Menu
نویسنده مطلب : علی رسولی*

مطلب مورد بحث:

مدیریت ذره بینی چیست؟ (+ داستان مدیریت فوق‌ ذره بینی ایلان ماسک)


خوشبختانه من گرفتار مدیر ذره بینی نبوده ام.

فکر کردن و تصمیم گیری درباره مسائل انتزاعی و کلان کسب و کار (که وظیفه اصلی مدیر است) از یک طرف بسیار پیچیده و دشوار است و از طرف دیگر اغلب تصمیم ها در این سطح، تاثیر بسیاری بر آینده کسب و کار می گذارند. لذا بسیاری از مدیران به سمت مسائل خردتر که معمولا ملموس، ساده و کم ریسک هستند کشانده می شوند.

بعنوان مثال یک مدیر ترجیح می دهد بجای تفکر و پاسخ دادن به این مساله:

+ آیا به سراغ بازارهای جدید در شهرها و کشورهای دیگر برویم یا خیر؟ چه شهرهایی؟ چگونه؟ چه زمانی؟

با مساله زیر مشغول باشد:

+ آیا همه محصولاتی که آقای الف سفارش داده بودند، برایش ارسال شدند؟ از چه طریقی؟ چه زمانی؟
* * * * *
در ساختارهای لخت سنتی که افراد ناشایسته به سادگی قابل حذف نیستند، بهتر است کارهای کم اهمیت و روتین را به این افراد سپرده شود، الزامات انجام کار به دقت مشخص شوند، خروجی کار این افراد (و میزان تحقق الزامات) ارزیابی و گزارش شده و همچنین نتایج این ارزیابی ها در دریافتی این افراد تاثیر داده شود.
در واقع برای چنین افرادی می توانیم مکانیزم های ارزیابی عملکرد و فیدبک را بصورت جدی تر و رسمی تر برقرار سازیم.
همچنین می توانیم یک فرد واسطه را بین این افراد و خودمان قرار دهیم تا بر کارهای آن ها نظارت داشته باشد.
نکته دیگر اینکه چنین افرادی باید تا حد ممکن از سایر کارکنان ایزوله شوند تا ویروس تنبلی و مسئولیت ناپذیری در سازمان منتشر نشود.
* * * * *

در جایگاه کارمند برای تغییر نگرش ذره بینی مدیرمان می توانیم اعتماد او را جلب کنیم. مثلا سعی کنیم کارها را با کیفیتی فراتر از انتظارات او انجام دهیم و حتی به کارهایی که او تایید می کند، خرده بگیریم و بگوییم که می شود این کارها را با کیفیت بالاتری هم انجام داد.
ارسال گزارش های دقیق و منظم از کارهای انجام شده هم می تواند موثر واقع شود.