Menu
نویسنده مطلب : یاور مشیرفر

مطلب مورد بحث:

نکته‌ای از ست گادین درباره‌ی بازاریابی، فروش و ارتباط با مشتری


مطلبی با عنوان «تهاجم به مخاطب در بازاریابی محتوایی» نوشته‌ام که به نظرم دقیقا مصداق این داستان است.

(این مطلب برای سایت دیگری تهیه و ارسال شده‌است و به همین دلیل صرفا بخش‌هایی از آن را نقل می‌کنم.)

 

مزاحمت‌هایی از جنس بازاریابی

شخصی در پیاده‌رو از شما با التماس می‌خواهد یک بسته آدامس بخرید.

در مترو چندین و چند بار مورد تبلیغات و محتوایی قرار می‌گیرید که به فضای مسافران تهاجم کرده‌است و به هر دلیلی در حال فروش اجناسش است. بخواهید یا نخواهید سر و صدا و عبور و مرورش مزاحم شماست.

پیاده‌رو با بساط شخصی بسته شده است و شما «باید» برای رد شدن از کنارش به بساطش توجه کنید. به هر صورت شما را وارد قیف بازاریابی‌اش کرده است: شما در مرحلۀ نخست هستید : Visitor

من چنین مدلی را «تهاجم به مخاطب» نام می‌گذارم. یعنی زمانی که مخاطب خودش نمی‌خواهد «حواس» و «توجه» و در نهایت «تأثیرش»(اقتصاد تأثیر را اصلا برای توضیح همین کلمه نوشته‌ام.) را به ما بدهد و خرید کند، ما با زور از او این توجه را می‌گیریم.

 

در فضای دیجیتال هم رفتارهای ما «عین» فضای آفلاین است.

کافی‌است شخصی به ما یک شمارۀ تلفن بدهد. بنا داریم با ارسال sms باربط و بی‌ربط «توجه» را به زور از او بگیریم و مشتری‌اش کنیم.

در تلگرام هم دست از سرش بر نمی‌داریم. آن‌قدر محتوا بر سرش می‌ریزیم که زیرش نتواند نفس بکشد، چه برسد این‌که ببیند، درگیر شود و تصمیم به خرید بگیرد.

در اینستاگرامش زیر هر پست با ربط و بی‌ربط کامنت می‌گذاریم و تبلیغ می‌کنیم. عکس و ویدئوهایش را ندیده لایک می‌کنیم و وارد قسمت پیام‌هایش می‌شویم.

تا می‌شنویم سئو با محتوا راه می‌افتد و سوخت سئو محتواست و باید محتوا تولید کرد، دیگر بنا داریم سرورهای گوگل را با محتوای زرد سئو شده و بی‌مفهوم و ضعیف پر کنیم.

مانند این است که در جایی ۲۰ میلیون نفر ایستاده‌ایم و همگی با هم در حال فریادکشیدن هستیم. هر چه می‌توانیم فریاد می‌کشیم و خودمان را تبلیغ می‌کنیم. اصلا هم به جمله‌بندی فکر نمی‌کنیم. به مفهوم هم فکر نمی‌کنیم. صرفا هر چقدر بتوانیم بلندتر فریاد می‌کشیم. حالا این وسط اگر کسی به فریادهای ما دقت هم نکرد، به هر حال باید گوشش پاره شود.

من این نوع از بازاریابی را که به شدت قارچ‌گونه در فضای دیجیتال در حال رشد است را «بازاریابی تهاجمی» و بازمانده‌ای از «شکار مخاطب» می‌بینم.

 

با مهر

یاور