Menu
نویسنده مطلب : آفاق رحمانی

مطلب مورد بحث:

جمله‌های روزانه متمم | بخش دهم


از اینکه یک نمونه از محصول و مفهوم خوشحالی را به تمام طیف های احساسی دارای این خصوصیت واقعی در زندگی تعمیم بدهیم و برای تثبیت، تشریح و شرایط وجودیش در هر شرایطی فقط جمله اشاره شده از جولیان بارنز را مثل یک قانون به ذهن بسپریم جدا مشکل دارم.

شاید در مثل جای مناقشه نباشه ولی متاسفانه بسیاری امروزه به ناحق خوشحالند چون در ایجاد شرایط ناگوار بر روی زمین آگاهی داشته، از نظر روانی بیمار بوده و با کمی اغماض میشه گفت خودخواهی چشمگیری هم در رفتارشون دیده نمیشده.

بسیاری هم ناموفق و شکست خورده و ناراضی از صبح به شب به زحمت زندگی را تحمل می کنند چون نادان و خیرخواه و بیمار هستند.

احتمالا صاحب گفتار این جمله در سیاهی روزگار آگاهان و سپیدی روزگار نادانان زون خاکستری دیگری ندیده و یا بالانس بصری و تاثیر واژگونگی بصیرت را مد نظر قرار نداده.

شاید بهتر بود دیدگاه حال هر فرد را شرط در تمثیل قرار می دادند نه نظر خشک و غیر قابل انعطافی از این دست چون مردم با یک یا دو گزینه از این موارد حتی با همه و هیچ یک از این موارد حال متفاوت از همدیگر را درک و استنباط می کنند.