Menu
نویسنده مطلب : امیر شاهرخی

مطلب مورد بحث:

دلالی چیست؟ واسطه گری چه تفاوتی با دلالی دارد؟


مشاور املاک (پاسخ به سوال سوم)

در طی این سال‌ها چند بار برای اجاره و یا خرید خانه سر و کارم به مشاورین املاک افتاده است. در اغلب موارد این افراد از نظرم بیشتر دلال بوده‌اند. هر چند به طور کلاسیک حتی اینها نیز برای خریدار و فروشنده ارزش ایجاد می‌کنند:

– کاهش تعداد ارتباطات بین خریدار و فروشنده

– ارائه تجربه و تخصص در بررسی مشخصات ملک‌ها و مقایسه بین آنها

– کاهش ریسک از طریق ثبت قانونی معامله

با این حال اکثر مواقع رفتارهای معمول دیگری دارند که نه تنها ارزش ایجاد نمی‌کند که ریسک و هزینه را نیز افزایش می‌دهند:

– تلاش برای فروش بالاتر از ارزش معمول (گاهی با هدف دریافت پورسانت ویژه از فروشنده و گاهی تنها با هدف انجام معامله)

– تلاش برای کاهش غیرمنصفانه قیمت (مجدد با اهداف قبلی)

– تلاش برای انجام معامله بین خریدار و فروشنده‌ای که منطبق بر خواسته و نیاز همدیگر نیستند معمولا از طریق ایجاد ترس (ترساندن فروشنده از بازار راکد و نبود خریدار و چه بسا در شرایط مشابه ترساندن خریدار از قیمت‌های در حال افزایش و از دست دادن مورد خرید)

– …

و معمولا این رفتارها باقی ارزشی را که مشاورین املاک ایجاد می‌کنند کمتر می‌کند.

اما سبک و رفتار دو نفر را به خاطر دارم که به نظرم باید الگوی سایر مشاورین املاک باشند که اگر اینگونه باشد هم ارزش بیشتری ایجاد می‌کنند (که خود نیز از آن بهره خواهند برد) و هم نگاه مردم به آنها به مشاورین املاک از دلال نه چندان مورد احترام (کسی که اضافی و حتی گاهی مزاحم است) به واسطه ارزشمند و مورد احترام تبدیل می‌کند:

– نفر اول: در هیاهو و هیجان افزایش قیمت‌ها در جستجوی خانه و در محدودیت زمانی برای یافتن هر چه سریعتر خانه تنها یک مشاور املاک بود که نه تنها فشاری روی ما برای قبول مورد نه چندان مناسب نیاورد که به ما که نگران یافتن خانه مناسب بودیم، امیدواری و آرامش داد. جالب این که مواردی که داشتند هیچ یک با شرایط ما جور در نیامد ولی با این رفتار خوب در میان صدها مشاور املاک هرگز ایشان را فراموش نکردم و هنوز هم اگر قصد خرید یا اجاره داشته باشم ایشان از اولین کسانی است که به سراغشان خواهم رفت.

– نفر دوم: برای فروش و خرید همزمان مسکن به مشاوری مراجعه کردیم که تلاش زیادی برای انجام معامله ما انجام داد ولی در نهایت شرایط معامله فراهم نشد و معامله از طریق دو بنگاه معاملات مسکن دیگر انجام شد که ارتباطی به ایشان نداشت. با این حال در موردی ابهام داشتم و از ایشان مشورت خواستم که اگر مخالفت جدی، قاطع و صریح ایشان نبود ریسکی در معامله انجام می‌دادم که احتمالا عواقب بدی را در پی داشت. چنین بازخورد صادقانه‌ای را حتی به ندرت از دوستان و آشنایان دریافت کرده‌ام.

به نظرم این احساس تعهد، صداقت و حفاظت از منافع چه خریدار و چه فروشنده که منجر به کاهش ریسک دو طرف می‌شود می‌تواند یک مشاور املاک را تبدیل به یک واسطه ارزش‌آفرین کند.