در زمان بازنشستگی هم کار کند.)
 
 
خوشه‌بندی مشاغل به روش رابرت کیوساکی
شاید مطالب رابرت کیوساکی مبنای علمی نداشته باشد اما توجه داشته باشیم که در درس تعریف مدل ذهنی خواندیم “مدل ذهنی، یک مدل علمی نیست.”
رابرت کیوساکی در کتاب پدر پولدار و پدر بی‌پول مشاغل را در چهار گروه گروه‌بندی می‌کند.
 
گروه اول: کارمندی
کارمندان در ازای انجام کارهای مشخص در یک بازه زمانی حقوق می‌گیرند.
 
گروه دوم: خوداشتغالی
افرادی که با توجه به تخصص خود نیازی را برطرف می‌کنند و در ازای خدمات یا کالایی که ارائه می‌دهند، پولی دریافت می‌کنند. حضور آنها در شغل‌شان واجب است. اگر روزی کار نکنند درآمد هم نخواهند داشت.
 
گروه سوم: دارندگان کسب‌وکار
این افراد کسانی هستند که کارمندانی دارند. اداره کسب‌وکار وابسته به حضور آنها نیست. با ایجاد سیستم‌های کارآمد فعالیت‌ها به صورت منظم انجام می‌شود.
 
گروه چهارم: سرمایه‌داران
پول این افراد ابزار آنهاست. درحقیقت با سرمایه‌گذاری‌ درآمد ایجاد می‌کنند.
 
نکته: این کتاب را سال‌ها قبل مطالعه کردم شاید جزئیات مطالب کامل بیان نشود. موضوع مهم مدلی است که پس از مطالعه در ذهنم ایجاد شد.
 
فکر می‌کنم بهترین راه برای ورود به یک صنعت کارمندی است. وقتی در یک مجموعه به‌عنوان کارمند کار می‌کنیم فرصت داریم که بدون ریسک از دست دادن سرمایه شناخت دقیق‌تری نسبت به جزئیات داشته باشیم. شناخت ما حتی از مالک کسب‌وکار می‌تواند بیشتر باشد. نکته مهم این است که هرگز به کارمندی اکتفا نکنیم. سعی کنیم در آینده به جایگاهی برسیم که خدمات‌مان را به صورت مستقل عرضه کنیم. در این حالت استقلال بیشتری خواهیم داشت ولی هنوز شغل‌مان به حضور ما نیاز دارد. مرحله بعدی ایجاد کسب‌وکار است. با استخدام کارمندان جدید می‌توانیم کم‌کم به فکر انجام کارها توسط آنها باشیم. قدم بعدی ایجاد سرمایه‌گذاری است تا ریسک عواملی که در کسب‌وکارمان تاثیر مستقیم دارند را کاهش دهیم.
 
مثال: شخصی به عنوان مکانیک در یک تعمیرگاه استخدام می‌شود. در زمان کارمندی می‌تواند نسبت به کل روند‌ها شناخت بیشتری پیدا کند. مثلاً شاید به این نتیجه برسد که فروش لوازم یدکی از انجام تعمیر درآمد بیشتری دارد. یا فرصت‌های جدید را ببیند. فرض کنید او متوجه می‌شود گروهی از مالکان خوردروها تمایل دارند خودشان کار تعمیر را انجام دهند. قدم بعدی او می‌تواند تولید و فروش فیلم‌های آموزشی باشد. به نحوی که مالکان با خرید لوازم یدکی، فیلم آموزشی هم دریافت کنند تا بتوانند شخصاً اتومبیل خود را تعمیر کنند. بعد از اینکه شخص به خود اشتغالی رسید باید به فکر ایجاد کسب‌وکار باشد. مثلاً به این فکر کند که چطور می‌تواند تعمیرگاه‌های زنجیره‌ای تاسیس کند که این تعمیرگاه‌ها خدمات کامل و یکسانی ارائه کنند. سرمایه‌گذاری در صنایع دیگر وابستگی فرد به صنعت تعمیر خودرو را کاهش می‌دهد.  

 
برخی از سوالهای متداول درباره متمم
متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟