Menu
نویسنده مطلب : علی رسولی*

مطلب مورد بحث:

جمله‌های روزانه متمم | بخش بیستم


درمانگران دردهای جامعه، اغلب خود به بخشی از بیماری جامعه تبدیل میشوند. اریک هوفر

چقدر با این جمله ارتباط برقرار کردم و مصداق های زیادی برای این جمله به ذهنم رسید

فرض کنید من و شما برای حل یکی از مشکلات جامعه، مثلا کودکان کار یا ضعف مدیریت، گروه یا سازمانی ایجاد میکنیم.

هر چقدر که این سازمان در حل مشکل موفق میشه و رشد می کنه، منابع موجود برای تغذیه ش کمتر میشه (مثلا دیگه کودک کاری باقی نمی مونه که ما ازش حمایت کنیم) و در معرض خطر نابودی قرار می گیره.

در شرایطی که سازمان ما کلی بزرگتر شده و بعد از سالها تلاش، تمام ثروت و اعتبار و هویت ما وابسته به این سازمانه.

اینجاست که دست و پا زدن این موجود بزرگ و قوی برای بقا شروع میشه و خودش تبدیل به یک مشکل میشه.

مصداق های واقعی که به ذهن من میرسه:

یک زمانی کنکور برای حل یکی از مشکلات جامعه ایجاد شد و همینطور موسسات کنکور. حالا تمامی این ها تبدیل به مافیای قدرتمندی شدن که علاوه بر اینکه از حذف کنکور جلوگیری میکنن، با منابع فراوانشون میتونن در جاهای مختلف اعمال نفوذ کنن.

* شرکتی مثل فیسبوک زمانی برای حل مشکلات جامعه ایجاد شد ولی بعد از سالها تبدیل به غولی شده که میتونه از قدرتش برای جهت دهی افکار مردم و تغییر نتایج انتخابات و غیره استفاده کنه