Menu
نویسنده مطلب : شیدا راد

مطلب مورد بحث:

فوبیای تصمیم گیری | ریشه تردید در تصمیم گیری


حالا یک تغییر کوچک انجام بدهیم : وقتی قراره یه کلاس آموزشی ثبت نام کنیم که اتفاقا خیلی هم برایمان ضروریست. اما به بهانه کار و دوری راه و.. تصمیم میگیریم که فعلا کتاب آموزشی تهیه کنیم شاید راه گشا باشد.

فعلا اولویت من نیست: گاهی آدمها خودشان و سلامتی خود را فراموش میکنند. مثلا میدانیم که دچار عارضه یا بیماری شده ایم و مدام مشغله و انجام کارهای دیگر را در اولویت کارها قرار میدهیم و کج و دارو مریز روزها را پشت سر میگذاریم.

باید از یک مشاور کمک بگیرم: بحث ادامه تحصیل از مواردی است که  معمولا هم به ظاهر اهمیت بسیاری دارد و هم برای فرار از تصمیم گیری شاید راحت ترباشد اگر مشورت کنیم تا از فرد دیگری بشنویم که به عنوان مثال چرا ادامه تحصیل وقتی مثلا کارآفرینی هست! این همه هزینه تنها برای مدرک؟

به اطلاعات بیشتری نیاز دارم: مشغول آموزش یک نرم افزار کاربردی هستیم که قرار است در کار از آن استفاده شود و روزها  تمرین میکنیم اما باوجود اینکه آشنایی هم ایجاد شده، حاضر نیستیم به صورت جدی در کاراز آن استفاده کنیم و مهارت خود را افزایش دهیم.  مدام شروع آن را به تاخیر می اندازیم و به دنبال جزوات و فیلمهای آموزشی بیشتر هستیم. در حالی که با این شیوه نه مهارت مناسبی ایجاد میشود که خروجی داشته باشد و نه میتوان گفت که هیچ سررشته ای از آن نداریم.

————-

از مکانیزم های دیگر هم شاید یتوان به موارد زیر هم اشاره داشت:

شرایط روحی فعلا مساعد نیست.

از شنبه بعد فکرش را میکنیم.