Menu
نویسنده مطلب : مهدی چابک

مطلب مورد بحث:

یک کلیپ تصویری درباره تفکر سیستمی (بالانس)


چند مورد قابل توجه در مورد این کلیپ به ذهنم رسید و فکر میکنم از اونجایی که سازندگان فیلم نسبت به جزئیات دقت داشتند، مطرح کردن این موارد منطقی به نظر برسه.

البته حتمن باید ذکر کنم که اینها صرفا دیدگاه شخصی من هست و هیچ تاکیدی روی صحت اونها ندارم. ممکنه دید من قسمتی درست یا غلط باشه و تنها خواستم مقداری متفاوت به فیلم نگاه کنم.

در اینجا با یک فضای منطقی مواجه نیستیم و شاهد یک تخته ی شناور و بدون حرکت هستیم که معلقه. هر کدوم از افراد برای خودش یه قلاب داره. قلاب رو معمولا روی قایق استفاده میکنن و هدف این ابزار هم برای کسب منابع یا در دنیای واقعی همون ماهی هست.

ابزار فعالیت یا کار این افراد در اینجا کاملا یکسانه. ظاهر تمام افراد یکسانه و صرفا وجه تمایز اونها شماره هایی هست که روی پشت اونها حک شده. این شماره ها به ترتیب نیست و به صورت تصادفی انتخاب شده.

بنابراین در اینجا شاهد پنج شخصیت هستیم که هیچ تفاوتی مگر در شماره های اونها وجود نداره. اولین سوال این هست که از اونجایی که این محیط یعنی تخته ی شناور چهار وجه داره چرا ۵ نفر ادم روی تخته هستن؟ اگر در چند دقیقه ی ابتدایی دقت کنیم دو نفر از افراد در دو سر تخته ایستادن و سه نفر دیگه در وسط هر ضلع. بنابراین در اینجا یا وزن افراد متفاوته یا وزن تخته که نشون دهنده ی این هست که اون شباهتی که در ابتدا به نظر می رسید وجود نداره و تفاوت هایی در این افراد از همون اول هست.

یعنی با نگاه عمیق به این سیستم (با توجه به موضوع درس از کلمه ی سیستم استفاده می کنم) شاهد اختلافاتی در کلیت اعضا هستیم. شماره ی هر فرد، احتمالا با توجه به برداشت من وزن افراد و نوع شخصیت هر عضو که به مرور بروز می کنه.

مورد بعدی تعجبی هست که احتمال میدم مورد تاکید سازنده هم هست اون هم وقتیه که فرد صندوق رو صید میکنه اما بعد از دیدنش متعجب میشه و دستش رو از روی تعجب به روی صورتش میکشه. این یعنی به دنبال همچین چیزی نبودن. و اصلا اینها در این سیستم به دنبال چی هستن؟ هدف سیستم چیست که از دیدن جعبه متعجب شدن؟

این یعنی اینکه ورود یک شئ که مورد انتظار  سیستم نیست، می تونه سبب اشکار شدن اختلافات پنهان بشه و تمایلات غیر سیستمی افراد رو بر ملا کنه. چیزی که ما در ابتدا شاهد اون نبودیم. هر کسی در نقطه ای قرار میگیره و تعادل رو حفظ می کنه. این هم بخاطر هدف مشترک هست. یعنی این افراد به دنبال صید چیزی هستن که میدونن در نهایت باید در خدمت کل سیستم باشه و ورود مهمان غیر منتظره یعنی جعبه، تعادل سیستم رو بهم میزنه.

ایا باید از همان ابتدا از ورود اهداف غیر سیستمی که مورد انتظار نیست جلوگیری کرد یا اینکه افراد باید خودشون توانایی درک داشته باشند که از ابتدا وارد مسائل حاشیه ای و متناقض با سیستم وارد نشن؟ اصلا ملاک تشخیص هدف متناقض و غیر متناقض چی هست؟ کی تعیین می کنه که ورودی سیستم چه باشد و چه نباشد؟ چجوری میشه فهمید فردی مناسب اهداف سیستمی هست یا خیر؟ چون در اینجا با افرادی مواجه هستیم که کم ترین اختلاف -حداقل ظاهری- رو دارند اما در نهایت منجر به نابودی سیستم میشه. این یعنی اینکه تمایلات درونی اعضای سیستم، مگر در شرایط ابهام قابل تشخیص نیست.

چرا بعد از صید جعبه توسط فرد، بقیه ی افراد به سرعت قلاب های خودشون رو جمع نمی کنن؟ منتظر چه چیزی هستند؟ به نظر من این تاییدی بر ورود غیر منتظره ی یک شئ به سیستم هست که هدف افراد نبوده بنابراین هنوز افراد اماده ی ادامه ی کار هستند. اما جعبه چیزی بعد از به صدا در اومدن داره که ظاهرا نظم خشک رو از بین میبره و هر کسی خواهان اینه که اون رو یه امتحانی بکنه!

در ادامه ی مسیر شاهد رفتار های غیر سیستمی و هرج و مرج هستیم. تمایلات فردی بیرون میزنه و هر کسی دنبال اینه که مالکیت جعبه رو بدست بیاره. اما در این بین یک نفر هست که به معنای واقعی خودخواهی خودش رو به نمایش میزاره و به حالتی که نه سیستم براش مهم هست و نه خودش! با لجبازی میخواد به جعبه برسه که البته در این بین بقیه ی افراد در عین حال که به جعبه تمایل دارن، اما چشم پوشی میکنن و تعادل رو حفظ میکنن تا فرد به جعبه برسه.

ایا وقتی این فرد منافع خودش رو به سیستم ترجیح داد، نمیشد از سیستم حذف بشه و جای اون رو با جعبه پر کرد؟ یا سوالی دیگه اینکه اصلا در اینجا مالکیت فردی وجود دارد و فردی می تونه در عین توجه به منافع سیستم به منافع شخصی خودش هم توجه داشته باشه و فردی که جعبه رو صید کرد مالک اصلی جعبه باشه؟

واقعیتش سوال های زیادی رو میشه پرسید و مطرح کرد و بسته به زاویه ای که به اون نگاه کنیم می تونیم چیز های جدیدی از دلش بیرون بکشیم. اما کلیت تفکر سیستمی رو بخوبی میشه درک کرد که رفتار هر جزء سیستم بر سرنوشت کل سیستم اثر میزاره. البته نمیشه توقع داشت سیستم همیشه در حال تعادل کامل باشه و تعامل اجزای سیستم در شرایط ناپایدار موجب بقای سیستم هست.