Menu
نویسنده مطلب : حسن کشاورز فضل

مطلب مورد بحث:

شاخص‌ها هم کهنه می‌شوند و نیاز به بازنگری دارند


با سلام

در خصوص شاخص فروش  محصول که در سیستم های فروش به کرات مورد استفاده قرار می گیرد و  ساده ترین روش اندازه گیری شاخص عملکرد میزان فروش ریالی و یا تناژی از محصول می باشد . که با توجه به نوع صنعت سهم وزن یا ریال ممکن است متغیر باشد که امروزه با توجه به افزایش حوزه رقابت در بازار و سهم از مشتری این شاخص کارایی قبلی خود را نداشته و عموما اکثر سازمان ها را بعدی از مدتی دچار زاول می نماید . امروزه برای تعریف شاخص باید حتما به موارد از قبیل ۱- ساختار مجموعه ۲- اندازه سازمان در صنعت خودش ۳- سهم بازار ۴- کارایی فرایند های داخلی توجه ویژه داشت صرفا تعریف یک کلمه مثل بهره وری و یا فروش نمی تواند تضمین کننده خروجی آن شاخص باشد .

مثال :

در یک صنعت  خرده فروشی محصولات تند فروش بخصوص لبنیات نمی توان فقط با اتکا به فروش ریالی و فروش وزنی از محصولات شاخص فروش را اندازه گیری کرد مثلا  وزن محصول ریال  ساز که سود آوری خوبی برای شرکت دارند چقدر است؟ وزن فروش به هر مشتری در هر تور ویزیت چقدر است ؟ دور های تکرار خرید به چه صورت است ؟ وزن محصولات جدید در سبد چه بخشی از فروش را تشکیل می دهد ؟ درجه نفوذ پذیری محصول در بازار به چه میزان است ؟

پس در اینجا خیلی باید حواسمان باشد وقتی از یک شاخص صحبت می نمایم باید تفکیک این شاخص به،شاخص کیفی یا کمی و  شاخص های عملکردی و یا عملیاتی  مشخص شود و خود این شاخص دارای چه معیار های برای اندازه گیری است ؟ آیا در کنار این شاخص مواردی وجود دارد که سهم بالای در نتایج آن شاخص داشته باشد ؟

نتیجه : در انتخاب نوع شاخص باید دقت کامل را داشت و سعی شود منطبق بر تفکر سیستمی و منطبق بر شرایط حال سازمان تعریف شود و از هر گونه ابهام گویی خودداری گردد زیرا توان سازمان را این گونه شاخص ها تحلیل برده و فقط در حد نمودار و یا جداول جهت جلسات هیات مدیره می تواند کاربرد کاذبی را داشته باشد