Menu
نویسنده مطلب : سید مصطفی مشکاتی

مطلب مورد بحث:

کوچینگ | مقدمه و ورود به بحث


 آیا تا به حال – به شکل رسمی یا غیررسمی – نقش یک کوچ را ایفا کرده‌اید؟

 

در محیط دانشگاه و خصوصا کار، تجربه‌ی منتورینگ رو داشتم و می‌تونم بگم طاقت‌فرساترین کار بوده برام :)) با این که به شدت لذت بخشه، فکر به این که حرف‌ها و اقدامات ما داره همین اول راه بذرهایی رو تو ذهن و عملکرد افراد می‌کاره که ممکنه مسیرشون رو به کل عوض کنه، قضیه رو برای من خیلی حساس می‌کنه! (‌ شاید اینجا کمال‌گرایی هم بی‌تقصیر نباشه ). خیلی اوقات وسط کار حس می‌کردم الان خودم به یک کوچ مناسب نیاز دارم ( و اینجا اهمیت و نقش زمان گذاشتن مدیرم برام پر رنگ‌تر می‌شد ).

شما ممکنه خودتون توی همون شرایط و پوزیشن Mentee عملکرد خوبی رو داشتید، اما الآن لزوما کانتکست موضوعات، مهارت‌های فرد مورد نظر، اخلاقیاتش، ویژگی‌های فردیش و همینطور شرایط محیطی رو خوب تخمین نزنید و فرد رو به مسیر درستی نبرید ( لزوما نه اشتباه )، حتی با وجود اکثر نکاتی که در خصوص منتورینگ و کوچینگ و عدم دخالت مستقیم گفته می‌شه!

 

 چقدر با کوچینگ آشنا هستید؟ آیا قبلاً در این باره خوانده‌اید یا در دوره‌ای شرکت کرده‌اید؟

 

آشنا شدن من با این تاپیک بیشتر به زمانی بر می‌گرده که بعد از دانشگاه و مشارکت تو اکثر فعالیت‌های دانشجویی، داشتم در محیط کار وارد اولین تجربه‌ی Mentee داشتن می‌شدم ( و در حقیقت خودم می‌شدم منتور ). تو این حال و هوا شروع کردم به خوندن یک سری مقالات پراکنده و بعد هم رفتم سراغ کتاب The Coaching Habit. خیلی عجیب بود برام که این کتاب نسبت به مقالاتی که خوندم اثر کمتر و سطحی‌تری برام داشت و به نظرم اون مقالات عمیق‌تر مسائل رو بررسی کرده بودن. ایده‌ی اصلی کتاب جالب بود ( و مختصر! که خیلی حشو آمیز بهش پر و بال داد ) اما متن کتاب پر بود از پرش‌های مختلف و کوت‌های رندوم از سایر کتاب‌ها و افراد و بیشتر این حس رو بهم القا می‌کرد که نویسنده داره برای خودش یک رزومه برای کوچینگ جمع می‌کنه، تا این که یک کتاب به قول خودش « عالی » بنویسه!