Menu
نویسنده مطلب : زهرا وفائیان

مطلب مورد بحث:

برنامه ریزی برای برنامه ریزی (Plan to Plan)


سلام

بر اساس تجربه ی شخصی ام فکر می کنم در برنامه ریزی باید بشدت از کمال طلبی اجتناب کرد.

گاهی اوقات در حین برنامه ریزی آنقدر به لحاظ روانی درگیر کم کردن حاشیه خاکستری برنامه ریزی می شویم که هدف اصلی را به کل فراموش می کنیم. در واقع باید بپذیریم که حاشیه خاکستری ؛ بخشی که در آن ممکن است بخشی از برنامه ما مبهم باشد ؛ همواره وجود خواهد داشت. صرف زمان بیشتری برای برنامه ریزی هرگز نمی تواند حاشیه خاکستری را به صفر برساند.

نکته دوم انعطاف پذیری در برنامه ریزی است.

تابستان سال گذشته بدلیل مشغله کاری مدتی برنامه ورزشی ام تغییر کرد و تصمیم گرفتم به جای آن ؛ هرشب قبل از خواب پیاده روی نیم ساعته تا ۴۰ دقیقه ای داشته باشم.

خودم را خوب می شناختم و می دانستم اگر دو شب در این برنامه پیاده روی وقفه ای ایجاد شود کل برنامه رو بیهوده می دانم و احساس بدی تجربه می کنم که به اندازه ی کافی در انجام پروژه ورزشی ام مصمم نیستم. به همین دلیل در شروع تصمیم گرفتم کمی انعطاف در انجام برنامه داشته باشم. به خودم گفتم اگر در یک ماه فقط بیست شب به پیاده روی بروم پروژه را انجام یافته فرض کنم. در واقع من ده شب در یک ماه را به این دلیل در برنامه قرار دادم تا برنامه به کلی حذف نشود و اتفاقا موثر هم بود.

در ضمن فکر می کنم در برنامه ریزی باید به تحقق پیوستن ماموریت را برنامه ریزی کنیم نه مدیریت هر لحظه از زمان را . در واقع برنامه ریزی تقسیم مساوی زمانی از هر روز برای به نتیجه رساندن پروژه نیست. گاهی اوقات باید فشار متفاوتی در روزهای مختلف متحمل شویم تا پروژه به سرانجام برسد.