Menu
نویسنده مطلب : سروش رضایی

مطلب مورد بحث:

تعریف محتوا چیست؟


چند مورد در حین خواندن این درس به ذهنم رسید که با شما در میان می‌گذارم. ۴ بخش است که به ترتیب شامل موضوعات زیر می‌شود:

۱- کمی دقیق شدن در مورد ویژگی‌های محتوا و بازی با آن‌ها
۲- تمایز بین محتوا و ترافیک
۳- در مورد ساختار
۴- در مورد ویرایش‌پذیری

مطلب اول:

به ترکیب مختلف ویژگی‌هایی که متمم برای تعریف محتوا (دارای ساختار، ویرایش‌پذیر و برای انسان) استفاده کرده است فکر می‌کردم و سعی کردم برای هر حالت یک مثال پیدا کنم. در ادامه مثال‌هایم را می‌نویسم و امیدوارم اگر مثال بهتری پیدا کردید یا نکته‌ای بود در ادامه به آن اشاره کنید:
 

دارای ساختار و مخاطب انسان باشد اما قابل ویرایش نباشد: این مثال تا حدود زیادی تخیلی است. علاوه بر مثال‌های درس، یکی از محتواهایی که به ذهنم آمد متن حاوی درخواست کمک از یک گمشده در جزیره‌ای در میان آب‌ها بود که آن‌ را درون بطری انداخته است و به انتظار نشسته است (امیدوارم نشانه‌های بهتری از زیر آن ابر سیاه و پای آن نخل بلند، نزدیکش باشد). سخنرانی را هم اضافه کردم.

 

برای انسان و قابل ویرایش بوده اما ساختارنداشته باشد: همانطور که در متن نیز اشاره شد، شاید داده‌های خام (Data) از همین جنس هستند. داده‌های اولیه‌ی جمع‌آوری شده از سرشماری یا یک پیمایش.

 

ویرایش‌پذیر و دارای ساختار باشد اما مخاطبش انسان نباشد: به نظرم آنچه از جنس زبان‌های برنامه‌نویسی است در این مقوله است. بالاخص هرچه به زبان‌های ابتدایی‌تر برگردیم این مفهوم بیشتر قابل درک است.

 
مطلب دوم:
 
در قسمت توضیح ویژگیِ “محتوا برای انسان” و تاکید بر تمایز بین محتوا و ترافیک، متوجهم که این تاکید برای مشخص کردن حدود تعریف این درس از محتوا بیان شده و واقعا تعبیر مناسبی است.
 
من برای خود اینجور تعریف کردم که اگر دقیق‌تر نگاه کنم شاید منظور اصلی، تمایز بین محتوای ارزشمند و محتوای کمتر ارزشمند یا بی‌ارزش است. به گمانم اگر مخاطب، خریدار، ارایه دهنده محتوا و تامین کننده ترافیک، همگی خوشحال باشند ایرادی ندارد. مشکل از آنجا شروع می‌شود که قیمت خوشحالی یکی، ناراحتی دیگری باشد.
 
ترافیک به معنای فنّی اساسا مخاطبش انسان نیست، درست است که انسان آن را ایجاد می‌کند اما مخاطبش نیست. در مثال درس نیز (با اینکه متوجهم مثالی حدّی بیان شده که در ذهن خوب جا بیفتد) تاکید بر بی‌ارزش بودن محتوا برای مخاطب است که معادل می‌شود با پوچ‌فروشی یا محتوای بی‌ارزش (همان چندگیگ صفر و یک)؛ یکی ازمثال‌های نزدیک در همین روزها هم کتابی بود که یک بازیگر از حرف‌های خود در فضای مجازی و غیره گردآوری کرده و چاپ کرده و با قیمت‌هایی گویا آنچنانی و گران برای فروش گذاشته بود. او نیز به تعبیر من فقط حجم فروخته است.
 
یا از آن طرف دیگر، فرض کنیم که متمم به جای کافی‌شاپ یا کتاب‌فروشی بخواهد وارد حوزه آموزش تصویری یا صوتی به صورت خیلی جدی شود. گرچه از نوع مدل فکری جاری در متمم دور است که بخواهد حامی برای خود بگیرد اما بیایید فرض محال کنیم که قصد دارد از میان ارایه‌دهندگان ترافیک برای خود همکاری انتخاب کند؛ مثلا شاتل. خب طبیعی است که در این میان ترافیک نیز ایجاد و فروخته می‌شود؛ حتی به فرض رایگان بودن دروس. اما چه ایرادی دارد؟ وقتی مخاطب و مشتری شما می‌داند و اطمینان دارد که بهتر از آن در فضای فارسی نخواهد یافت آنگاه خرید ترافیک نیز نه تنها ایرادی ندارد بلکه اساسا موضوع اول اهمیت نیست زیرا او در حال خرید محتوای ارزشمند است.
 
مطلب سوم:
 
در مورد ساختار است.
 

سازمانی که به تازگی در آن مشغول به کار شده‌ام ساختار دارد ولی حقیقتاً حکم حفظ ظاهر است (به عنوان یک کسب و کار). چارت سازمانی به معنای واقعی و بزرگ آن دارد اما هر بخش آن یک بیل به دست گرفته‌است و در بهترین حالت پای درخت خود را بیل می‌زند. چند صباحی است که در فکر ایجاد فرایند هستند و در این میان مشخص شده که چقدر همه چیز قطعه قطعه و جدا از هم افتاده است. از همین مثال می‌خواستم برای محتوا نیز استفاده کنم.
حرفی که دارای ساختار باشد به گمانم یک استاندارد است. استاندارد برای حفظ حداقل‌ها آمده است. البته لازم است بگویم وقتی ساختار را خواندم این مفهوم در ذهنم تداعی شد که باید دارای بخش‌های قابل تفکیک و تمایز و دارای مثلا ابتدا و انتهایی باشد. چیزی معادل چارت سازمانی که بتوانی بگویی هر قسمت را در کجا می توانم پیدا کنم. و حتما محتوای بی‌ساختار پریشان‌گویی است.
اما محتوایی که ساختار داشته باشد ولی تو را از نقطه‌ای به نقطه‌ای نبرد و نخ تسبیحی ونگاهی فرایندی در آن نباشد همانند تکه زنجیرهایی جدا از هم است که کاربرد اصلی خود را نخواهند داشت. محتوا قرار است من را آگاه کند، جذب کند و ترغیب به اقدامی کند و هدفی را در شکل جخرد و کلان دنبال کند؛ مانند همان دوندگان دوی امدادی که هریک تکه چوبی را به دیگری می‌دهند تا به نقطه پایان برساند.
 
 
 
مطلب چهارم:
 
کمی در مورد معنای ویرایش نیز دقیق شدم و با استفاده از وبسایت واژه‌یاب معنی آن را در لغتنامه معین جستجو کردم. ویرایش را به گمانم معادل واژه Edit قرار می‌دهیم. برای واژگان انگلیسی نیز از وبسایت آنلاین مریام وبستر استفاده کردم.
به نظرم همانطور که در قسمت شرح ویژگیِ “ویرایش‌پذیری (حداقل پیش از عرضه)” عنوان شده است، منظور از ویرایش اینجا همان مدیریت یا داشتن کنترل برمحتوا است و تمرکز بر مفهومی است که در ذهن ایجاد می‌کند. ویرایش در معنی خود زیاد و کم کردن و تصحیح را دارد اما مدیریت و کنترل فقط محدود به این‌ها نیست.
نتایج جستجو ومعانی لغات زیر را به صورت هایپرلینک در آن‌ها قرارداده‌ام و گذاشته‌ام.تفاوت ظریف دو لغت Emend و Edit برام جالب توجه بود.
 

 
ویرایش، تنقیح (دهخدا و معینEdit، Emend و Modify

 
برخی از سوالهای متداول درباره متمم
متمم چیست و چه می‌کند؟ (+ دانلود فایل PDF معرفی متمم)
چه درس‌هایی در متمم ارائه می‌شوند؟
هزینه ثبت‌نام در متمم چقدر است؟
آیا در متمم فایل‌های صوتی رایگان هم برای دانلود وجود دارد؟