Menu
نویسنده مطلب : لیلا زمان

مطلب مورد بحث:

توماس ادیسون و نگاه به آینده صنعت برق


ممنون دوستان از مطالب ارزنده اتون

من در کودکی زندگینامه های دانشمندان رو خیلی دوست داشتم و می خوندم.یکی از این زندگی نامه ها مربوط به ادیسون بود که خیلی برای من جذابیت داشت.بخصوص اون بخش که مربوط می شد به کودکی ادیسون و همون داستان معروف که مادرش تحصیلش رو به عهده گرفت.اینکه باور به توانایی های یک انسان چقدر می تونه در سرنوشت خودش و جهان تاثیر داشته باشه.من فکر می کنم باوری که مادر ادیسون در اون به وجود آورد  با توجه به یک اصل در روانشناسی آموزش کودکان به نام تقویت کردن رویکرد تسلط گرا ،بود.

“گاهی پیام های خیرخواهانه ی بزرگسالان،شایستگی کودکان را تضعیف می کند.مداخله ای به نام باز آموزی انتسابی، کودکان درمانده اموخته شده را ترغیب می کند تا باور کنند که می توانند با تلاش بیشتر بر شکست چیره شوند.معمولا ابتدا به کودکان تکالیفی داده می شود که به قدر کافی دشوار باشد که مقداری شکست را تجربه کنند.بعد بازخورد مکرری می دهند که به آنها کمک می کند تا در انتسابهای خود تجدیدنظر کنند.”اگر بیشتر تلاش کنی می توانی انها را انجام دهی”.بعد از اینکه موفق می شوند،بازخورد دیگری می گیرند:”تو واقعا در این تکلیف عالی هستی” یا ” تو واقعا در این تکلیف سخت تلاش کردی.”به این ترتیب آنها موفقیت خود را ناشی از توانایی و تلاش ،نه شانس، می دانند.”

به نظر من این روش تربیتی می تونه انسانهای موفق و تاثیرگذار خیلی بیشتری رو به جهان عرضه کنه و مادر ادیسون بدون اینکه با این روش بصورت علمی آشنایی داشته باشه،اما با توجه به باور و احساس مادریش تونسته به بهترین صورت این اصل رو در تربیت ادیسون پیاده کنه.