Menu
نویسنده مطلب : عزیزه تیموری

مطلب مورد بحث:

پروژه پایانی درس تصمیم گیری


سلام

صورت مسئله : من عضو هیات علمی یکی از پژوهشگاهها بودم و در عین حال برای یکی از شرکت های شوینده بهداشتی نسبتا مطرح در آن موقع نیز مشاوره می دادم. شرکت فوق از من خواست که  کار دز آن پژوهشگاه را رها کرده و برای ایجاد واحد تحقیق و توسعه و مدیریت آن به شرکت فوق ملحق شوم.

تصمیم : بعد از حدود شش ماه از این درخواست درنهایت به شرکت فوق ملحق شدم .

آموخته های من بعد از۱۷ سال :

۱- حتما محاسن و معایب ترک کار از یک سازمان دولتی و پیوستن به یک بخش کوچک خصوصی ( البته این سازمان الان رشد بسیار چشمگیری کرده و نبدیل به هولدینگ شده و جزء مطرح های کشور ) را نه در ذهن بلکه بر روی کاغذ نوشته و تجزیه و تحلیل می کردم

۲- با پیدا کردن کسانی که تجربه این امر را دارند ، با هاشون صحبت می کردم و از تجربیات آنها یاد می گرفتم.

۳- یاد گرفتم که همه قول هایی که داده میشود الزاما تحقق پیدا نمی کند و باید به قول هایی که می دهند منطقی نگاه کرد و نه احساسی

۴- یاد گرفتم که مسئولیت در بخش خصوصی بویژه در واحدهای تولیدی ( از نظر کیفیت کالای تولیدی که بدست مردم می رسد ) بسیار بالاتر است.

۵- اتر گذار بودن در کار مهمتر از بزرگ بودن و مطرح بودن آن است. مهم این نیست که مردم چی فکر می کنند مهم این است که خودت چقدر از کاری که انجام می دهی رضایت داری. عده ای به من می گفتند اشتباه می کند نباید موقعیت هیات علمی را رها کنی و وارد بخش خصوصی شوی که هر لحظه می تواند دچار دستخوش تغییرات مدیریتی شود ( که البته من هم با آن مواجه شدم ) ولی آن چه مرا هنوز هم راضی می کند کاربردی بودن کارم بود و اثر گذاری در کار حتی اندک . در حالیکه نتیجه تحقیقات ما در بخش دولتی متاسفانه فیط کلاسه شده و بدرد ترفیع می خورد.

در نهایت اگر برگردم به ۱۷ سال پیش ، همین تصمیم را خواهم گرفت حتی اگر با چالش های بیشتری روبرو شوم . کار در صنعت چالشی  و روبه جلو است و آموزش ( بخصوص خودآموزی ) و به روز بودن بسیار اهمیت دارد ولی متاسفانه در بخش دولتی روزمره گی حاکم است و به همین بخش خصوصی در علم و دانش معمولا پیشرو است.