Menu
نویسنده مطلب : جواد بشیرپور

مطلب مورد بحث:

افسانه سیزیف | بی انگیزگی ناشی از انجام کارهای پوچ


سلام

مدتی در بخش رسیدگی به شکایات مشترکین مشغول به کار بودم و با توجه به میزان بالای نارضایتی مشترکین و حجم و فشار کاری زیاد و همچنین بخاطر شرایط خاصی که در اون زمان بر مجموعه حاکم بود دوران سختی رو سپری میکردیم. اگه بخوام مثال بزنم حقوق دریافتی بچه هایی که سابقه چند ساله داشتن و زحمات زیادی برای پیشرفت شرکت کشیده بودن تفاوتی با عزیزانی که به تازگی در شرکت جذب شده بودن نداشت علاوه بر این مسئولیتی که به گردن بچه ها بود متفاوت بود و می بایست پاسخگوی شرایط کاری هم می بودن من به عنوان نماینده هم گروهی های خودم احساس بی انگیزگی و خستگی رو کاملا درک میکردم و تنها کاری که از دستم بر میومد این بود که سعی کنم با کمک بچه ها معنایی به کاری که انجام میدیم ببخشیم برای همین سعی میکردیم که این حس رو در خودمون بوجود بیاریم که با حل کردن مشکل یکسری از همنوعان خودمون به کارمون رنگ بوی تازه ای بدیم تا بیهودگی و رخوت رو کمتر کنیم.

ممنون از شما