- usercontent - متمم
Menu
نویسنده مطلب : باران

مطلب مورد بحث:

طراحی سیستم فروش - درس 3 - شناخت بهتر فرهنگ OC


من در درس قبل نوشتم که سیستم فروش شرکت ما ترکیبی از نتیجه محور و رفتار محور است. الان که این متن و بخشی از کامنتها را خواندم، به نظرم می رسد که ما بیشتر داریم نتیجه محور در شرکتمان عمل می کنیم.

این نتیجه گیری را از روی کامنتها کردم. در شرکت ما یک نیروی فروش جدید به سختی می تواند جا بیافتد. چون فروشندگان قدیم حاضر نیستند در بخشی از مناطق با او شریک شوند و من باید با روش دستوری و با درنظر گرفتن ریسک از دست دادن نفر قبلی این کار را بکنم. رقابت به صورت پنهانی زیاد است که البته به نظر من رقابت در فروش منجر به پیشرفت افراد می شود.

البته یک جاهایی هم دست افراد بسته است چون شیوه نامه فروش داریم که اجازه فروش به هرکسی را تحت هر شرایطی نمی دهد. ولی خیلی وقتها دیده ام که پرسنل فروش دروغ می گویند ( به من یا به مشتری) تا بتوانند رضایت یکی از ما را جلب کنند و بفروشند. یا زیادی به مشتری پیله می کنند. اگر متوجه بشوم جلوی آن را می گیرم و سعی می کنم سیستم را به رفتار محور سوق بدهم.

به نظر من سخت ترین کارمندان یک شرکت پرسنل بخش فروش هستند مخصوصا وقتی حرفه ای می شوند. چون با سازمان هم همان روش بازار را در پیش می گیرند و کاسب کارانه رفتار می کنند. سطح توقع شان خیلی بالا می رود و همه سیستم را تحت فشار می گذارند تا به فروش برسند. این می تواند در حد متعادلش بد نباشد ولی وقتی زیاد می شود صمیمیت کاری و روحیه تیمی را خراب می کند و همه بخش های دیگر در مقابل آنها جبهه می گیرند.