Menu
نویسنده مطلب : شهرزاد

مطلب مورد بحث:

رید هافمن و مقاله در مورد شبکه های اجتماعی


فکر می کنم با توجه به نکات خوبی که در این متن خوندم، «شبکه سازی» های من بیشتر به «رابطه سازی»، متمایل یا نزدیک هستش.

یعنی همونطور که گفته شد: “تفکر معامله حاکم نیست. قبل از هر چیز، تلاش می‌کنی برای دیگری کاری کنی و با همین کار، رابطه‌ای شکل می‌گیرد و تقویت هم می‌شود.” و فکر میکنم توانایی اول رو (اینکه بتونم دنیا رو از نگاه دیگران هم ببینم) به میزان زیادی دارم یا حداقل برای داشتنش تلاش می کنم؛  و مورد دوم هم (او چه توانمندی دارد؟ من می توانم کجا این توانمندی را مورد استفاده قرار دهم؟) برام ارزشمند و دوست داشتنیه، اما شاید کمتر از مورد اول بهش توجه میکنم.

استراتژی من هم در این مورد واقعا داشتن دوستی ها و روابط کم و محدود، اما عمیق هست، به جای تعداد  زیادی روابط سطحی.

اگر چه گاهی هم از شبکه سازی های ضعیف، که به واسطه ی یک مهمانی یا کنفرانسی یا موارد مشابهی شکل میگیره، بهره می برم، اما بسیار کوتاه مدت هستند.

و اینکه یک دونه از دوستی های خیلی عمیقی که دارم، بتونه به یک اتحاد واقعی تبدیل بشه؛ این برام خیلی مهم و ارزشمند و دوست داشتنیه و البته  تا به حال، تجربه های زیبا و شیرین و لذتبخشی برام به دنبال داشته. اینکه:

“قبل از هر چیز، باید به خاطر داشته باشیم که کسی که متحد است،‌ مدام مورد مشورت قرار می‌گیرد. در کارهای مختلف از او نظر خواسته می‌شود. دومین نکته مهم این است که اگر فرصت و امکانی برای شما فراهم شد، حتماً این فرصت را با او مطرح می‌کنید و اجازه می‌دهید که او هم از این فرصت استفاده کند. سومین نکته این است که شما در مورد متحد خود صحبت می‌کنید. می‌کوشید برند او را تقویت کنید و آخرین نکته اینکه: اگر متحد شما دچار مشکل و تعارضی شد، کنار او می‌ایستید و از او دفاع می‌کنید و او هم البته باید چنین کند.”