Menu
نویسنده مطلب : امین جباری اصل

مطلب مورد بحث:

برنامه ریزی برای برنامه ریزی (Plan to Plan)


به نظر من برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری چه بخواهیم و چه نخواهیم، بخش زیادی از زمان پروژه ما رو به خودشون اختصاص خواهند داد.

شاید برای برنامه‌ریزی کارهامون وقت جداگانه و ویژه‌ای رو هم اختصاص ندیم، ولی در حین انجام کارهامون لازم میشه که هر جا به مشکل خوردیم، صبر کنیم، فکر کنیم و تصمیم بگیریم.

هر کدوم از این بخش‌ها، زمانی هست که برای برنامه‌ریزی صرف میشه.

– در نتیجه وقتی یکی از اقدامات ما نتیجه نمیده و مجبور میشیم پروژه رو متوقف کنیم تا اقدام جایگزین تعیین بشه، من این زمان رو جزو زمانی می‌دونم که صرف برنامه‌ریزی میشه.

– وقتی در حین انجام پروژه شاخصی برای اندازه‌گیری پیشرفت و اثربخشی اقدامات نداشته باشیم، زمانی که صرف تحلیل بی‌انگیزگی و پیداکردن علت اون و تعیین شاخص میشه رو جزو زمان برنامه‌ریزی می‌دونم.

در نتیجه صرف زمان ۵ تا ۱۰ درصدی برای برنامه‌ریزی، اتفاق نادر و عجیبی نیست. ما قراره که این زمان رو برای برنامه‌ریزی صرف کنیم ولی بهتره که این زمان به صورت پیوسته و یکجا و قبل از وارد شدن به فاز اقدام انجام بشه.

من به این باور رسیدم که باید بخش برنامه‌ریزی تا بیشترین حد ممکن از بخش اقدام جدا بشه. 

هر قدر این تفکیک رو در برنامه‌هام بیشتر رعایت کردم، اولا زمان کمتری صرف برنامه‌ریزی کردم و هم انگیزم در طول مسیر افت پیدا نکرده و حتی بیشتر شده.

 

اگر بخوام فاز اقدام و برنامه ریزی رو توصیف کنم، میشه از استعاره بازی فوتبال استفاده کرد.

ما وقتی در فاز اقدام هستیم مثل یک بازیکن فوتبالیم.

وقتی در فاز برنامه‌ریزی هستیم، نقش یک سرمربی رو داریم.

یک بازیکن اگر در حین بازی بخواد علاوه بر عملکرد خودش تیم رو هم ارزیابی کنه، احتمالا نتونه بازدهی خوبی در زمان بازی نشون بده و حتی نمی‌تونه تیم رو هم خوب ارزیابی کنه.

بازیکنی که در خط دفاعی هست، نمی‌تونه در زمانی که بهشون حمله میشه، ضعف‌های دفاعی رو تشخیص بده. اون لحظه باید تمام تمرکز و توان فکریش رو صرف دفاع کنه.

 

فاز برنامه‌ریزی نگاه کلان و کل‌نگر میطلبه و فاز اقدام نگاه جزنگر

وقتی این دو فاز با هم قاطی بشن، ما هم قاطی می‌کنیم.

به باور من ما باید زمانی رو برای نگاه کل‌نگر اختصاص بدیم و زمانی رو به نگاه جز نگر.

ممکنه بعد از مدتی به مهارت ترکیبی ( ترکیب نگاه جز نگر و کل نگر) برسیم ولی این مهارت خیلی خیلی سخت به دست میاد و بهتره که این دو رو با هم ترکیب نکنیم

 

به نظرم تفکیک برنامه ریزی و اقدام به حدی مهمه که باید بخشی از زمان روز رو هم به بخش برنامه‌ریزی اختصاص بدیم تا در سطح خرد هم بین اقدام و برنامه‌ریزی تفکیک ایجاد بشه.

مثلا من صبح که از خواب پامیشم تا متمم بخونم، نباید فکر کنم که کدوم درس رو بخونم. باید کاملا مشخص باشه که کدوم درس‌ها باید خونده بشن.

شاید در برنامه‌ریزی مطالعاتی بلندمدتم، تصمیم گرفته باشم که کدوم سرفصل‌ها رو بخونم ولی این حد از جزئیات که هر روز چیکار کنم رو نمیشه در اون برنامه مشخص کرد.

به خاطر همین ترجیح میدم روز قبل، برنامه فردام رو مشخص کنم تا لازم نباشه که وسط اقدام، به فکر برنامه‌ریزی هم بیفتم و بخشی از ذهنم درگیر این باشه که بعد از این چیکار کنم؟

خیلی وقتها موکول کردن تصمیمات به زمان اقدام، باعث میشه به سمت انجام کارهای راحت تر برم و ممکنه تا مدتها از انجام کارهای ضروری دشوار، شونه خالی کنم. 

 

در فاز اقدام، من پیشرفتم رو با ارزیابی دستاوردهام، میسنجم و شاخص‌هایی رو برای این کار در نظر می‌گیرم.

مثلا ممکنه برای هدف توسعه مهارت، تعداد درس‌ها و تمرینهایی که هر روز در متتم می‌خونم و حل می‌کنم یا تعداد ساعات مطالعم رو به عنوان شاخص انتخاب کنم.

هر بار که در فاز اقدام، بخشی از زمانم صرف برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری و ارزیابی میشه، عملا از زمان من برای پرداختن به اقدام‌ها کم میشه و شاخص‌های پیشرفتم افت می‌کنند. این افت میتونه انگیزه ما برای ادامه مسیر رو کم کنه.

از طرفی، خوب می‌دونیم که تصمیم گیری همیشه هم ساده نیست.

وقتی در فاز اقدام، نتونیم تصمیم بگیریم، هر لحظه استرس و اضطراب ما به خاطر زمانی که از دست میدیم، بیشتر میشه.

وقتی این استرس به ما وارد میشه، می‌خوایم که تصمیم‌گیری رو به هر شکلی که شده، انجام بدیم و این اتفاق باعث میشه که یا تصمیم شتاب‌زده ای بگیریم و یا نتونیم تصمیم بگیریم و کل کار رو متوقف کنیم.

در نتیجه خیلی مهمه که زمان مناسبی رو در ابتدای کار به برنامه‌ریزی اختصاص بدیم تا از بروز این اتفاقات جلوگیری کنیم.

 

برخی از سوالهای متداول درباره متمم (روی هر سوال کلیک کنید)

متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟