Menu
نویسنده مطلب : مهرداد ایرانپور

مطلب مورد بحث:

آرکتایپ‌های سیستمی | جابجایی بار در سیستم


مثالی که به ذهن من میرسد مربوط به همکاری من بین دو اداره دولتی می‌باشد .

من در قالب یک پروژه راستی آزمایی عملکرد، بین دو اداره دولتی کار میکردم و در طول پروژه متوجه خطا های آماری فاحش در اطلاعات و آمار یکی از ادارات شدم و این موضوع را با طرف دیگر قرارداد در میان گذاشتم و در قالب پیشنهاد فرایندی را ارائه دادیم که اطلاعات جمع آوری شده برای تهیه گزارشات به شکلی صحیح و کارآمد جمع آوری شوند اما بدلیل اینکه مدیر وقت بدنبال راه حلی سریع برای ارائه گزارش به بالادستی خود بود فقط اداره مربوطه را تحت فشار گذاشت تا فرمت ارائه گزارشات و سرعت گزارش دادن را تغییر دهند .

نتیجه این تغییر این شد که کارمندی که قبلا یک فرایند نادرست را با اکراه انجام میداد اینبار مجبور بود یک فرایند مشابه را در بازه زمانی کوتاه انجام دهد که علاوه بر نتیجه بخش نبودن، مشکل کمبود انگیزه هم به چالش های مدیر آن اداره اضافه شد چون کارمندی که به اندازه تایم اداری کار نمی‌کرد اینبار مجبور به اضافه کاری هم بود و بابت این اضافه کاری انتظار فراتر از اضافه کاری داشت و در تمام جلسات بابت کار طاقت فرسایش به ما شکایت میکرد .

اینبار ما علاوه بر داشتن گزارشات بی فایده، باید یک کارمند معترض را هم تحمل میکردیم .