Menu
نویسنده مطلب : ادریس میرویسی

مطلب مورد بحث:

فرصتها و تهدیدهای ناشی از خودافشایی - مهارت خودافشایی (قسمت دوم)


تهدیدهای خودافشایی یکی از چیزهایی بود که توی ماه‌های اول مدیریتم اصلا بهشون توجه نداشتم.

در کنارِ خودافشایی بیش از حد، وقت زیادی رو هم برای صحبت‌های تک‌به‌تک با بچه‌ها و توجه به علایق و خصوصیات و شرایط شخصی‌شون می‌ذاشتم. و یه جاهایی سعی می‌کردم نقش مربی رو براشون ایفا کنم.

و در کنار این دو کار، به طور کلی هم بسیار سهل‌گیر بودم.

مجموعِ این خصوصیات باعث می‌شد نتونم خروجیِ مطلوب رو از کار تیم داشته باشم. 

و جالب اینجاست که از یک طرف این خروجی نامطلوب وجهه‌ی من رو پیش مدیرم خراب می‌کرد، از طرف دیگه خودِ بچه‌ها هم از این آزادی عملِ‌ بیش از حد و همدلیِ بی‌جا و خودافشایی‌های افراطی ناراضی بودن!

گویا اون‌ها هم «نیاز داشتن» و «دوست داشتن» که مدیرشون کاریزمای بیشتری داشته باشه، ازش بیشتر حساب ببرن، و بهشون بیشتر سخت بگیره برای اینکه کار بیشتر و باکیفیت‌تری ارائه بدن و تحت فشار بتونن توانمندی‌هاشون رو توسعه بدن.

این درسی بود که امیدوارم در زمینه‌های دیگه‌ی زندگیم هم ازش استفاده کنم.