Menu
نویسنده مطلب : مهدی چابک

مطلب مورد بحث:

آرکتایپ‌های سیستمی | موفقیت سهم موفق‌هاست


اول اینکه فکر میکنم همیشه موفقیت سهم صرفا افراد موفق نمی شود. در همین مثال نگار و ارش صرفا موقعیت موجب شده تا ارش انتخاب بشه چون در ابتدا ارش در این زمینه حرفه ای یا موفق نبوده. بنابراین به نظر من اگر همیشه موفقیت سهم صرفا موفق ها باشه دیگه کسی از مراحل پایین تر وارد مراحل بالا نمیشه.

مثال های مختلفی میشه زد.مثلا در همین مثال شاید اگر نگار به شرکت دیگه ای بره که تازه کار باشه و مسئولیتی مثل مسئولیت ارش بهش پیشنهاد بشه و قبول کنه، شاید درصد موفقیتش بیشتر از ارش در شرکت قبلی بشه.

یا مثلا در یک کلاس مدرسه ی تیزهوشان که همه ی اونها جزو بهترین ها هستند، فاصله ی بین شاگرد اول و دوم  ممکنه فقط چندصدم در معدل باشه. یا حتی شاگرد اخر معدلش مثلا ۱۹ باشه! درسته در اینجا فقط یک شاگرد اول وجود داره اما اون کسی که شاگرد اخر شده ممکنه در یک مدرسه ی معمولی شاگرد اول کل مدرسه باشه!

بنابراین محیط هم خیلی مهمه. 

اما در کل این موضوع رو من بارها دیدم.  کلاس اول راهنمایی بودم و توی مدرسه ی نمونه دولتی درس میخوندم، یه معلم ریاضی داشتیم که از همون اول ترم به دوسه تا از بچه ها ابراز ارادت بیشتری میکرد، چون پایه ی ریاضیشون خیلی از ما بهتر بود و حتی بخاطر کلاس هایی که رفته بودن ریاضیات دبیرستان هم بلد بودن! خلاصه ما توی کلاس سی نفری مجبور بودیم وقتی معلم سوال های بالاتر از پایه مون میداد به این دونفر زل بزنیم تا سوالات رو حل کنن و مورد تشویق معلم قرار بگیرن. عملا فرصت پیشرفت هم از ما گرفته شد چون موفقیت سهم موفق ها بود!